از دل زخمها، نور میتراود
پیام سیامک امینی از زندان فشافویه در هفتمین سال تحمل حبس
سیامک امینی، زندانی سیاسی که با احتساب دوران حبسش در دهه شصت، حدود هفت سال را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده است، در نامهای از امید به آزادی و پیروزی مردم ایران نوشته است.
او نامهاش را با بخشی از منظومه آرش کمانگیر آغاز کرد و نوشت:
«آری، آری، زندگی زیباست.
زندگی، آتشگهی دیرنده و پابرجاست.
گر بیفروزیش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست.
ور نه، خاموش است، و خاموشی گناه ماست.
هموطنان، رفقا و دوستان عزیز،
امروز که به هفتمین سال در بند بودنم نزدیک میشوم، هنوز باور دارم که شعر سیمین بهبهانی:
«دوباره میسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم
اگر چه با استخوان خویش»
نزدیکتر از قبل است. آری، از بدو زیستم تاکنون تلاشم برای عدالت، برابری و بهروزی بوده.
در سالهای سیاه ۶۰، شکنجهها و کشته شدن نزدیکان و رفقایم را به چشم دیدهام؛ از آخرین آغوشهای قبل از اعدام تا دادگاههای چند دقیقهای. از بدو زیستم تا کنون چندین زندان را دیدهام. ساعتها بازجویی شدم و ساعتها و روزها زیر شکنجه و کابل بودهام؛ و همین چند وقت پیش، حتی حمله موشکی به زندان را…
همانطور که قبلتر نیز گفتم، همیشه خورشید تابان ایران مشعل راهم بوده و هست؛ گرمابخش قلبم، دستهای کار و زحمت بوده و هست.
اما تمام این ۷ سال، وقتی به آینده ایران آزاد و عاری از بیعدالتی فکر میکنم، برایم مانند ۷ دقیقهای میماند.»
او در ادامه افزود:
«رژیمی که کوچکترین صداها را خفه و عدالت را سرکوب میکند، چیزی نیست جز ضحاکی که باید به دست کاوهها سرش را برید. البته برای ما سالهاست که فقط اندازه این زندانها کوچک و بزرگتر میشود: زندانی به وسعت یک کشور، یا زندانی به وسعت خرابهای اوین و چهاردیواریهای تنگ فشافویه.»
این زندانی سیاسی، در ادامه باورش درباره عبور مردم از سختیها به این موضوع اشاره کرد که نجاتدهندهای از خارج در کار نیست:
«اما مردم ایران، همیشه مانند رودی پرخروش و موجی در موجی پیوسته، از این نشیب و صخرهها میگذرند. مردم شریف ایران، هیچ دست نجاتدهندهای بهسوی ما دراز نخواهد شد؛ همانطور که در طول تاریخ، این دستها فقط برای فشردن گلوی ما بهسمت ما دراز شدهاند.»
به باور سیامک امینی حکومت اسرائیل کودک کش است و جنگ او با جمهوری اسلامی، جنگ بین دو
ارتجاع است.
او در ادامه نوشت
هنوز خون کیان پیر فلکها ،خدانورها ندا آقا سلطانها حجریها ….. بر دستانش و بر سر مارهای ضحاک زمانه است.
اما این جنبش را اگر هزاران بار نیز با چوبه های دار ضربه های کابل شکنجه ها و زندان و انفرادی ها سرکوب کنید باز نیز مانند خورشیدی از میانه سیاهی ها بلند خواهد شد.
این جنبشی است که قدرت تحرک و تحول دارد و خطری برای استمرار تسلط نیروهای خارجی و بقای سلطه اسلام سیاسی بوده است.
مردم ایران سالهاست که میدانند جمهوری اسلامی منافع ملی میهن و مردم برایش بی معناست و بهترین گواه آن رخدادهای حکومتش است. این حکومت برای حفظ خود فرسنگها به زیر زمین می خزد و از مردمش سپر انسانی میسازد.
سیامک امینی در ادامه به از دست رفتن مشروعیت رژیم اشاره کرد و بر ضرورت اتحاد و همدلی تاکید کرد این رژیم سالهاست بزرگترین قلب استراتژیک یعنی قلب مردم و پایگاه مردمی را از دست داده است و امروز بیش از هر روزی در لبه پرتگاه است.
آری ما دقیقاً دستانمان مانند دستان پیرمرد داستان پیرمرد و دریای همینگوی است زخمی، خونی، پینه بسته اما نور از میان همین زخم ها عبور میکند. ما با اتحاد و همدلی خواهیم توانست به جهان ثابت کنیم میتوانیم و این ماهی بزرگ را به کنار ساحل آرام
برسانیم.
تنها راه ما اتحاد است و اتحاد
تو میتوانی همه گلها را بچینی اما نمی توانی آمدن بهار را متوقف کنی
به امید دیدار شما و رقص پیروزی
سیامک امینی زندانی سیاسی
زندان فشافویه

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.