پزشکیان و سناریوی اصلاح‌طلبان برای پاستور

پس از تایید صلاحیت مسعود پزشکیان، نسیمی بی‌رمق از خوشحالی اردوی اصلاح‌طلبان را درنوردید. اما این خوشحالی دیری نپایید، زمانی که اولین گفتگوی ویژه خبری وی پخش شد.

رئیسی، رئیس «دولت جوان و حزب‌اللهی» خامنه‌ای بود. حالا یکی باید جایگزین می‌شد. بدیهی بود که جایگزین باید از سنخ رئیسی باشد. پس این امری بدیهی بود.

۵ نفر اصولگرا و یک نفر اصلاح‌طلب تایید صلاحیت شدند. بر اساس مهندسی خامنه‌ای، قرعه به نام پزشکیان که پایین‌تر از جهانگیری و آخوندی بود، افتاد.

به نظر می‌رسد پزشکیان یک واقعیتی را درک کرده است. اگر بخواهد جانشین احتمالی رئیسی شود، باید این طور جلوه دهد که راه او را ادامه خواهد داد. وی به کرات و بارها این را اولین گفتگوی ویژه‌اش بارز کرد.

وی اصلاح‌طلبان را با خود دارد. چون هر چه که باشد حتی پایین‌تر از جهانگیری و آخوندی، اما بالاخره اصلاح‌طلب محسوب می‌شود. در مقابل انبوه اصول‌گرایان قوی‌تر.

از سوی دیگر می‌تواند با این اظهارات نظر خامنه‌ای را جلب کند. بدین معنا که طابق النعل بالنعل تابع دستورات وی خواهد بود. خامنه‌ای نیز همین را می‌خواهد.

خاصه اینکه در پی ۲ انتخابات اخیر، خامنه‌ای با بحران تحریم گسترده از سوی مردم روبرو بوده است. پزشکیان وزنه قابلی نیست که برابر خامنه‌ای مانند روحانی و احمدی‌نژاد، اصطلاحا شاخ شود. پس غیرمتصور نیست که خامنه‌ای این گزینه را برای شلوغی صندوق در پی ۲ شکست قبلی و جبران آنها انتخاب کند. این امر هر چند به لحاظ تئوریک محتمل است اما عملا در هاله‌ای از ابهام نیز هست.

ترفند هوشمندانه پزشکیان

پزشکیان با یک مشکل روبروست. او نیز مانند دیگر رقبایش برنامه جدی برای تغییر اوضاع کشور ندارد. هر چند بقیه ادعاهای پرطمطراق بکنند و سر و صدای زیادی راه بیندازند.

رئیسی که نورچشمی خامنه‌ای بود نتوانست. یعنی دولت «جوان و حزب‌اللهی» که خامنه‌ای وعده می‌داد تمام مشکلات کشور را حل خواهد کرد، نتوانست اندک کاری پیش ببرد. پس بقیه که وعده می‌دهند وعده‌های آنها نیز از سنخ رئیسی خواهد بود و صرفا ادعا.

در این بین پزشکیان راه هوشمندانه‌ای را انتخاب کرده است. می‌گوید برنامه متفاوتی ندارد. برنامه‌اش، ادامه همان راه و برنامه‌‌های دولت رئیسی است.

این سخنان این حسن را برای پزشکیان دارد که به خامنه‌ای پیام می‌دهد وی غلام حلقه‌بگوش‌ و فقط مجری است. چیزی که خامنه‌ای می‌خواهد. حالا چه اصلاح‌طلب باشد چه اصولگرا.

یعنی پزشکیان به خامنه‌ای این پیام را می‌دهد که هر چند اسما اصلاح‌طلب است اما رسما همان نوکری از سنخ رئیسی را خواهد کرد. این نوعی زرنگی و شیادی است که از اصلاح‌طلبان برمی‌آید.

خاصه که سیدمحمد خاتمی نیز گفته که به پزشکیان رای خواهد داد. در حالی که وی در انتخابات مجلسین خامنه‌ای در اسفند ۰۲ شرکت نکرد. خاتمی در آن زمان گفت می‌خواهد همراه مردم باشد. [پزشکیان قلابی‌تر از خاتمی؟!]

حالا که رئیسی مرد به نظر می‌رسد اتاق فکر اصلاحات، با طرح و برنامه اعلام بی‌برنامگی پزشکیان و ادعای ادامه برنامه رئیسی در پی قبولاندن وی به خامنه‌ای هستند.

این خود نوعی شگرد هوشمندانه و شیادانه محسوب می‌شود. خاصه آنکه طرفداران اصلاح‌طلبان که در ۴۰۰ و ۴۰۲ کاملا پاسیو و منزوی بودند می‌توانند با این ترفند و توجیه مخفیانه سناریو به میدان بیایند.

تفرق اصولگرایان و سوء استفاده اصلاح‌طلبان

یعنی جبهه اصلاحات در بین تفرق اصولگرایان که هر کدام باندی دارند و حداکثر تفرق و دعوا، پزشکیان را که تنها کاندید اصلاحات است را به زعم خود راهی پاستور کنند.

اظهارات برخی سران نظام مانند پاسدار رحیم‌صفوی، مشاور و دستیار خامنه‌ای، که در روزهای اخیر در این باره سخن گفت نیز در این بستر قابل تبیین است. وی گفت مردم رئیس‌جمهوری انتخاب کنند که خود را نفر دوم کشور بداند. یعنی نوکر و تابع بی‌چون‌و‌چرای خامنه‌ای.

پزشکیان با عدم ارائه برنامه جدی و متفاوت در گفتگوی ویژه و تاکید بر ادامه برنامه رئیسی، دارد این مهم را نهادینه می‌کند. روی این موضوع نیز حساب کرده است.

اما آیا خامنه‌ای نقشه اصلاح‌طلبان را خوانده است و آیا اجازه خواهد داد آنها به نحوی که فوقا ذکر شد با مهندسی خود، مهندسی خامنه‌ای را بر هم بریزند و پزشکیان را به پاستور بفرستند؟!

آیا خامنه‌ای این ترفند پزشکیان و اصلاح‌طلبان را متوجه خواهد شد؟ در آن صورت با خیل اصول‌گرایان چه خواهد کرد؟ با بدنه ریزشی اصول‌گرایان چه خواهد کرد؟

با تمام جراحی‌های خونین و قیمت‌های کلانی که برای حذف اصلاح‌طلبان پیش از این داده است، چه کار خواهد کرد؟ و بسیاری چرایی‌های دیگر از این دست.

روزهای آتی آبستن حوادث بسیاری است

روزهای آتی تا روز ۸ تیر شاید داده‌هایی درز کند که تایید یا عدم تایید این سناریو را ثابت کند. یک پارامتر تعیین‌کننده دیگر نیز وجود دارد.

تا پیش از این تاریخ، انتصاب رئیس‌جمهور خامنه‌ای، تابعی از انتخاب رئیس‌جمهور آمریکا بود که تقریبا ۲ سال فاصله زمانی با انتخابات ریاست‌جمهوری خامنه‌ای داشت.

در سال ۹۵ که به قول ملایان ترامپ «خودسر» و «دیوانه» آمد، نمی‌شد رئیسی و عنصر سخت‌سری از اصول‌گرایان را منصوب کرد. چون بلافاصله کار به تنش می‌کشید. با پارامتر غیرقابل‌پیش‌بینی‌بودن اعمال ترامپ، معلوم نبود چه بلایی بر سر ملایان بیاید.

اما وقتی بایدن با سیاست مماشات آمد، خامنه‌ای با قیمت تمام و جراحی‌های خونین، رئیسی را منصوب کرد. چون از مماشات دمکرات‌های آمریکایی مطمئن بود.

حال که با مرگ رئیسی این معادله زمانی به هم خورد و انتخابات خامنه‌‌ای پیش از آمریکاست، معادله برای خامنه‌ای پیچیده می‌شود.

اگر عنصر سخت‌سری را منصوب کند و اگر احتمالا ترامپ در آبان ۴۰۳ انتخاب شود، کار دشوار می‌شود. ولی اگر پزشکیان که اصلاح‌طلب است منصوب شود،‌ کار راحت‌تر خواهد بود. همان بازی که خامنه‌ای با روحانی در سال ۹۶ انجام داد.

در پایان نگارنده یادآور می‌شود این مطلب صرفا برای تبیین نقشه اصلاح‌طلبان است و نه چیز دیگر.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)