شقه و شکاف در باند خامنه‌ای پسامرگ رئیسی

با تمامی هزینه‌ای که خامنه‌ای برای آوردن رئیسی و حذف رقبایش کرد، اکنون با مرگ رئیسی و انتصاب پزشیکان شکاف بزرگی در باند خامنه‌ای ایجاد شده است.

سعید جلیلی پیش از ۴۰۳ دو بار در انتخابات ریاست جمهوری کاندید شده بود. در هر دو بار وی شکست خورده بود اما برای عقب‌نماندن از قافله مدعی تشکیل «دولت سایه» شده بود.

وی توهم این را دارد که در باند اصول‌گرایان برای خودش وزنه‌ای است. در سال‌های اخیر نیز ائتلافی ناگفته و نانوشته برای خودش درست کرده است که از مرتجع‌ترین طیف‌های اصول‌گرایان است. جبهه پایداری به سرکردگی حمید رسایی، مرتضی آقاتهرانی، صادق محصولی، سیدمحمود نبویان و…

حال که در مجلس جدید خامنه‌ای نبویان و رسایی به عنوان نفر اول و دوم بالاتر از قالیباف که چهارم شده بود، راهی مجلس شدند، سعید جلیلی توهمش بیشتر شد.

توهم وی این بود که جریان طرفدار وی، طرفدارانی دارد و سنگین‌تر از دیگر جریانات جبهه اصول‌گرایان است.

از این رو برای خود نقشه مسیر و آلاف و الوفی به زده است. مزید علت نیز، پسامرگ رئیسی خامنه‌ای دچار قحط‌الرجال شده و برای جایگزینی، جلیلی را به صحنه آورد.

رای تقلبی و ادعایی ۱۴ میلیونی هم توهم جلیلی را بالاتر برد. هر چند که این رقم تقلبی بود و تحریم قریب به اتفاق بود اما ظاهرا استخوان دروغ در گلوی جلیلی گیر نمی‌کند.

اما از سوی دیگر می‌توان تکرار این رقم تقلبی را نشانه‌ای برای نپذیرفتن شکستش از پزشکیان تعبیر و تلقی کرد.

[شکاف در راس حکومت خامنه ای به کجا می‌انجامد؟]

شکست جلیلی به رغم حمایت همه مهره‌‌های باند خامنه‌ای از وی

از سوی دیگر زاکانی، قاضی‌زاده هاشمی و در دور دوم قالیباف، همگی از باند خامنه‌ای از جلیلی طرفداری کردند. با این وجود وی شکست خورد و در جوابگویی و توجیه شکست خود، مدام این ۱۴ میلیون قلابی را به رخ آنان می‌کشد.

همچنین وی با پشتگرمی به مجلسی که جبهه پایداری، نیروی غالب آن است متوهم‌تر شده است. جلیلی کاندید پایداری در انتخابات ریاست جمهوری بود.

این وهم بود که وی بلافاصله پس از شکست پزشکیان در عملی که شاید در جهان سابقه ندارد به دیدار وی رفت و خط و نشان کشید.

در آن دیدار جلیلی شکست‌خورده از باند خامنه‌ای برای پزشکیان خط و نشان کشید که اگر خطا و کم‌کاری ببیند وارد خواهد شد.

برخی این اقدام را به اعتماد به نفس عجیب و غریب و دروغین جلیلی تعبیر کردند. اما همان طور که ذکر شد وی اتکاء و پشت‌گرمی‌اش به جبهه پایداری است که در مجلس تقریبا همه‌کاره خواهد بود.

هر چند قالیباف رئیس مجلس است اما گستردگی و نفوذ پایداری می‌تواند حتی در مقابل نفوذ ریاستی قالیباف غالب شود.

همین موضوع اما تشتت در باند خامنه‌ای را نیز ضریب زده است. در گرماگرم سهم‌‌خواهی و تکه‌تکه‌کردن گوشت قربانی ثروت‌های مردم ایران، قطعا نفرات باند خامنه‌‌ای سرآمد همه‌ی دیگران هستند.

حالا در اظهار نظر جدیدی جلیلی حرفی را بر زبان رانده که قابل تامل است. حرف این است «فکر نکنید در سال ۱۴۰۷ هم قرار است من کنار بروم. تمام جریان اصولگرایی باید در خدمت من باشد».

گویی سلطان و پادشاهی است که رعیت را در خدمت خود می‌خواهد. کسی که ظاهرا باید خدمتگزار مردم باشد باند خامنه‌ای و دوستانش را تماما در خدمت خود می‌خواهد!

جنگ قدرت‌طلبی و کرسی‌خواهی باز هم ادامه خواهد داشت

این از عجایب حاکمیت ولایت فقیه است که در جایی دیگر شاید هیچ سابقه‌ای نداشته باشد. در جایی بیش از ۹۰ درصد مردم انتخابات را تحریم کرده‌اند، رای حداقلی چنین توهمی برای جلیلی از باند خامنه‌ای ایجاد کرده است.

البته معلوم است ادعا و توهم وی تنها به رای ادعاشده نیست. خامنه‌ای در جریان خالص‌سازی ‌آن‌چنان مهره‌‌های ریز و درشت باند خودش را جراحی کرد که دیگر کسی نمانده است.

حالا در نبود و قحط‌الرجال در باند خامنه‌ای سعید جلیلی قوباغه هفت‌تیرکش شهر خالی از «رجال» شده است!

این قطعا بر دیگر مهره‌های این باند نیز سخت و گران می‌آید و به مقابله با جلیلی برمی‌خیزند. یکی از این مهره‌‌ها قالیباف است. وی علی‌القاعده تا سال ۱۴۰۶ رئیس مجلس باقی می‌ماند.

پس این فرصت را دارد که برای سال ۴۰۷ برای انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کند. وزنه اجرایی وی بسیار بیشتر از جلیلی است. ریاست مجلس، شهرداری تهران، فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه، فرماندهی نیروی انتظامی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، وزنه را به نفع وی سنگین می‌کند.

در قابل اما جلیلی تنها دبیری شورای عالی امنیت ملی و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت را در کارنامه خود دارد.

پس برای مقام اجرایی و قوه مجریه کشور از دید ملایان قالیباف امتیاز بیشتری دارد. اما لابی‌گری جلیلی و خرید مهره و تبانی جلیلی و عطش وی برای قدرت ظاهرا بیشتر است.

این مولفه‌ها جنگ قدرت را در بین مهره‌های باند خامنه‌ای به شدت افزایش خواهد داد. امری که آشکارا در خدمت مردم  قیام و اعتراضات قطعی و یقینی آتی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)