آیا زاکانی آماج انتقام سخت پزشکیان قرار خواهد گرفت؟

پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری خامنه‌ای و راه یافتن پزشکیان به پاستور این گزاره مطرح شده است که علیرضا زاکانی از شهرداری تهران برکنار می‌شود. آیا این امر محقق می‌شود و آیا این پایان عمر سیاسی وی خواهد بود؟

در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ خامنه‌ای، درگیری لفظی بین پزشکیان و علیرضا زاکانی شهردار تهران رخ داد. پزشکیان که آشکارا و مانند همگان می‌دانست که شهردار تهران، کاندیدای پوششی جلیلی است، از وی پرسید که تا پایان در رقابت‌ها خواهد ماند؟

شهردار تهران جواب داد خواهد ماند و نخواهد گذاشت پزشکیان رئیس‌جهمور شود. لحن صحبت، تند و خارج از عرف مناظره و توصیه خامنه‌ای بود. می‌شد حدس زد که اگر پزشکیان به پاستور راه یابد، سرنوشت تلخی در انتظار زاکانی خواهد بود.

همین طور نیز شد و شهردار تهران در روزهای آخر به نفع جلیلی از انتخابات کناره‌گیری کرد. اما این کناره‌گیری دردی از دردهای اصول‌گرایان دوا نکرد و برنده نمایش، پزشکیان اعلام شد. کناره‌گیری دور پیش وی در سال ۱۴۰۰ به نفع رئیسی، پست شهرداری تهران را برای وی به ارمغان آورده بود.

حالا ظاهرا این بار قرار است این کناره‌گیری، پست شهرداری تهران را از وی بگیرد. متعاقب نصب پزشکیان، کارزاری به راه افتاد که مطالبه‌اش برکناری زاکانی از شهرداری تهران بود.

هر چند اعلام شده بود این کارزار مردمی است، اما می‌شد رد پای اصلاح‌طلبان قلابی و پزشکیان را در آن دید. هر چند سخنی علنی از این موضوع و این رد پا و حمایت به میان نیامد.

زاکانی: با قدرت ادامه می‌دهم!

زاکانی اما در مقابل خبر این کارزار ایستادگی کرد و اعلام کرد که به کارش در منصب شهرداری تهران با قدرت ادامه خواهد داد. اما آیا این اظهارات، پایان آن لحن تند و پایان این کارزار خواهد بود و ماجرا تمام خواهد شد؟ می‌شود گفت خیر.

این خیر در این بستر قابل تبیین است که با نصب پزشکیان، قطعا جنگ باندی و جناحی بر سر تقسیم قدرت بالا می‌گیرد. در این بین قطعا برخی باید قربانی شوند و آن کس که قرار بود که نگذارد پزشکیان رئیس‌جمهور شود، شاید جزء اولین قربانیان باشد. خط و نشان غلیظی کشیده شده بود که نمی‌‌تواند بدون تاوان و غرامت باشد.

چنان که پیشتر ذکر شد زاکانی کارزار برکناری‌اش را به هیچ انگاشته‌ بود. اما شواهد و قرائن نشان می‌دهد که ماجرا بیش از هیچ پای در واقعیت دارد.

در روز جمعه ۲۲ تیر، مهدی چمران مانند قبل به این موضوع واکنش نشان داد. وی گفت: «این کارزارها، کارزار نیست. تغییر مدیریت‌ها در نیمه کار، نتیجه‌ای جز به هم ریختن کارها ندارد».

در حالی که از ۱۲ خرداد، زاکانی عملا به مدت ۴۰ روز شهرداری تهران را ول کرده و هیچ آبی از آب تکان نخورده بود.

[زاکانی! آشغال‌ها را خوب جمع کن]

جالب آنکه وی هیچ سرپرستی نیز برای شهرداری تهران جایگزین نکرده بود. برخی می‌گویند که در این مدت و نبود وی، کارهای شهری تهران، بهتر نیز پیش رفته است! حالا این اظهارات با نگرانی تغییر مدیریت در نیمه کار اظهارشده از سوی چمران هم‌خوانی ندارد، بلکه تناقض دارد.

همیشه  کاندید پوششی‌بودن چه معنای سیاسی دارد؟

از سوی دیگر کارزاری که ظاهرا با عنوان ناکارآمدی وی در شهرداری تهران به دلیل موضوعاتی چون تخریب پارک‌ها برای ساخت مسجد، قطع درختان و… به راه افتاده است در حال افزون‌کردن امضاها بر پای خویش است.

از سوی دیگر احتمالا جناح مقابل نیز بیکار ننشسته و بیشتر پنهان تا پیدا، در پی آن خواهند بود تا زاکانی را خلع سلاح و از شهرداری تهران بیرون برانند.

خاصه آن که وی پس از انصراف از انتخابات، فعالانه به نفع جلیلی در استان‌های مختلف کشور تبلیغ می‌کرد. با این اوصاف پازل شهرداری تهران چگونه چیده خواهد شد، هنوز مشخص نیست.

درست است که شهردار تهران آماج حملات اصلاح‌طلبان و پزشکیان و کارزار راه‌افتاده است، اما نباید این واقعیت را نیز نادیده انگاشت که وی از حمایت اردوی خامنه‌ای و اصولگرایان برخوردار است.

دولت نیز دخل و تصرفی در عزل و نصب شهردار ندارد و این موضوع در حیطه اختیارات شورای شهر است که بیشتر آنان در جبهه زاکانی‌اند.

اما آیا این به معنای بدون هزینه‌بودن برای زاکانی نخواهد بود؟ ۲ بار کاندیدای پوششی‌بودن و به نفع دیگری کنار رفتن و مزد خود را با پست گرفتن، می‌تواند به بی‌آیندگی سیاسی وی تعبیر شود.

بدین معنا که وی قابلیت این را ندارد که خود بالفعل و با استقلال بتواند سمت مدیریتی و اجرایی درخوری را برای خود به دست آورد.

این امر را می‌توان به معنای پایان سیاسی یک فرد تلقی کرد. هر چند در حاکمیت ملایان، اصل اول و حرف اول را تابعیت محض از خامنه‌ای می‌زند و نه قوانین مرسوم سیاسی و عرف‌ها در این زمینه در دمکراسی‌های واقعی.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)