قطعنامه شورای حکام و دردسرهای جدید خامنهای
با صدور قطعنامه شورای حکام آژانس علیه حکومت ایران، خامنهای وارد مرحله تازهای از بحران میشود که پایان آن چندان قابل پیشبینی نیست.
شاید بشود ترفندی به کار بست. لطایفالحیلی را به کار برد. اما همچنان که از قدیم مثل است؛ «یک بار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک». این حکایت برنامه هستهای ملایان است و نشست فصلی شورای حکام که در حال برگزاری است.
قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، علیه برنامه هستهای ایران روز ۱۶ خرداد ۰۳ به تصویب رسید. این قطعنامه با ۲۹ رای موافق، ۲ رای مخالف و ۱۲ رای ممتنع تصویب شد. این قطعنامه توسط تروئیکای اروپایی ارائه شده بود. شایان ذکر است
قطعنامه شورای حکام از حکومت ایران میخواهد به سوالات بازرسان آژانس درباره موارد مشکوک پاسخ دهد. همچنین میخواهد در مورد ممانعت پیرمون فعالیت بازرسان آژانس تجدید نظر کند.
قطعنامه از ایران میخواهد همکاری با آژانس را گسترش دهد. اجازه بازرسی بازرسان را بدهد. اما در همین حال از ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و مکانیسم ماشه صحبتی نشده است.
آخرین قطعنامه پیش از این ۱۸ ماه پیش، در آبان ۴۰۱ صادر شده بود. پیش از آن نیز قطعنامهای در خرداد ۴۰۱ در این باره صادر شده بود. [قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی علیه حکومت ایران تصویب شد]
قطعنامه شورای حکام؛ گامی دیگر در تقابل ایران و آژانس
اما واکنش حکومت ایران به همه این قطعنامهها کاهش تعهدات برجامی و دیگر تعهدات ذیل برجام بود. نصب سانتریفیوژها، غیرفعالکردن دوربینهای فراپادمانی، افزایش غنیسازی، گازدهی به سانتریفیوژها و… از این جملهاند.
متعاقب قطعنامه جدید نیز، حکومت ایران قطعنامه شورای حکام را محکوم کرد. آن را تلاشی برای سوء استفاده سیاسی از سازوکارهای بینالمللی علیه کشورهای مستقل دانست. بهروز کمالوندی در این باره گفت «صدور قطعنامه اقدامی غیرسازنده است». وی افزود حکومت ایران در مقابل فشار کوتاه نخواهد آمد.
همچنین در بیانیهای که از سوی حکومت آمده برخی نکات قید شده است. از جمله اینکه «صدور این قطعنامه هیچ تاثیری بر اراده ایران برای ادامه بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای و عملیاتیساختن طرحهای توسعه هستهای مطابق با حقوق کشور ذیل معاهدات ذیربط بینالمللی ندارد»!
پیش از این نیز محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران گفته بود «اگر قطعنامه دهند یا فشار سیاسی بیاورند قطعا عکسالعمل نشان میدهیم».
البته همین بند بیانیه کاملا مغرضانه و غیرواقعی است. مدتهاست که کشورهای غربی و آژانس میگویند این سطح از غنیسازی ایران هیچ توجیه غیرنظامی ندارد!
گروسی، در بنبست کامل با ایران قرار داریم
پیش از قطعنامه نیز تروئیکای اروپایی بیانیهای را در زمینه برنامه هستهای ایران منتشر کرده بودند. در این بیانیه آمده بود که ایران ۲۰ برابر مجاز مندرج در برجام اورانیوم در اختیار دارد. ذخائر ۶۰ درصدی که اصلا نباید در اختیار ایران باشد نیز رشد قابل توجهی داشته است. ممانعت از اجزای تعهدات برجامی، عملا راستیآزمایی و نظارت بر این برنامه را مختل کرده است.
آنها تاکید کردند در سال ۱۴۰۱ حکومت ایران ۲ بار از پذیرش نتایج مذاکرات به نتیجهرساننده برجام خودداری کرد. در عوض تصمیم گرفت سطح کمی و کیفی برنامه هستهای خود را گسترش دهد.
در آستانه نشست شورای حکام نیز رافائل گروسی اعلام کرده بود که «عمیقا متاسف است که حکومت ایران از حضور بازرسان آژانس ممانعت به عمل میآورد.
در اسفند ۴۰۱ نیز حکومت ایران حیله دیگری را به کار بست. با آژانس به توافق رسید که مبنای کلی آن گسترش تعاملات بود. در حالی که تقریبا هیچ گونه تعامل چشمگیری صورت نپذیرفت. نتیجه آن شد که رافائل گروسی در شروع این دور نشست فصلی آژانس، آشکارا از بنبست روابط با ایران سخن گفت.
بمب هستهای؛ خط قرمزی که عبور از آن عواقب سختی برای ایران خواهد داشت
در پی نقض مکرر و فاحش برجام قطعا عواقبی در انتظار حکومت ایران خواهد بود. یکی از این موارد تشدید تنش و ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت خواهد بود. هر چند نقض فاحش برجام تاکنون نیز این امکان را به تروئیکای اروپایی میداد که روند مکانیسم ماشه را فعال سازند. اما در زیر سایه مماشات چنین کاری را نکردند. آمریکا اما به دلیل خروج از برجام چنین امکانی ندارد.
به موازات، شماری از اعضای سنای آمریکا قطعنامهای را به سنا ارائه کردند. آنها در این قطعنامه خواستار ارجاع پرونده هستهای حکومت ایران به شورای امنیت شدند. این سناتورها از جمله تیم اسکات،، تام کاتن، لیندزی گراهام، تام تیلیس، جان کرونین و کاسیدی میباشند.
خامنهای در تاریکی مطلق؛ آیندهای مبهم و سرنوشتی نامعلوم
در قطعنامه شورای حکام که جدیدا صادر شده، خبری از ارجاع به شورای امنیت نیست. حتی در مورد فعالسازی روند مکانیسم ماشه صحبتی نشده است. با این وجود اما یک نکته وجود دارد که نباید از آن غافل شد.
رسیدن حکومت ایران به بمب هستهای مرز سرخ غرب و شرق است. شاید تا پیش از آن هر گونه نرمش تاکتیکی به کار گرفته شود، اما در آستانه دستیابی، با قطعیت ممانعت خواهد شد. با ارجاع به شورای امنیت و سایه جنگ، با فعالسازی روند مکانیسم ماشه و یا حتی حمله نظامی آمریکا که دستش از ۲ اهرم پیشین کوتاه است. در این هیچ شکی نیست.
روشنایی کنونی برای خامنهای نه روشنایی مطلوب، که روشنایی کوره گدازانی است که در انتهای تونل، وقتی با آن روبرو شود، ذوب خواهد شد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.