فراسوی این جایگاه پر از خشم و اشک، جز سایه های وحشت دیده نمی‌شود و تهدید و رنج سالیان مرا می‌پاید اما در من نشانی از
سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا
 و تهدید و رنج سالیان مرا می‌پاید هول و هراس نیست. از این گذرگاه تنگ و تاریک و از پیامدهای در تقدیر، واهمه‌ای ندارم. (چون) سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)