ملتی که بزنگاه تاریخی را به فرصت تبدیل نکند محکوم به تحمل تهدید خواهد شد

ملت بزرگ ایران

مبارزات ۸۰ ساله پدران و مادران ما در چنین روزی در ۱۲۸۵ به نتیجه «نسبی و نیم بند» رسید و شاه مجبور به پذیرش بخشی ازمطالبات مردم شد و فرمان مشروطیت را امضا نمود، اما خواست ملت بسیار فراتر از مشروط کردن «قدرت مطلقه» شاه که عموما راجعبه «حوزه اجرا» می‌شد بود زیرا عملا قلمروتقنین و قضادر پوشششریعتدر دست روحانیون قرار داشت و شعار شفافعدالتخانهومجلس ملیکه جانمایه نهضت مشروطه بود در واقع قدرت مطلقه روحانیون که عملا دو قوه مقننه و قضائیه را در اختیارداشتند را هم نشانه گرفته بود زیرا قضاوت در دست روحانیون و قانون هم شریعتی بود که آنها ارائه میکردند حتی پیشتر فتحعلیشاه بهکارگزاران خود دستور داده بود که از نظر و رای روحانیون تبعیت نمایند یعنی حوزه دخالت آنها به امور اجرایی هم گسترش می یافت. درنتیجه دستاورد نهضت مشروطه چیزی جز مولودی «ناقص الخلقه» نبود.

ولی این نهال نوپا که نهرهبری شاخصداشت و نهبنیانهای مستحکم حقوقیدر آن تعبیه شد بزودی دستخوش دگردیسی گردید بهنحوی که به ظهور دو اردوگاهمشروعه‌خواهومشروطه‌خواهانجامید و معجونی از هردو را در بر گرفت و تعبیههیئت ترازتیرخلاص را به آن شلیک نمود و حتی تلاش کافی برای حراست از همان دستاوردهای نیم‌بند و نسبی هم به عمل نیامد و سرانجام به انقلاب۱۳۵۷ منجر گردید که عملا چیزی جز برون‌رفت ازچالهو سقوط درچاهنبود. صادقانه بگویم بخش بزرگی از این ناکامیها معلولبی تفاوتیو عدم احساسمسئولیت ملیو ایفای آن و عدم مسئولیت مردم نسبت بهسرنوشت خویشبوده است.

اینک ملت ایران در «بزنگاهی تاریخی» قرار گرفته که ایران را در لبهپرتگاهقرار داده که سیاستهاینابخردانهوایدئولوژی زدهرهبر منعزل عامل اصلی آن است؛ گویی که مصداق «و اضل فرعون قومه و ما هدی» “فرعون قومش را گمراه نمود نه راهنمایی” (طه۷۹» میباشد و چنانچه ملت بزرگ ایران در این برهه «ابتکار عملی» شایسته وفوریرا ابراز نکند و خطرات عظیم ناشی ازسیاستهای نابخردانه رهبر تحمیلی را خنثی ننماید کسی جز خود را نمیتواند «سرزنش» کند زیرا مصداق «فلا تلومونی و لومواانفسکم» “بنابراین مرا ملامت مکنید، خود را سرزنش نماییدخواهد بود.

شگفتا فرعون که قوم خود را به تباهی و گمراهی کشید حاکمیت نامشروع نداشت زیرا طبق نُرم‌ها و هنجارهای زمان خود به قدرت رسیدهبود و شیطان گرامی! ‌هم که میگوید مراملامتمکنید و خود راسرزنشنمایید از اول به خداوند گفته بود: بندگانت را «اغوا وگمراه» مینمایم اما «فرعون زمان» یعنی علی خامنه‌ای که ملت ما را «اغوا»نموده و به «تباهی» کشیده با تقلب و خیانت قدرت را قبضهنموده و خود به این تقلب و خیانت اقرار صریح دارد یعنی «ولایتش نامشروع» و «قدرتش غیرقانونی» است حتی سلف جنایتکار ونابخرد وی که هزاران هم میهن‌مان را با «فتوا» به قتل رساند و تعداد بیشماری را در جنگ ۸ ساله ویرانگر که خود مسبب آن بود بهشهادت  و تعداد بیشماری را به اسارت و جانبازی رساند علیرغمخدعه و فریبکاریاما پایگاه مردمی داشت ولی فرعون و ابلیس حاکمبر ایران مطلقا نامشروع است.

اکنون این پرسش قابل طرح است که آیا ملت ایران بابی عملیبه استقبال جنگیتمام عیارخواهد رفت که نتیجه سیاستهاینابخردانه رهبر نامشروع و خواست نتانیاهوی جنایتکار است همانطور که در مقابل سیاستهای نابخردانه خمینی و صدام حسین تسلیمشد و خسارات انسانی و مادی بی حساب را تحمل نمود و در پایان کار هم خمینی گفتمامور به تکلیف بوده نه مامور به نتیجه“! آیااگر از اول تو دهن شیخ فضل الله نوری میزد و از همان دستاوردهای نیم بند مشروطه حراست میکرد سر از نظام تک حزیی رستاخیزی وسرکوب ساواک در میآورد تا مجبور به انجام انقلابی دیگر شود؟!

آیا نمیداند که مهمترین دلیل شکست در جنگ تحمیلی و نوشیدنجام زهرتوسط خمینی برای قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیتسازمان ملل وضع مالی کشور بود که به استناد اعتراف خمینی در نامه ای که خطاب به دولت و مجلس سوم نوشت بهزیر صفررسیده بود؟! و آیا وضعیت مالی کشور اکنون  بدتر از آن زمان نیست؟ آیا نمیداند بسیاری از هم‌میهنان ما در جنگ ۸ ساله نه باتیردشمن بعثی که بر اثرتشنگیبه شهادت رسیدند؟! و آیا نمیداندعدم واکنشبه جنایت بزرگ نتانیاهو علاوه برخفت، موجبتجریاو میشود و وی را به تکرار جنایتهای بزرگتر رهنمون میگردد و پاسخ متناسب و در «تراز» جنایات او ایران را به جنگی «تمامعیار» میکشد؟

آیا نباید از تجربه جنگهای ایران بربادده که مسبب بسیاری از آنها شاهان و رهبران دینی بی خرد بوده‌اند اما هزینه های انسانی ومادی و حیثیتی آنها را ملت ما پرداخته عبرت گرفت و  قربانی رهبران احمق داخلی و دشمنان خون آشام خارجی و عذاب وجدان و ملامتو سرزنش خود نشد؟ و خفت بی عملی را تحمل نکرد؟

پس چاره چیست؟ آیا فقط دو گزینهتحمل خفت  بخاطر عدم پاسخ به جنایتهای نتانیاهو یا ورود بهجنگیکه هدف اوست پیش رویملت ماست؟ آیا گزینه سومی وجود ندارد؟ پیشنهاد این کوچکترین  فرزند ملت بزرگ ایران این است که: باتوجه به بطلان ولایت علیخامنه‌ای و سیاستهای غلط او که بر خلاف نظر مردم و  مسبب اصلی وضعیت خطرناک کنونی و فقر فراگیر مردم  و انحطاط کشور وغارت و به هدر دادن ثروت ملت و سرکوب مردم گردیده و «فرهنگ و هویت ملی» ما را لگدمال نموده با «خیزشی ملی» که البته بدون«همبستگی ملی» و داشتن «نقشه راه» از طریق استراتژی «مبارزه خشونت پرهیز» و تاکتیک «اعتصابات عمومی» و «نافرمانیمدنی» ممکن نیست کار رژیم را تمام کنیم تا ضمن جلوگیری از جنگ، مبارزات «بی نتیجه» دویست ساله ملت را با سرنگونی حکومتجور و جهل و فساد و تاسیس حکومتی «سکولار»، «دموکراتیک» و مبتنی بر «اعلامیه جهانی حقوق بشر» و «دولت پاسخگو» و«حقوق شهروندی مساوی» و پیام «صلح و دوستی» به جهان به نتیجه برسانیم.

نکته بسیار مهمتنگی وقتواضطراریبودن وضعیت است. وقت تنگ است و چندان فرصتی باقی نمانده؛ بنابراین اگر ملت بزرگمیخواهد گزینه سوم را برگزیند نباید به مثابه «نوشداروی بعد از مرگ سهراب» فرصت را از دست بدهد و اعتصابات و اعتراضات جداجدا و پراکنده را ادامه دهد و با «عزمی ملی» و «خیزشی مردمی» و «برق آسا» نقشه و توطئه خامنه‌ای و نتانیاهو برایجنگیاخفت و شکسترا نقش برآب کند. نه تنها فردا دیر است، بلکه هم اکنون هم دیر شده است!

سرافراز ملت ایران

پاینده ایران

قاسم شعله سعدی

۱۴۰۳/۵/۱۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)