پزشکیان و دردسرهای تشکیل کابینه

همان طور که انتظار می‌رفت تنش‌ها و اختلافات در راس حاکمیت پس از انتصاب پزشکیان بالا گرفته است. دعوا نیز بر سر سهم‌خواهی از کیک قدرت است که هر دو جناح خامنه‌‌ای خواهان آن هستند.

سالی که نکوست از تابستان گرمش پیداست. ضرب‌المثل را تغییر دادم تا معنایی را برسانم. تابستان است و اوج گرما. در این حرارت هوا، پزشکیان نیز گرماگرم مبلمان و چینش کابینه است. تضادها و تنش‌هایی که بر سر راه وی در این تابستان گرم وجود دارد مرا مجبور کرد تا دست در ضرب‌المثل معروف ببرم.

شروع مرداد است و ۷ و ۹ مرداد مراسم «تفنیذ و تحلیف» وی برگزار می‌شود. تا سوم مرداد نیز قرار بود شورای راهبری تحت ریاست ظریف کاندیداهای وزارت‌خانه‌ها را به پزشکیان معرفی کند.

فارغ از کشمکش‌هایی که بر سر این شورای راهبری و در عملکرد و رویکرد آن وجود دارد، تنش‌هایی در خارج از آن نیز هست. این تنش‌ها آنقدر زیادند که نگارنده را مجبور ساخت دستکاری ضرب‌المثل کند.

پزشکیان برای پیشرفت کارش چاره‌‌هایی نیز اندیشیده بود. علاوه بر شورای راهبری ظریف، وی اعلام کرد حتی به قالیباف و جلیلی، رقبای شکست‌خورده‌اش از جناح مقابل و رضایی و… نیز گفته که افراد مد نظر خود برای کابینه را معرفی کنند.

هر گام که برداشته می‌شود پیچیدگی موضوع را نه دو که چند چندان می‌کند.

حالا رئیس‌جمهور خامنه‌ای مانده است که هنوز رسمیت راس‌ هرمی و مجلسی نیافته، باید بر سر کابینه جنگ‌های گلادیاتوری را پیش ببرد.

فشار جنگ به قدری بالا گرفته که پزشکیان روز ۲ مرداد ۴۰۳ زبان به گلایه گشود که همه آدم‌های خودشان را معرفی می‌کنند و نمی‌دانم باید چه کار کنم؟! باز مصداق همان پیدا بودن سال نکو از تابستانش!

تحریم حداکثری و ادعای رضایت مردم از وزرای پزشکیان و خنده حضار

وی اما در واویلای چه کنمش، شاخص رضایت مردم از وزراء را، به عنوان علامت مشخصه وزیرانش اعلام داشته است. در حالی که این کاملا یک فریب و فرع ماجراست.

وقتی برای کاندیداتوری وزارء این چنین جنگ گلادیاتوری راه می‌افتد، قطعا شرکت‌کنندگان و همه آنهایی که به گفته پزشکیان آدم معرفی کرده‌اند، محض رضای خدا و برای رضای خدا نمی‌خواهند کار کنند.

بلکه جنگ، جنگ قدرت و سهم‌خواهی بین باندهای مختلف قدرت در حاکمیت ملایان است. حالا دولتی که قرار است در تابستان داغ تشکیل شود به مانند لاشه‌ای است که کفتاران وحشی بی‌شمار برای هر تکه از آن درگیر جدالند و دندان تیز کرده‌‌ا‌ند. لاشه‌ای که در تابستان داغ، تهدید فاسدشدنش نیز هست، شاید کمی دیرتر از تابستان.

آنانی که با این اوصاف می‌خواهند تکه‌ای از جسد و لاشه دولت را به سهم‌الارث ببرند، به فکر رضا و رضایت مردمند؟ این از شگفتی‌هاست و محالات، بگذریم.

شوری که نه تلخی این آش از چندین روز پیش به حدی شد که بهزاد نبوی، اعلام کرد که «عاجزانه از همه استدعا دارم… که به خاطر پزشکیان بینوا دست از سهم‌خواهی از این گوشت قربانی بردارید»!!!

محمد فاضلی از نزدیکان پزشکیان نیز اعلام کرد «پست‌آویز، خود پست را دوست دارد، مهم نیست چه پستی باشد. پست‌آویز از خودش نمی‌پرسد من به درد این پست می‌خورم یا نمی‌خورم؛ دوست دارد پستی داشته باشد. پست‌آویز به اثربخشی‌اش در آن پست توجهی ندارد، گاه همین که به پست آویزان شود و بتواند با خودروی دولتی در خط ویژه حرکت کند برایش کفایت می‌کند.»

حالا با این توصیفات پیدا کنید وزیری را که به گفته پزشکیان بخواهد برای رضایت مردم کار کند؟ فکر نمی‌کنم بتوانید چنین کسی را پیدا کنید.

جدال‌های باندهای بالای هرم قدرت، یقینا به قیام راه می‌برد

برخی دیگر نیز، سهم‌خواهان از دولت را «مجاهدان شنبه» نام بردند. این اصطلاح به کسانی گفته می‌شود که هیچ زحمتی نکشید‌اند اما به وقت چیدن محصول، خواهان سهم می‌شوند. سابقه این اصطلاح نیز به دوران انقلاب مشروطه برمی‌گردد.

این سخنان ساده، بسیار نگفته‌‌های سخت و سهمگین در پس خود دارد. نگفته‌هایی که در بستر جنگ قدرت و سهم‌خواهی خونین در جریان است.

این اما از طرف جبهه اصلاح‌طلبان قلابی است. اما جنگ بسا خونین‌تری بین جناح مقابل، یعنی اردوی خامنه‌ای و اردوی اصلاح‌طلبان قلابی وجود دارد.

معرفی وزراء به مجلس برای گرفتن رای اعتماد، سر گردنه و بزنگاهی است که دزدان اردوی خامنه‌ای، سهم‌خواهی خود از لاشه دولت را در آنجا خواهند ستاند. شاید هم زودتر. هنوز ۲ هفته‌ای به آن، زمان مانده است.

[کابینه پزشکیان و آجر و ملات فاسد بازار مکاره آن]

ولی این طور نیست که اینان اکنون بیکار نشسته باشند. در قالب‌ها و الگوهای خاصی که حساسیت برانگیز نباشد، دور جسد و لاشه می‌گردند و با همراه ‌نشان دادن خود منتظر فرصتی هستند که در جستی ناگهانی، بخشی از لاشه را به غنیمت و یغما ببرند.

هر چه هست با این توصیفات و جنگ ‌سیری‌ناپذیر قدرت و ثروت، پزشکیان نه در آینده، که هم‌اکنون سخت‌ترین روزهای خود را می‌گذراند.

چنان که وقتی نکویی سال! از تابستان که گذشت، زشتی پاییز و زمستانی بر سر جنگ قدرت از راه خواهد رسید که پزشکیان را مجبور خواهد کرد از ابوعطاخواندن‌های معتدلانه و دمکراتیک‌نما و وفاق‌ملی‌نما، صرف‌نظر کند.

آن روز، روز جدال آشکار کفتارها در راس هرم حاکمیت، برای تقسیم سهم‌الارث‌ پدری خود از قدرت و «سفره انقلاب» خواهد بود.

آن روز و آن جدال نیز، جدال بزرگتر، یعنی جدال بین مردم ایران و کفتاران حاکمیت از دو باند را در کف خیابان رقم خواهد زد. پیروز این جدال با تحریم حداکثری انتخابات از هم‌اکنون روشن است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)