آیا رویشی در باتلاق متصور است؟
همه چیز تباه شده است. از ثروتهای ملی گرفته تا منابع طبیعی و انسانی. از محیط زیست گرفته تا زیرساختهای تولیدی و… با این وجود برخی در درون حکومت ایران، از آبادی و آبادانی بر روی باتلاق صحبت به میان میآورند. در عمل کارگزاران نظام سعی کنند که رویش گل در باتلاق را نوید دهند، اما این امری تمسخرآمیز است. اما آنان ناامید نمیشوند.
ناامیدی آنان نه از بابت امید به رویش جوانهای در باتلاق است. آنها هراسی بزرگ در پیش روی خود دارند. اگر سرزمین و حاکمیتی مرداب و باتلاقی شده است، مقصری دارد. پس باید تاوان را از آن مقصر رفت. اما پای آن نمیآیند.
این سخنان دستآویزی بود تا نگاهی به تبلیغات این روزهای کارگزاران خامنهای برای شرکت در انتخابات بیندازیم. اصولگرایان که تکلیفشان مشخص است. قطار در حرکت موقتا متوقف است.
قطار پیشرفتی که رئیسی پیش از مرگش هر روز خبر از سرعتگرفتن آن میداد. به موازات هر روز وعده فتح قلهها را میداد. اما گویا سرعت قطار چنان زیاد بود که به پرواز درآمد و سقوط کرد و رئیسی را نه به قله، که به اسفل فرستاد.
حالا میراثخواران رئیسی ادامهدهندگان همان راهند. هر روز مجیز رئیسی را میگویند. هر کدام پارهای از حسنات رئیسی را برمیشمارند.
پسامرگ رئیسی، ابتدا اندکی اشک ریختند. بعد در شوق رساندن قطار به سرمقصود و فتح قله، شناسنامه به دست و خندان، راهی ستاد انتخابات شدند.
خامنهای، مرگ رئیسی و باتلاق پیش رو
سوگ رئیسی، جای خود را به خنده خیز تصاحب کرسی پاستور داد. این حکایت اصولگرایان است. به بهانه خدمت و ادامه راه «رئیسجمهور شهید راه خدمت» دنبال تصاحب کرسی پاستور هستند. هر یک نیز راه و روش خود را برای رسیدن به این سودا دارند.
در این بین برخی نیز میانهرو محسوب میشدند مانند لاریجانی که معتقد بود «برای عبور از موانع، باید از روشهای منسوخ، ارتفاع بگیریم.» اما ارتفاعگرفتن او همان طور که انتظار میرفت تبدیل به «ارتفاع پست» و رد صلاحیت شد که اصولگرایان وعده داده بودند.
۴ زن خواستار «رجل سیاسی و مذهبی» نیز که از پیش وضعیتشان معلوم بود و شد.
اما اصلاحطلبان قلابی حالا که فرصت فراهم شده، دوباره خیز سهیمشدن در قدرت برداشتهاند. جهانگیری، عباس آخوندی و همتی چهرههای مطرح این طیف بودند که ثبتنام کردند.
این سه به ترتیب نامبردهشده تاثیرگذار و وزنه بودند. اما ۲ نفر اول شامل مهندسی خامنهای و شورای نگهبان شدند تا ریل قطار رئیسی را عوض نکنند. نفر سوم که مهرهای بیخطر بود تایید صلاحیت شد.
با تیر تایید صلاحیت همتی، خامنهای ۲ نشان زد. اول مطمئن شد که همتی وزنهای نیست که بخواهد در مقابل اصولگرایان حرفی برای تصدی پاستور داشته باشد. دوم این که خامنهای تلویحا پیام مخابره کرد که از اصلاحطلبان نیز کاندیدی تایید صلاحیت کرده است.
آیا جامعه ایران برونرفتی از باتلاق حاکمیت ملایان دارد؟
این تایید چه حسنی برای خامنهای دارد؟ در این که همتی وزن سیاسی قابل توجهی ندارد شکی نیست. اما با این کار خامنهای میخواهد در بستر لجاجت مردم با اصولگرایان، برخی به نفع همتی پای صندوق بیایند.
یعنی به صندوق منزوی چند انتخابات اخیر خامنهای و تحریم گسترده، رونقی بدهد. بیآنکه ترس این را داشته باشد که همتی به پاستور راه مییابد. یعنی همتی وارد باتلاقی شده که خامنهای برایش تدارک دیده است.
اما این نیز معادلهای را تغییر نمیدهد. باتلاق را به گلزار و گلستان تغییر نمیدهد. چون معادله از اساس معادله قدرت است که خامنهای و اصولگرایان نمیخواهند آن را از دست بدهند. [نمایش انتخابات و زمین باتلاقی یک حکومت!]
قدرتی که رها نمیشود. کسانی که انقلاب ۵۷ را «ارث پدر و شیر مادر» خود میدانند که هیچ کس دیگری نباید از آن بهره بجوید. کشور ۴۶ سال با این افکار و اعمال اداره شده است.
نتیجه این که این سرزمین به باتلاق تبدیل شده است. برای هر گونه تغییری در این روند، هیچ راه برونرفتی وجود ندارد. چون ساختار کهنه و باتلاقساز است. چون حاکمان میخواهند خود و خانوادههایشان به صورت ارثی از مزایای «سفره انقلاب به مثابه ارث پدریشان» بهره ببرند.
از سوی دیگر مردم ایران از کلیت حاکمیت سیاسی ملایان عبور کردهاند. اصولگرا و اصلاحطلب هم نمیشناسند. اما ارادهای بسیار قوی دارند. پس اراده مردمی برای تغییر باتلاق و تبدیل به گلستان وجود دارد اما ساختار ولایت فقیه و باندهایش مانع است.
در این بستر راه حل در تغییر زمین تابع حاکمیت نظام ولایت فقیه نیست. بلکه در تغییر حاکمیت و اساس و اصل حاکمیت و قانون اساسی آن است. این موضوع اصلی است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.