آیا مهندسی آراء و اصلاحطلبان قلابی دوای درد خامنهای خواهند بود؟
انتخابات ریاست جمهوری ایران به پایان رسید و خامنهای از آن پیروزی خودوهمپندارانه بیرون کشید. فارغ از وهم وی، نگاهی به مختصات حاکمیت و ولی فقیه ملایان دارین
پس از تحریم گسترده مردم ایران در دور اول انتخابات ریاست جمهوری ایران خامنهای مجبور شد اعترافی بکند. وی اعلام داشت «در مرحله اول مشارکت کمتر از آنچه ما انتظار داشتیم بود». وی با رفتاری که تحقیرشدن را مجسم میکرد، افزود «اگر کسی باشد. فکر میکند کسانی که رای ندادهاند به دلیل مخالفت با نظام این کار را کردند، این برداشت کاملاً اشتباه است.» او سپس صراحتا زمینه را برای تقلب و دستکاری فراهم کرد و قول مشارکت بالاتر در دور دوم را داد. خامنهای علیرغم التماسها و درخواستهای مکرر و دستبه دامنشدن اصلاحطلبان قلابی، در دور دوم با تحریم ۹۱ درصدی مواجه شد. او با چوب جادو و مهندسی آراء تقلبی هر دو دور را با هم ترکیب کرد. سپس مدعی شد: «مردم بیرون آمدند… در دو مرحله بیش از ۵۵ میلیون رای صندوق ها را پر کردند!… این حرکت بزرگ در رویارویی با غوغای تحریم انتخابات، که دشمنان ملت ایران برای القای ناامیدی و بنبست به راه انداخته بودند، کاری درخشان و فراموش نشدنی است.»
ترس ولی فقیه از تحریم کمرشکن و نابودکننده
سخنان خامنهای عیان هستند. اما برای عیانترشدن بیشتر کمی به تبیین آن میپرازیم. در اظهارات خامنهای، تأثیر ضربه پتک تحریم به حکومت ملایان به وضوح مشهود است. وی در سردرگمی و سرگیجه خود از این ضربه، به وضوح نشان داد که چقدر از «هیولای تحریم» عذاب میکشد. از یأس و بنبست که این تحریم بر کل حاکمیتش افکنده است، چقدر ناراحت و نالان است. در واقع، «کار درخشان و فراموش نشدنی» آشپزی خود اوست که نتایج دستکاری شده در دو انتخابات را ترکیب میکند. کاری که معمولاً توسط وزارت کشور با انبوهی از «سربازان گمنام» انجام میشود. این گونه اقدامات در تاریخ انتخابات تقلبی در سراسر جهان تقریبا بیسابقه است. دو شکست، که یکی از آنها را فقط یک هفته پیشتر قبول کرد را به پیروزی ۵۵ میلیون رای تبدیل کرد. این هنر قالببندی مجدد شکست و رسوایی به پیروزی است. شاید بتوان آن را به چینیبندزنی قدیم تشبیه کرد! علیرغم همه این موضعگیریها، خامنهای نتوانست دو نگرانی و ترس عمده را در پیام و وجود خود پنهان کند.
دو نگرانی عمده خامنهای
اول اینکه، او به این علم دارد که حاکمیت درهم شکستهاش از امروز وارد مرحله جدیدی از آشفتگی و بحران میشود. از این رو به مسعود پزشکیان که خود را «اصلاحطلب» معرفی میکند، یادآوری کرد که «راه رئیسی را ادامه دهد» خامنهای افزود: «بهترین بهره را ببرید. منابع عظیم کشور به ویژه نیروی انسانی جوان و انقلابی.» ترجمان مشخص است؛ یعنی جانشین ابراهیم رئیسی موظف است راه حداکثری انقباض، سرکوب، اعدام، غارت و غارت رئیسی را ادامه دهد. افزون بر این باید از «نیروی انسانی جوان و انقلابی» با اشاره به دولت رئیسی که وی آن را دولت نامید، استفاده کند. دولت «جوان و حزب اللهی و انقلابی»؛ این اوصاف فقط در مورد کسانی است که پیروان مطیع مطلق او هستند. خامنهای پیشتر، سه روز قبل از دور اول انتخابات، به «کاندیداها» توصیه کرده بود که «اگر موفق شدید و توانستید مقامی به دست آورید، مسئولان خود را از بین کسانی انتخاب نکنید که کوچکترین انحرافی از انقلاب دارند. هرکسی که… حتی کوچکترین انحرافی داشته باشد برای شما مناسب نیست». دوم اینکه، پزشکیان به صراحت اعلام کرده است که به ولی فقیه کاملا وفادار و ذوب در اوست. اما خامنهای به خوبی از واقعیت پشت این سخنان آگاه است. او میداند که جنگ داخلی بر سر قدرت، ماهیت اجتنابناپذیر حاکمیت ملایان و باندهای درونی آن است. نمونه، حذف تحقیرآمیز رفسنجانی که خامنهای «ولی فقیه»شدنش را مدیون وی بود. شهوت قدرت، آشنا و غریبه نمیشناسد. بنابراین، خامنهای توصیه کرد که جناحهای مخالف حاکمیت در انتخابات رفتارهای رقابتی دوره انتخابات را به هنجارهای دوستانه تبدیل کنند. این میتواند یک توصیه اخلاقی بیضرر و عامهپسند باشد. اما قانون جنگ قدرت هرگز نمیتواند موتورش را خاموش کند.
قیام در انتظار خامنهای
خامنهای خوب میداند که وقتی پای قدرت و سهمخواهی از «سفره انقلاب» به میان میآید، چنین توصیههایی بیارزش است. فقط برای پرکردن صفحه تلویزیون و سخنرانی به درد میخورد. تشدید بحران و تفرقه ناشی از جنگ قدرت اجتنابناپذیر است. به یاران پشت پرده پزشکیان نگاهی بیندازید. حسن روحانی شیادی که تا آخرین روز از پشت پرده بیرون نیامد. اما همه عروسکها را گرداند. لاریجانیهای کینهدار از رد صلاحیتها و حذفهای مکرر، دیگر رد صلاحیتشدگان سالهای اخیر. اما باز اینها خطر و تهدید اصلیتر نیستند. مردم تحریمی حداکثری و کسانی که در تضاد با خامنهای به سوی پزشکیان کشانده شدند، مدعیان کف خیابانی فردا خواهند بود. این خطر بزرگتر است. با سقوط رئیسی و فروپاشی رویاهای تثبیت و خالصسازی خامنهای، نظام با تعادل شکننده و جدیدی روبرو است.
این نشاندهنده بنبست خامنهای است. ضربه، ارکان نظام را تکان داده است. حاکمیت ملایان ناشی از خالصسازی و توهم هر کسی برای خود کسیبودن، از درون پر از سوراخ است. همه نقش گرگ را دارند و گرگها در پی آنند که همدیگر را بدرند. در این مرحله، یک اصلاحطلب قلابی نه تنها نمیتواند حاکمیت را نجات دهد بلکه به طناب دار خامنهای تبدیل میشود. دلالت علاوه بر جنگ گرگها، جنگ قدرت باندی و جناحی و اکثریت مردم تحریمی ۹۱ درصدی که آمادهاند تا بزم گرگها را بر هم بزنند.
[مسعود پزشکیان و چالشهای پیش رو]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.