ارزش‌داوری نسبت به رفتارها و تقسیم آن‌ها به خوب و بد اخلاق نامیده می‌شود، انسان‌ها همیشه به برنامه‌ریزی در مورد هنجارهای اخلاقی توجه کرده‌اند؛ لذا تعلیم و تربیت اخلاقی همیشه به عنوان کاری پسندیده مطرح بوده است؛ اگرچه مبنا و محتوای این هنجارها با یک‌دیگر تفاوت داشته‌اند.

ساختار اخلاقی سه گونه است:

۱. اخلاق مذهبی [تعبدی/تقلیدی]: اگرچه اخلاق مذهبی در مواردی با اخلاق عقلانی – که برترین ساختار اخلاقی است – هم‌خوانی دارد، و هر دین و مذهبی به گونه‌ای از این امر مثبت برخوردار است؛ اما در آخر ساختار مذهبی نمی‌تواند هنجار لازم و مناسب را در مورد اخلاق ارائه بدهد.

در این ساختار ارزش‌داوری نسبت به رفتارها فرمایشی می‌باشد، این ساختار بر پایه تسلیم و تعبد نسبت به فرمان‌هایی که گفته می‌شود خدایان آن‌ها را بر زبان پیشوایان رانده‌اند ساخته شده است، بینش، شهود، و شناخت انسان در این ساختار به رسمیت شناخته نمی‌شوند، و این زیان‌بار و خطرناک است؛ چه این که این گونه امکان توجیه هر رفتار بدی فراهم می‌شود.

در این ساختار افراد کار خوب را با ناآگاهی نسبت به جهتِ خوبیِ آن انجام می‌دهند؛ همچنانکه از کار بد با ناآگاهی نسبت به جهتِ بدیِ آن پرهیز می‌نمایند.

۲. اخلاق عرفانی [احساسی/شهودی]: اگرچه اخلاق عرفانی با اخلاق مذهبی به نوعی درآمیخته است اما از آن جا که بینش انسان را تا اندازه‌ای به رسمیت می‌شناسد بارها از اخلاق مذهبی انتقاد می‌کند.

در این ساختار ارزش‌داوری نسبت به رفتارها بر پایه بینش، شهود، و شناخت انسان شکل می‌گیرد؛ اما با اندیشه‌ورزی سنجیده نمی‌شود، لذا اخلاق عرفانی از اخلاق مذهبی بالاتر اما از اخلاق عقلانی پایین‌تر است.

ادبیات کلاسیک فارسی حاوی بسیاری از اخلاقیات عرفانی است؛ و از این جهت رگه‌هایی از روی‌کرد انتقادی نسبت به اخلاق مذهبی در آن دیده می‌شود.

روند اخلاق عرفانی بر این است که گوینده یا نویسنده بینشی که به آن دست یافته است را به گونه‌ای با شنونده یا خواننده در میان می‌گذارد که وی نیز به آن بینش دست پیدا کند؛ نه این که آن را از روی تعبد و تقلید بپذیرد.

در این ساختار افراد کار خوب را با آگاهی نسبت به جهتِ خوبیِ آن انجام می‌دهند، همچنانکه از کار بد با آگاهی نسبت به جهتِ بدیِ آن پرهیز می‌نمایند.

اما ایراد اخلاق عرفانی – جدا از درآمیختگی آن با اخلاق مذهبی – این است که بسا بینشی آنی، هیجانی، و یک‌سویه را درست می‌پندارد؛ در حالی که آن داده در یک بررسی سنجشگرانه نادرست می‌نماید.

۳. اخلاق عقلانی [استدلالی/فلسفی]: منظور از عقلانیت بینش سنجشگرانه انسان با تمام توان شناختی خود می‌باشد، لذا اخلاق عقلانی یعنی ارزش‌داوری نسبت به رفتارها بر پایه اندیشه یا بینش سنجشگرانه.

در این ساختار انسان هر کار خوبی را با بیشترین آگاهی نسبت به جهتِ خوبیِ آن انجام می‌دهد، همچنانکه از هر کار بدی با بیشترین آگاهی نسبت به جهتِ بدیِ آن پرهیز می‌نماید.

اخلاق عقلانی برترین ساختار اخلاقی است؛ چه این که احکام آن بر مبنای بینشی آگاهانه‌تر شکل می‌گیرند.

 

نویسنده: محمدمهدی شیرازی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)