تقریبا سی سال پیش، بر حسب تصادف, برای مدتی, حقیر و خانم فرخنده در یک ساختمان کار می کردیم. شغل ایشان مرتبط بود با “پروژه ی تاریخ اجتماعی آمریکا” (American Social History Project) در طبقه هفتم, من در طبقه دیگری, مدیر دفتر برای “مرکز آموزش کارگری” (Center for Worker Education). که سالن دویست نفره ی شیک سوپر مدرن دولوکس تازه ساز نیز داشت. جای شما خالی یک کنفرانس دو روزه ی “اپوزوسیون” هم آنجا برگزار شد؛ که سیمین جان دو روز تمام سر پا بود و از کل جریان فیلمبرداری کرد. اشتباه نکنم نشریه ی “شهروند” کانادا گزارشی از کنفرانس داشت.

به هر رو ,سیمین جان خیلی زود رفت، روحش شاد.
بخسب! پرواز کن! بیارام! ــ دریا نیز میمیرد.

سکوت سرشار از ناگفته هاست!
دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
وهر دانه برفی
به اشکی نریخته می ماند.
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است.
از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان
وشگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من.

!Simin Minou Louisa Farkhondeh, presente

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.