این روشن است که با توجه به حساسیت این استان،  مقامات رژیم  از هر ترفندی برای نشان دادن افزایش رای استفاده کرده اند.  بطوریکه برای  اغلب رسانه ها ی رسمی کشور  نتایج سیستان و بلوچستان  در صدر گزارشات بوده است.

در سیستان و بلوچستان با ۵۰ و نیم درصد مشارکت هم نسبت به کل کشور اندکی بالاتر از متوسط است ولی  در مقایسه با دور اول بطور چشمگری یک جهش حدود ۲۰ درصدی  داشته است هرچند گزاراشاتی رسیده بود که حوزه ها خلوت بوده و حتی آمار های دور اول  که مشارکت را بطور مغشوشی  ۳۰ و یا ۴۰ درصد اعلام کرده بودند مهندسی شده بود.   اما رقم  ۵۰ درصد کنونی هنوز حدود ۱۳ درصد از میزان مشارکت  انتخابات ۱۴۰۰ در دوره انتخاب رئیسی و حدود ۲۵ درصد کمتر از انتخابات سال ۱۳۹۶ برای دوره دوم روحانی است. بطور شگفت آوری آرای باطله که در انتخابات ریاست جمهوری  سال ۱۴۰۰، ۱۴.۱٪ کل آرای صندوق بود این بار رقم نازل  ۱.۶٪  و یا ۱.۴٪  (بنا به اظهارات  عباس ابراهیمی)را نشان می دهد.
در کل سیستان و بلوچستان بنا به اظهارات عباس  ابراهیمی دبیر ستاد انتخابات استان   ۶۷.۶ درصد آرا به پزشکیان و ۳۱ درصد به جلیلی (این درصد ها به نسبت کل آرای صندوق هاست) و بقیه هم باطله بوده است. ارقام ذکر شده در پایین نشان می دهند که بر اساس آرای صحیح  اعلام شده نرخ مشارکت   ۵۰ درصد ، و با حساب کل آری صندوقها ۵۰.۸۵ می شود.

 

 

سیستان

زاهدان

مناطق بلوچستان بدون زاهدان

کل  استان

پزشکیان

۴۹۹۱۴

(۳۳٪)

۱۱۲۸۲۷

(۵۲.۴٪)

۴۹۱۸۹۸

(۸۳.۷٪)

۶۵۴۶۳۹

(۶۸.۵٪)

جلیلی

۱۰۱۴۶۶

(۶۷٪)

۱۰۲۴۵۱

(۴۷.۶٪)

۹۵۷۳۴

(۱۶.۳٪)

۲۹۹۶۵۱

(۳۱.۵٪)

آرای صحیح

۱۵۱۳۸۰

۲۱۵۲۷۸

۵۸۷۶۳۲

۹۵۴۲۹۰

ارای صندوق

۱۵۳۹۶۴

۲۲۱۲۷۴

۵۹۳۹۲۴

۹۶۹۱۶۲

واجدین شرایط

؟

؟

؟

۱۹۰۵۹۹۳

 

از حوزه های انتخاباتی عمده منطقه بلوچستان (بدون احتساب زاهدان) که از نظر تعداد و درصد رای به جلیلی از حدود ده درصد بالاتر بوده اند در جدول زیر دیده می شوند.  همه درصد ها در جداول نسبت به آرای صحیح اعلام شده برای استان و یا منطقه و یا حوزه اند.

 

ایرانشهر

دلگان

راسک

نیکشهر

چابهار

کنارک

سراوان

پزشکیان

۳۹۷۵۹   (۷۸.۷٪)  

۷۹۵۰

(٪۲۳.۴)

۲۴۳۷۹  (۸۶.۲٪)  

۳۴۱۹۹   (۸۴.۷۵٪)   

۵۳۳۵۳  (۸۲.۷٪)   

۲۲۷۵۱ 

(۸۵.۱٪)    

۵۰۷۵۹

(٪۸۹.۳۵)

جلیلی

۱۰۸۰۰ 

(۲۱.۳٪)

۲۶۰۶۲

(٪۷۶.۶)

۳۹۰۸  (۱۳.۸٪)

ج:۶۱۵۲   (۱۵.۲۵٪)

۱۱۲۰۳ (۱۷.۳٪)

۳۹۸۱ (۱۴.۹٪)

۶۰۵۴ (۱۰.۶۵٪)

آرای صحیح

۵۰۵۵۹

(٪۱۰۰)

۳۴۰۱۲

(٪۱۰۰)

 ۲۸۲۸۷

(٪۱۰۰)

۴۰۳۵۱
(٪۱۰۰)

۶۴۵۵۶
(٪۱۰۰)

۲۶۷۳۲

(٪۱۰۰)

۵۶۸۱۳

(٪۱۰۰)

ارای صندوق

۵۱۶۴۸

۳۴۱۰۹

۲۸۴۴۹

۴۰۶۷۷

۶۵۴۱۶

۲۷۱۰۷

۵۸۰۴۴ 

واجدین شرایط

؟

؟

؟

؟

؟

؟

؟

 

نکته قابل ذکر این است  که بطور استثنائی در حوزه شهرستان دلگان  که منطقه ای عمدتا شیعه نشین بلوچ است و گفته می شود در آنجا  شبکه های اطلاعاتیــامنیتی رژیم هم   نیرومند هستند تعداد آرای جلیلی از ۳۴۱۰۹ (۳۴۰۱۲ صخیخ) به ۲۶۰۶۲ (۷۶.۶ درصد آرای صحیح) و تعداد آرای پزشکیان ۷۹۵۰  (۲۳.۴ درصد آرای صحیح) بوده است. در هیچ حای دیگری از مناطق بلوچ سنی نشین  جلیلی نتوانسته است رای قابل ملاحظه ای کسب کند.  بعد از دلگان در ایرانشهر درصد آرا برای جلیلی   ۲۱.۳٪ گزارش شده که احتمالا بخش مهمی از این آرا مرتبط با بزمان است که بخش شیعه نشین شهرستان ایرانشهر است.  آرای جلیلی در حوزه های مهم  دیگر  مثل چابهار ۱۷.۳٪ ، نیکشهر  ۱۵.۲۵٪ ، کنارک ۱۴.۹٪، راسک  ۱۳.۸٪،  سزاوان ۱۰.۶۵٪  گزارش شده است.  در این شرایط احتمالا فاکتورهائی همچون  حمعیت غیر بومی  شیعه ،  شبکه های اطلاعاتی وامنیتی فعال، حضور مولوی و سردارهای  متنفذ طرفدار سپاه در میزان رای جلیلی موثر بوده اند.   

با وجود این در اغلب مناطق سنی نشین بلوچ توزیع آرا تقریبا یکسان و  در کل منطقه بلوچستان(بجز زاهدان)  ۸۳.۷٪درصد آرا  به پزشکیان و ۱۶۰۷٪ به جلیلی داده شده است. آرای پزشکیان در زاهدان۵۲.۴ درصد و جلیلی ۴۷.۶ درصد آرای صحیح است. در سیستان درصد آرای جلیلی ۶۷ درصد آرای صحیح و پزشکیان ۳۳ درصد آرای صحیح است. این نوع تقسیم بندی ها تا حدودی بیانگر شکاف های جدی است که در اثر سیاست های رژیم در توزیع منابع و تقسیم بندی مذهبی- ایدئولوژیک بین شیعه و سنی  و بلوچ و غیر بلوج رشد کرده است و این شکاف ها در شرایط حاد بحرانی می تواند فاجعه بار باشد.

 از سوی دیگر، این نوع توزیع آرا در شرایط عدم وجود آزادی ، نبود برنامه های روشن و نیز نبود تشکیلات و احزاب  و مطبوعات آزاد،  تا حدود.زیادی نتیجه بکارگیری ابزارهای سنتی در جمع آوری آرا نیز هست. عوامل اصلی بکار گیری این نوع بسیج انتخاباتی، بویژه در میان سنیان منطقه، مولوی ها و سرطوایف بوده اند که بمثابه دلالان سیستم و برخوردار از امتیازات ویژه دست به این کار می زنند. این بدین معنی است که رای گیری کمتر یک کنش عقلانی و شهروندی بلکه  یک سرنوشت مبتنی بر اراده اتوریته های  سنتی بوده است که  از رانت خواری مرکز بیش و کم سود برده اند.

در آماری که در مورد سیستان و بلوچستان داده شده ۵۰ درصد زن و ۵۰ درصد مرد مشارکت کننده گزارش شده  است که بنظر می رسد نوعی سرهم بندی است چون چنین انطباقی دقیقی بسیار نادر است. نکته دیگر ای است که تعداد واجدین شرایطـاین استان در  ۲۸ خرداد سال ۱۴۰۰  رقمی معادل یک میلیون و   ششصد  و هشت هزار ششصد وپنج    ۱۶۰۸۶۰۵ ه ذکر شده بود و واجدین شرایط انتخابات مجلس در اسفند ۱۴۰۲ هم ۱۹۰۵۹۹۳ اعلام  شد و  همین رقم را  ۷ ماه بعد برای انتخابات  ریاست جمهوری اعلام کردند  از اینجا میـتوان نتیجه گرفت که  تعداد واجدین شرایطـ را بنا به  موقعیت ها پنهان کرده و یا در زمان احتمال مشارکت کم آن رقم را کمتر اعلام کنند تا درصد مشارکت بیشتر دیده شود.  

با توجه به کمبود اطلاعات و عدم امکان تحقیقات میدانی دشوار است بتوان یک ارزیابی جامعه شناسانه از مشارکت و گرایشات اقشار و طبقات اجتماعی در این انتخابات ارائه کرد. ولی از روی بعضی شواهد می توان دید که در این  دوره، علیرغم تمام ترفند ها و حتی بمیدان آمدن بسیاری ازاتوریته های سنتی مثل مولوی ها و نیز سران طایفه ها ،  کاهش آرا نشانی از  رشد عقلانی شدن  و اعتراض به حاکمیت هم  بود. و این عمدتا  نتیجه  یک پروسه مبارزات مرتبط با جنبش مهسا ست  که در سیستان و بلوچستان  با فاجعه های خونین زاهدان و خاش همراه بود.

هذچند  نمی ٹوان نقش   بخشی از قشر متوسط را در این پروسه عقلانی شدن نادیده گرفت ولی بنظرم قشر متوسط در سیستان و بلوچستان نتوانسته است بصورت مستقلی در حهت آلترناتیو باشد . بخشی بصورت کجدار و مریز هم به اصلاح طلبان تمایل داشته اند ولی در بزنگاههای مهم  موقعیت خود را بندرت جدا از اتوریته وتمایلت  مولوی عبدالحمید تعریف کرده اند.  این بار هم بخشی  از ابتدا  بسوی پزشکیان تمایل داشتند. بطوریکه کسانی مانند باقر کرد که در راس ستاد پزشکیان  در استان قرار گرفت  تمایلات  این قشر را نمایندگی می کرد. اما این قشر بشدت بدنبال تایید و حمایت مولوی عبدالحمید بود و این احتمال هم هست که از ابتدا از جانب مولوی چراغ سبز دریافت کرده بود.   باقر کرد ه یک نمایده سابق مجلس و چهره ای دانشگاهی است از  نزدیکان و مشاوران مولوی عبدالحمید بود و مسلما تمایلات مولوی را می دانست و یا با او مشورت کرده بود. این حلقه ارتباط با آمدن جلال جلالی زاده  (سیاستمدار اصلاح طلب سنی  کرد) که ازطرف پزشکیان به زاهدان آمد و احتمالا با  آوردن پیام خاصی با مولوی گفتگو کردو فرصت یافت در مسجد مکی به نفع پزشکیان سخنرانی کند، بیشتر شد.  این ها را می توان  از ابتدا بعنوان  علامت تمایل مولوی به مشارکت در انتخابات و تمایل بسوی  پزشکیان دید. بخشی از این قشر با منطق و حسابگری خود بمیدان آمدند و از پزشکیان حمایت کرد ند.    در  حسابگری بسیاری از آنان  نوعی فرصت طلبی و فقدان اصول هم موج می زد. بعضی بر این اساس عمل می کردند که هم امنیت جانی و شغلی خود را حفظ کنند و  هم با این تصور که از واقعیت ها  در این شرایط استفاده می کنند که آلترناتیو قشر متوسط را در مقابل جبهه مذهبی مکی که تا آنزمان  همه تصمیمات را اتخاذ می کرد، تقویت کنند. و انکه این حمایت را در زمان ورشکستگی سیاسی خود (این عبارت را دوستی از درون آنها مطرح می کرد) به عنوان سرمایه گذاری پر ریسک  بکار بگیرند. اما در همان حال آنها و یا بخشی از آنها بدنبال تایید و حمایت مولوی عبدالحمید بودند که عملا ایجاد آلترناتیو باصطلاح مستقل آنها را از معنی می انداخت.

 بخش دیگری از قشر  متوسط  هم ستایشگران پر و پا قرص مولوی (مثل حال وش و بعضی سخنگویان بعضی از گروههای سیاسی خارج کشور) بودند و هم بطور واضحی  مخالف  مشارکت  در انتخابات بودند.  با توجه به سابقه ای که آنها در براند سازی وبازار یابی مولوی بازی می کردند،  باز هم تلاش کردند مولوی را یک  قهرمان مقدس و تحریم کننده قاطع معرفی کنند و کار آنها را که مشارکت را تبلیغ می کردند «خیانتکارانه» می دانستند. جالب است  که هنوز هم بدنبال توجیه عمل مولوی هستند. این قشر این واقعیت  را نادیده گرفت که تمام چهره های نزدیک به مولوی که گردانندگان مورد اعتمادمولوی در مدرسه بودند  کار شان «خیانت کارانه «بوده ولی در مورد آنها سکوت کردند و حتی بیانیه های آنها را بعنوان خبر گزارش هم نکردند.

   مولوی عبدالحمید که شخصا خود بیانیه ای در حمایت از پزشکیان صادر نکرد ولی هرگز مشارکت را تحریم نکرد ولی  کاملا روشن است  که مولوی های مهم نهاد مکی و جاهای دیگر را تشویق کرد که از پزشکیان حمایت کنند.  حالا مولوی عبدالحمید با این سئوال روبرو میـشود که چرا او  از مولوی هائی چون مولوی عبدالحلیم قاضی، مولوی عبدالله ریگی، حافظ اسماعیل، مولوی بدری،  مولوی عبدالجکیم سیدزاده و مولوی عبدالله کرد که بطور وضوح خود را ارداتمندان و پیروان او می دانند  و با صراحت تمام دفاع از پزشکیان را بنا به اراده او تبلیغ می کردند با صراحت   دفاع نمی کند؟  و این سوال در مقابل مدافعان تحریم و مولوی عبدالحمید هم قرار می گیرد که روشن کنند آیا حمایت مولوی عبدالحمید را  از پزشکیان هم خیانتکارانه می دانند یا نه؟ و چرا؟

این نکته راهم باید اضافه کنیم که اقشار زحمتکش و آسیب پذیرهم  تا آنجا که در رای گیریها مشارکت می کردند تنها بعنوان سیاهی لشکر بدنبال مولوی ها و یا سرطوایف بودند تا شاید چند تومانی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان دریافت کنند. آنها از سازمان های مستقلی برای دفاع از حقوق خود محرومند و از  این جهت امکان بهره برداری و استثمار آنها از طرف  قشرهای دلال و فرادست فاسد تسهیل شده است. 

نتایج این انتخابات فرمایشی هر چه هست، در سیستان و بلوچستان به مولوی عبدالحمید فرصت داد که در جهت بهبود رابطه خود با رژیم قدم بردارد. و این فرصت برای سرطایفه های ورشکسته  و رانت خواران فاسد دیگر در مقام تاجر، سرمایه دار و زمیندار   که بخشا از نزدیکان و حامیان مولوی عبدالحمید بوده  و حتی بعضی  در جبهه دیگر (مثل جلیلیان و قالیباف) هم فعال بودند،   هم فرصتی بود که موقعیت  خود را تا حدودی بازسازی کنند. با وجود چنین ساختاری از قدرت در کشور و سیاست های امنیتی رژیم در این منطقه،  امکان تغییرات جدی در این استان بسیار کم است.

هوشنگ نورائی (ایوب حسین بر) لندن- ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)