مردم ایران یا نیروهای نیابتی، اولویت مسعود پزشکیان؟
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور خامنهای بلافاصله پس از منصوبشدن به کرسی ریاست جمهوری خامنهای، به حشر و نشر با نیروهای نیابتی خامنهای در منطقه پرداخت. سوال این است اولویت رئیسجمهور یک کشور باید مردم آن کشور باید یا…؟
شکی در این نبود که کسی که از فیلتر «شورای نگهبان» خامنهای رد میشود، باید از پیش «التزام عملی و قلبی و قبلیاش» به خامنهای را ثابت کرده باشد. حتی در میان کسانی که در سالهای اخیر این موارد را بارها به اثبات رسانده بودند، بسیاری زیر تیغ در صلاحیت جراحی شدند. اما پزشکیان تایید صلاحیت شد.
در اسفند ۴۰۲ نیز با تایید خامنهای برای انتخابات مجلس تایید صلاحیت شده بود. این بار شاید از جهت معکوس، یعنی بخت کم پزشکیان برای راهیابی به پاستور، موجب تایید صلاحیت وی شد. اصلاحطلبان قلابی پیش از این اعلام داشته بودند که برای حاکمیت [بخوانید خامنهای] شرط گذاشتهاند که شرط شرکتشان در انتخابات، تایید صلاحیت یک نفر از اصلاحطلبان است.
۳ نفر کاندید شدند که پزشکیان ضعیفترینشان بود. اما دادههایی را از همان لحظه اول رسانهای کرد که مشکوک بود و توجهات را برانگیخت: «هیچ برنامهای ندارم. ذوب در خامنهای هستم. هیچ کس حق توهین به خامنهای را ندارد. صد بار گفتهام اصلاحطلب نیستم. معتقد قلبی به ولایت فقیه هستم. کاملا مجری برنامهها و فرمان خامنهای خواهم بود. اعلام اینکه پیشبرد برنامه توسعه بر مبنای سیاستهای خامنهای خواهد بود. عدم اعلام برنامه جدید. در قدم اول من اصولگرا هستم. سیاستهای کلی خامنهای مسیر راه ماست. سیاستهای خامنهای خط قرمز ماست. فقط دستورات خامنهای را اجرا میکنم. دفاع از قطع اینترنت در زمان اعتراضات. موشک و پهپادهای سپاه باعث افتخار ماست. فرهنگ را روحانیت و مساجد درست میکنند. حضور بر سر قبر سلیمانی.» اینها مجموعه اظهارات و اقدامات پزشکیان در طول کارزار انتخابات بودند.
[پزشکیان یک فرصت برای خامنهای است یا یک ضربه کمرشکن؟]
اولین تبریکگویندگان به پزشکیان، نیروهای نیابتی خامنهای
لغو نشست رسانهای برای دیدار با خامنهای و بلافاصله رفتن بر سر قبر خمینی، قدردانی از خامنهای برای انتصابش، از اولین اظهارات و اقدامات پزشکیان بود.
بلافاصله بعد از پیروزی نیز بشار اسد، حسن نصرالله و… به وی تبریک گفتند. حسن نصرالله در پیام تبریک خود به پزشکیان اعلام داشته بود که «حزبالله و مقاومت به جمهوری اسلامی به عنوان یک پشتیبان قوی و ثابت مینگرد. ما با شما به راه خود ادامه خواهیم داد تا به پیروزی نهایی برسیم».
پزشکیان وقتی خرش از پل صندوق نمایش گذشت در نامهای به حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان از نیروهای نیابتی خامنهای نوشت «جمهوری اسلامی همواره پشتیبان مقاومت بوده… حمایت از مقاومت ریشه در سیاستهای اصولی نظام جمهوری اسلامی، آرمانهای امام و رهنمودهای خامنهای داشته و با قدرت تداوم خواهد داشت»!
ناصر ابوشریف، مسئول «جهاد اسلامی» فلسطین، از دیگر نیروهای نیابتی ملایان نیز، بلافاصله به پزشکیان تبریک گفت و به وی نوشت «ما با شما به راه خود ادامه میدهیم تا به پیروزی نهایی برسیم».
پزشکیان همچنین در تماس تلفنی با بشار اسد، دیکتاتور سوریه اعلام کرد که «جمهوری اسلامی همچنان از سوریه و مقاومت حمایت خواهد کرد و به دنبال تقویت روابط دوجانبه اقتصادی و اجرای توافقات بین دو کشور است»!
با این کارنامه در مدت کوتاه اخیر به نظر میرسد که همان طور که برخی اعلام داشتهاند فرقی بین سگ زرد اصلاحطلب با شغال اصولگرا وجود ندارد.
دادهها عیان و بینیاز از بیان هستند. اما بحث ما بر سر حمایت پزشکیان از نیروهای نیابتی خامنهای است در نقطه مقابل خواست مردم ایران که سالیان است شعارهایی ضد این را سر میدهند؛ «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و…
پزشکیان یا قاسم سلیمانی جدید؟!
پزشکیان همچنین در تماس تلفنی با پوتین، متحد خامنهای اعلام کرده «برای روابط با کشور دوست و همسایه روسیه اهمیت بسیاری قائلیم و بیتردید این روابط را تقویت خواهیم کرد».
آش چنان شور شد که خبرگزاریهای داخلی نیز به حمایت پزشکیان از نیروهای نیابتی ملایان پرداختند. ایرنا، رسانه دولت ملایان نوشت: «نه تنها در دولت جدید تغییری در حمایت از نیروهای نیابتی دیده نخواهد شد بلکه ممکن است بیش از گذشته نیز به سوی تقویت محور مقاومت در منطقه حرکت کند»!
تمامی این نامهنگاریها و دیدارها با خامنهای و از قبر خمینی و نامهنگاری با حسن نصرالله، ابوشریف و مکالمه با بشار اسد و پوتین در حالی است که وی به عنوان رئیسجمهور منصوب خامنهای، هنوز هیچ نشست مطبوعاتی نگذاشته است. روز اول نیز که بدون اعلام دلیل لغو نشستش با رسانهها، به دیدار خامنهای شتافت و حتی ستادش این موضوع را اعلام نکرد. اعلام آمادگی حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران برای همکاری با پزشکیان نیز در راستای اولویت دادن به نیروهای نیابتی خامنهای تا مردم ایران قابل تبیین و تفسیر است.
البته در این زمینه وی دارای پیشینه نیز میباشد. در سال ۱۳۸۷ و پس از ورود به مجلس خامنهای از جمله کسانی بود که طرحی دوفوریتی را ارائه کردند. این طرح با عنوان «لزوم دولت به حمایت همه جانبه از فلسطین، خواهان ورود جدی حکومت ملایان در مورد حمایت از غزه و حماس» شده بود. دور از انتظار نیست که کسی که قاسم سلیمانی را «قهرمان ملی» میخواند، اولویتش نیز گروههای نیابتی ملایان در منطقه باشند و نه مردم ایران. کلاهی که این بار نیز اصلاحطلبان قلابی آن را قواره سر اندک کسانی کردند که پای صندوق رفتند. البته که اکثریت مردم ایران، کلاه بزرگتر تحریم را بر سر خامنهای و پزشکیان و شرکاء گذاشتند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.