اطوارهای خارج از عرف دیپلماتیک ظریف با کدام هدف؟
در چند روز اخیر تبلیغات نامزدهای ریاستجمهوری فعالیتها یا بهتر بگوییم اطوارهای ظریف در راستای تبلیغ برای پزشکیان تعجب برانگیز شده است. شاید برای شما نیز سوال باشد که چرا چنین است؟
بحث بر سر قدرت است. روزی که خمینی مرد، رفسنجانی با خدعه خامنهای را که خودش میگفت مراجع تقلید مرا قبول ندارند را به ولی فقیهی منصوب کرد. علیالقاعده خامنهای باید تا آخر عمر قدردان رفسنجانی میبود. پله و نردبانی که او را به بالاترین درجه در حاکمیت ملایان رسانده بود. اما دیدیم که چنان نشد.
خامنهای وقتی بر مسند قدرت نشست و توانست بر اوضاع مسلط شود، به عبارت عامیانه «یابو» برش داشت. سهم رفسنجانی ابتدا با دو دوره رئیسجمهوری پرداخته شد. در این ایام خامنهای پایههای قدرتش را تحکیم میکرد. سال ۸۴ که رفسنجانی میخواست برای دوره سوم رئیسجمهور شود، نشد. ۸۸ نیز گذشت و در سال ۹۲ خامنهای که حالا دیگر مسلط بر اوضاع بود آشکارا رفسنجانی را برای ریاست جمهوری رد صلاحیت کرد! جنگ آشکار قدرت و رقابت.
در آن سال رفسنجانی با فراست روحانی را به پاستور فرستاد. روحانی نیز ظریف را دست راست خودش یعنی وزیر خارجه کرد. رفسنجانی در سال ۹۴ و پس از رد صلاحیت حسن خمینی برای مجلس خبرگان، به خامنهای حمله سنگینی کرد. این امر بر خامنهای گران آمد که به استخر فرحیشدن رفسنجانی انجامید.
سال ۹۶ نیز روحانی، پسامرگ رفسنجانی، با کد «۳۸ سال اعدام و زندان» از سد رئیسی گذشت. روحانی ظریف را دوباره وزیر خارجه کرد. اما این پایان ماجرا نبود. از سال ۹۸ خامنهای تصمیم به خالصسازی گرفت. یعنی باید باند رفسنجانی ـ روحانی ـ خاتمی ـ لاریجانیها و… کنار بروند.
آنهایی که هر کدام بنا به دلائلی وزنه و در مقابل خامنهای اصطلاحا شاخ محسوب میشدند. مجلس ۹۸ گام آغازین بود. بعد سال ۴۰۰ در ریاست جمهوری رئیسی، باقی اصلاحطلبان را جراحی کرد.
شیر پیر خامنهای، بازیچه شغال اصلاحطلبان
در اسفند ۴۰۲ نیز در انتخابات مجلسینش از رو بست و تماما دارودسته اصلاحطلبان را به تیغ جراحی سپرد. حتی روحانی، صادق لاریجانی، پورمحمدی و… خالصسازی ادامه داشت که اتفاقی افتاد. رئیسی دچار مرگ زودرس شد. معادلات به هم ریخت.
نقشه این بود که رئیسی تا ۱۴۰۸ در پاستور بماند. قالیباف هم تا ۱۴۰۶ در مجلس و روند خالصسازی کامل شود. اما مرگ رئیسی معادلات را به هم زد. رئیس قوه اصلی و کسی که خامنهای بیشترین قیمت را برای آوردنش داده بود مرده بود. این میتوانست آزمندی بسیاری را برانگیزد.
در فقدان رفسنجانی، روحانی بازیگر اصلی جناح مغلوب شد. غضبناک از رد صلاحیتش در انتخابات خبرگان. قطعا دوستانش نظیر ظریف نیز در جبهه او هستند. در این بین خامنهای از بین جهانگیری، آخوندی و پزشکیان، آخری را که کموزنترین بود را تایید صلاحیت کرد. با این هدف که هیچ اقبالی برای پیروزی نداشته باشد.
از سویی به اصلاحطلبان پیام داد که از شما هم یک نفر را تایید صلاحیت کردم. در صورت تایید صلاحیت جهانگیری، شانس وی نسبت به اصولگرایان تاییدصلاحیتشده بسیار بیشتر بود. از این رو پس از تایید پزشکیان چرخها به کار افتاد.
دستان روحانی در پشت صحنه، عروسکها را روی استیج میچرخاند. ابتدا محمد خاتمی راینداده در اسفند اعلام کرد که رایاش به پزشکیان است. بعد کروبی همین پیام را داد. اما عجیبترین پیامها و کردارها از سوی ظریف صادر شد.
به نحوی که تعجب همگان را برانگیخت. انگ زدند که رفتارهای ظریف از عرفهای دیپلماتیک وزیر خارجه سابق به دور است. اما جنگ جنگ قدرت بود. در جنگ قدرت نیز، عرف چندان مجالی ندارد.
باید با حداکثر قدرت به میدان جنگ شتافت تا حریف را شکست داد. این شتافتن، نوعی انتقامگیری اصلاحطلبان از خامنهای و اصولگرایان نیز هست. یعنی تمامی ماجرا همین است.
سوداهای ظریف
در پی سه انزوا و تحریم بیسابقه ۹۸، ۴۰۰ و ۴۰۲ اصلاحطلبان پی بردند که خامنهای به دنبال تعداد مشارکتکننده زیاد است. [جواد ظریف هم اوضاع خامنه ای را فهمیده!]
از این رو بستند تا از آب گلآلود ماهی بگیرند و با گدار از اصولگرایان گذار کنند. اطوارهایی که ظریف درمیآورد در این بستر قابل تبیین است. خاصه آنکه اصولگرایان تفرق دارند. پورمحمدی، زاکانی و قاضیزاده که در حاشیهاند.
تفرق اصلی بین جلیلی و قالیباف است. این تفرق نیز وزنه را به سمت اصلاحطلبان سنگین میکند. از این رو با کارگردانی پنهانی روحانی، شاید هم لاریجانیهای کینهدار از خامنهای، مهرهها به روی صحنه فرستاده میشوند.
شاید هم ظریف دوباره سودای وزیر خارجه در سر میپرواند. در این بین اطوارهای ظریف همزمان بدنه اصلاحطلبان پاسیو را نیز ممکن است به پای صندوق بکشاند. هدفی که مشترک با خامنهای نیز محسوب میشود.
از سوی دیگر ظریف یک گمانه دیگر را نیز در سر میپرواند. خامنهای نمیخواست برجام به دست روحانی و دولتش احیاء شود. بلکه به دست دولت رئیسی و جناح خودش.
حالا خامنهای در اضطرار تحریمها دست و پا میزند. رئیسی هم که مرده است. ظریف که میداندار مذاکره بوده است فرصت را به نفع خودش و پزشکیان میبیند. در این راستا هم تقلا میکند. یعنی میخواهد گوی سبقت احیاء برجام را از اصولگرایان برباید.
از سوی دیگر ظریف نقش سنتی اصلاحطلبان برای پرهیز از «اغتشاش و خشونت» را تبلیغ میکند که مطلوب هر دو جناح است. ترس دیگر ظریف نیز تحریم بیش از پیش اسفند ۴۰۲ است. تحریمی که کلیت نظام را فارغ از جناحینش آماج قرار میدهد.
تحریمی که شاید بسترساز اعتراضات بعدی و پایان کار باشد. اما آیا خامنهای خواهد گذاشت پزشکیان و ظریف با پیراهن خیسش به آرزوهای خود برسند. آیا خامنهای ۵ سال سیاست خالصسازی را عقیم خواهد گذاشت؟ باید منتظر ماند و دید.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.