در حالی که سالهاست، دقیقتر بگوییم، دستکم ۷ سال است که فضای سیاسیِ جامعه از محدوده دوگانه اصلاحطلبی- اصولگرایی فراتر رفته و به رویاروییِ آشکار مردم با جمهوری اسلامی و بهطور کلی سرمایهداریِ استبدادیِ حاکم تبدیل شده، چنین پیداست که رأس رژیم مایل است مرگ رئیسی و «انتخابات» ریاست جمهوری در روز ۸ تیر را به فرصتی برای بازگرداندن اوضاع به پیش از دیماه ۹۶ تبدیل کند، تا شاید بتواند اکثریت خاموش را به پای صندوقهای رأی بکشاند و بدینسان دستکم اندکی از مشروعیت و مقبولیت از دست رفتهاش را بازگرداند. برای اجرای این سناریو هم البته هیچ نیازی ندیده که دستاش را برای کمک بهسوی اصلاحطلبان دراز کند؛ فقط از میان ۳ نامزد اصلاحطلب، صلاحیت اصولگراترین و در واقع سرسپردهترینِ آنها را تأیید کرده تا، حتی اگر انتخاب شود یا رقابتی نزدیک با نامزد مورد نظرِ رژیم پیدا کند، نه تلاطمهای سیاسی و اجتماعیِ دوران خاتمی پیش بیاید و نه حوادث سال ۸۸ تکرار شود. نکته گفتنی این است که حتی همین نامزدِ تأیید صلاحیت شده پیشتر دوبار رد صلاحیت شده، و همین یک نکته – در کنار تکرار رد صلاحیت افراد سرشناستر – برای اثبات این واقعیت کفایت میکند که این «انتخابات» یک سناریو برنامهریزی شده برای رسیدن به یک هدف سیاسیِ معین است.
به این ترتیب، نتیجه این «انتخابات» از دو حال خارج نیست. یا همدستی اصلاحطلبان با اصولگرایان ناکام میماند و حکومت موفق نمیشود اکثریت رأیدهندگان را به پای صندوقهای رأی بکشاند، که در این صورت، یکی از نامزدهای اصولگرا احتمالاً در دور دوم به عنوان رئیس جمهوری انتخاب میشود و همه چیز طبق معمولِ «انتخابات»های گذشته به «خیر و خوشی» تمام میشود. روز از نو، روزی از نو. چرخه زندگی مصیبتبار مردم همچنان به گردش خود ادامه خواهد داد، و بخشهای مختلفِ حکومت در دل به یکدیگر خواهند گفت: من راضی، تو راضی، گور پدر ناراضی! یا اصلاحطلبان میتوانند دستکم بخشی از مردمِ خاموش و مردد و متزلزل جامعه را پای صندوقهای رأی بکشانند و به این ترتیب با انتخاب نامزد خود در دور اول یا دوم شاید موفق شوند نه تنها مشروعیت از دست رفته نظام جمهوری اسلامی بلکه اعتبار از دست رفته خود را نیز اندکی ترمیم کنند.
بسیارخوب! در این صورت برای مردم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این نامزد که از هم اکنون سپر انداخته است و مرتب تکرار میکند که سیاستهای رهبری را اجرا خواهد کرد! باید از او پرسید: مگر دولتهای مختلف جمهوری اسلامی تا کنون سیاستهایی غیر از سیاستهای رهبری را اجرا کردهاند؟ و اصولاً مگر در جمهوری اسلامی رئیس جمهوری جز اجرای سیاستهای رهبری کار دیگری میتواند بکند؟ اگر پاسخ این پرسشها مثبت است، یعنی اگر قراراست ایشان هم مثل محمد خاتمی «تدارکاتچی» باشد، آیا بهتر نیست بگذارد «تدارکات» را نیز مثل سایر کارها همان اصولگراها انجام دهند و ایشان بیش از این خود را دلال مظلمه نکند؟ آیا حال که گرد و غبار اسبسواریِ اصلاحطلبانِ دستاول فرونشسته، بهتر نیست ایشان باعث و بانی گرد و غباری جدید این بار بر اثر خرسواری اصلاحطلبانِ دستچندم نشود؟ آیا ایشان، که مدعی است نمیخواهد وعدهای بدهد که نتواند اجرایش کند، به این فکر کرده که با کشاندن مردم به «انتخابات»ی که فرد منتخبِ آن صرفا یک «تدارکاتچی» است و قادر نیست کاری مهم و اساسی برای مردم انجام دهد در واقع دارد وعدهای را میدهد که نمیتواند اجرایش کند؟ بنابراین، با قطعیت کامل میتوان گفت حتی اگر پزشکیان به فرض محال به اندازه خاتمی هم رأی بیاورد، هیچ تغییر امیدبخشِ مهمی در زندگی مردم روی نخواهد داد، نه در زمینه اقتصاد، نه در پهنه سیاست، و نه در عرصه فرهنگ.
از سوی دیگر، این نیز اظهرمنالشمس است که نتیجه «انتخاب» هر کدام از اصولگرایان کماکان تداوم و تشدید فقر و فلاکت و فساد و خفقان و سرکوبِ موجود خواهد بود. به این ترتیب، از هر طرف که به این «انتخابات» نگاه کنیم چیزی جز تحکیم و بقای جمهوری اسلامی و ویرانی بیش از پیش زندگی کارگران و زحمتکشان نمیبینیم. معنای این بازیِ انتخاباتی برای مردم باخت کامل و برای جمهوری اسلامی بُرد کامل است. درست از همین روست که سالهاست کارگران و زحمتکشان بهمثابه اکثریت مردم صندوقهای رأی را ترک کردهاند و تغییر در وضعیت زندگی خود را در بیرون از نمایشهای انتخاباتی، یعنی در تجمع و اعتراض در کف خیابان و اعتصاب در مراکز کار و تولید، جست و جو میکنند. بیتردید، این مبارزه به ساز و کارهایی نیاز دارد که هنوز تدارک دیده نشدهاند. روشن است که در رأس این ساز و کارها، سازمانیابی شورایی و ارتقای اعتراض و تجمع و اعتصاب اقتصادی به سطح سیاسی برای مبارزه با کل سرمایهداری استبدادیِ حاکم قرار دارد.
کانال تلگرام منشور آزادی، رفاه، برابری
اول تیر ۱۴۰۳

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.