یک ربع قرن گذشت. با گرامیداشت روان آن سه دانشجوی دانشگاه تهران  که اندک زمانی پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پیشپای ریچارد نیکسون قربانی شدند تا نهال جنبش دانشجویی را چنان آبیاری نمایند تا شجره طیبه‌ای گردد که طوفانهای ارتجاع واستبداد و استعمار نتواند آن را بخشکاند.

همیشه در شگفت بودم که چگونه ملتی توانسته است نهصد سال ننگ موالی بودن را تحمل کند و تازه وقتی به همت قزلباشان شاهاسماعیل از شر آن رها شده از چاله خلافت به قعر چاه  ولایت سقوط کرده باشد تا اینکه با مشاهده نزدیک به نیم قرن تحمل جمهوریاسلامی و دقیقا ربع قرن از  به محاق رفتن جنبش دانشجویی  علت آن را دریافتم.

آری دریافتم که حتی اگر دولت اصلاحات هم سر کار باشد ممکن است وزرای اصلاح طلب آن به رییس گزمه‌ها اجازه تیر دهند تادانشجویان را بصورت گازانبری چنان به خاک و خون کشد که حتی انقلاب زن، زندگی، آزادی را در نیمه راه رها نمایند و باور کردم کهکافی است که ۲۰ سردار سرسپرده سپاه علیرغم منوعیت از دخالت در سیاست با اشاره ولایت، رییس جمهور مننخب مردم را چنان تهدیدکنند و مرعوب سازند که به دانشجویان بی‌پناه یعنی پیاده نظام خود بگوید  «هذا فراق بینی و بینکم »!

و دیدم که اگر دانشجویان فرانسه در ۱۹۶۸ چنان جنبشی را رقم زدند که ژنرال دوگل قهرمان ملی فرانسه و مبتکر «فرانسه آزاد» درجنگ جهانی دوم مجبور به کناره گیری از قدرت شود ولی دانشجویان ما علیرغم شمار پنج میلیونی خود چنان بی‌تفاوت شده‌اند که گوییتماشاگر بی‌عمل فروپاشی کشورند.

و خواندم که در کره جنوبی فقط  قتل یک دانشجوی ۲۰ ساله بنام لی هان یئول چنان مردم را متحد کرد و‌به صحنه آورد که به عمردیکتاتوری ۳۰ ساله پایان داد اما ستاره دار شدن چنان رعبی در دل دانشجویان ما انداخته که فریاد اصلاح طلب اصولگرایی را که خوددر ۹۶ سرداده بود از یاد برد به‌نحوی که رهبر منعزل ورژن جدیدی از حقه‌ای که با آوردن معین و مهرعلیزاده در ۸۴ و با چراغ سبز بهموسوی در۸۸ زد در ۱۴۰۳ با آوردن پزشکیان تکرار نمود و آب از آب تکان نخورد.

و خواندم که در صربستان دانشجویان انقلابی سترگ را رهبری کردند که دیکتاتور را سرنگون کرد ولی دانشجویان ما از رمق افتاده اند. و در مصر  دانشجویان میدان تحریری را رقم زدند که به سرنگونی دیکتاتور انجامید  ولی دانشجویان ما میدان را از دست دادند ودیکتاتور کماکان با سوار کردن حقه‌های خود میدان‌داری می‌کند.

آری با این حقه و در بی‌تفاوتی دانشجویان (بقول سعید لیلاز) اصلاح طلبان یعنی آخرین خاکریز نظام، جور و جهل و فساد پوستانداخت تا نظام چند صباحی به حیات منحوس خود ادامه دهد .

سگها و گرگها (مهدی اخوان ثالث). امروز که نقاب از چهره اصلاح طلبان افتاده اتفاقا مبارزه آسان‌تر شده است و مردم و خصوصادانشجویان میدانند در این جنگ ترکیبی که جبهه‌ای در دست اصولگرایان و جبهه دیگرش دست اصلاح‌طلبان و جبهه سوم آن در دستبیگانگان است و درعین حال باید مراقب روشنفکران هم باشند که جبهه چهارمی نگشایند چگونه مبارزه کنند و رسالت انسانی اخلاقی وملی خویش را ایفا نمایند.

درود بر دانشجو

سرافراز ملت ایران

پاینده ایران

قاسم شعله سعدی

۱۴۰۳/۴/۱۸

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)