شورای نگهبان، نظارت استصوابی و پایان خامنه‌ای!

به دنبال انتشار دلایل رد صلاحیت حسن روحانی توسط شورای نگهبان خامنه‌ای و واکنش روحانی به آن، تنش‌های بر سر فلسفه وجودی این شورا بالا گرفته است.

در مثل است چاهی که بهر دیگران کنده بودند سرانجام کار خود را نیز در آن یافتند هر چند اول نه.

کسانی که خود بانی بودند قربانی شدند، شاید نه اولین‌‌ها، بلکه میانی‌ها و آخرین‌های آن. صحبت از شورای نگهبانی است که افرادی چون هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و علی لاریجانی و کروبی و… را در دهه‌های اخیر رد صلاحیت کرده و از دم تیغ گذرانده است.

اینانی که نام برده شد و بسیاری دیگر که در این لیست و سیاهه قرار دارند زمانی که در جبهه خمینی و خامنه‌ای بودند، خود از کسانی بودند که در تعارض با سازمان‌ها و گروه‌های مخالف حاکمیت «ولایت فقیه»، مانند سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریک‌های فدایی خلق، جبهه ملی، نهضت آزادی و… ارگان‌های غیرقانونی چون «شورای نگهبان» و… را بنا نهاده، پای آن را سفت کرده و آن را تثبیت کردند.

آنان شاید در آن روزگار هرگز نمی‌پنداشتند که این آسیاب به نوبت است و روزی نوبت خود آنان نیز فرا می‌رسد که از قطار خودی‌های نظام پیاده شوند.

نگاهی گذرا به لیست مغضوبین درگاه! از میرحسین موسوی، تا مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدحسن خمینی، علی لاریجانی، محمود احمدی‌نژاد و… گویاست.

نمونه‌ پایانی آن در سال ۴۰۲ عبارت از حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین خامنه‌ای بود.

روال نیز همیشه این بوده است که تا زمانی که این افراد و مهره‌ها در رکاب بودند اعتراض چندانی به عملکرد شورای نگهبان خامنه‌ای نمی‌کردند.

اعتراض دیرهنگام به شورای نگهبان

اما به محض این که خود به تیغ جراحی سپرده شدند، فریاد و فغان‌شان آسمان را پر کرده و می‌کند. حسن روحانی نیز از این قاعده، مستثنی نیست.

حالا حسن روحانی که خود از سفت‌کنندگان پایه‌های حاکمیت ملایان بوده در پی رد صلاحیت‌اش برای مجلس «خبرگان رهبری» خامنه‌ای، داد «از بین رفتن جمهوریت نظام» را سر داده است. [چرا حسن روحانی یکباره افسار پاره کرد؟!]

روحانی همچنین از «نابودی آزادی سیاسی رئیس‌جمهور‌های آینده» خبر داده است. حال آنکه این تاکتیک بی‌فایده است. از پیشتر نیز چنین بود. دلالت، اشارت سیدمحمد خاتمی که گفته بود در کسوت رئیس‌جمهور خامنه‌ای، تنها نقش تدارکات‌چی را دارد!

حال که تیغ و چاقوی «نظارت استصوابی» شورای نگهبان خامنه‌ای گلوی روحانی را بریده است، این نوع نظارت را زیر علامت سوال می‌برد.

حال آن که خود روحانی از جمله کسانی بود که در سال ۱۳۶۸ و بعدها، پای «نظارت استصوابی» شورای نگهبان را، آن زمان که جزء خودی‌های خامنه‌ای و نظام به شمار می‌رفت سفت کرده بود.

در آن دوران اشخاصی چون مهدی کروبی که رئیس مجلس خامنه‌ای بود به همراهی هاشمی رفسنجانی در کسوت رئیس‌جمهور خامنه‌ای، تلاش‌هایی را برای ممانعت از اجرایی‌شدن نظارت استصوابی کردند. این تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند و شورای نگهبان در سال ۱۳۷۰ رسما اعلام کرد که نظارتش «استصوابی» است!

رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ شاید مهمترین زنگ خطری بود که در طول تاریخ نظام به صدا درآمد.

رفسنجانی با زیرکی و با درسی که از اعتراضات سال ۸۸ گرفته بود از واکنش شدید به این جراحی خودداری کرد. اعتراضات در تقدیر بود. خاصه آن که مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق، وی را به این امر فرا خواند که در مقابل خامنه‌ای بایستد.

وی در آن دوران روحانی را که مهره شماره یک پس از خودش بود را به واسطه، به پاستور فرستاد.

واکنش دیرهنگام رفسنجانی و استخری‌شدن وی!

اما رفسنجانی ۲ سال بعد از در تلافی با خامنه‌ای و شورای نگهبانش درآمد. رد صلاحیت نوه خمینی، حسن خمینی در انتخابات «مجلس خبرگان رهبری» بهانه‌ای برای رفسنجانی شد.

وی در بهمن ۹۴ و در دهه موسوم به «فجر»‌ نظام، خامنه‌ای و جنتی و شورای نگهبانش را به تیغ انتقاد گرفت که «شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید چه کسی به شما اجازه داده قضاوت کنید؟…»

این امری بود که بر خامنه‌ای و هسته سخت قدرت سخت آمد و در سال ۹۵، رفسنجانی را «استخر فرحی» کردند.

گردونه گشت و گشت تا به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ خامنه‌ای رسید و این بار نوبت علی لاریجانی بود تا قربانی شود.

رئیسی باید بدون هیچ مشکلی از خمره بیرون می‌آمد. لاجرم موانع ریز و درست سر ضرب جراحی شدند.

صادق لاریجانی، برادر بزرگتر علی، در اعتراض، اعتبارنامه رئیسی به عنوان رئیس‌جمهور خامنه‌ای را از موضع یک عضو شورای نگهبان وقت امضاء نکرد.

وی به اتفاق برادرش علی، در مراسم تحلیف رئیسی نیز شرکت نکردند. آسیاب باز هم گشت تا نوبت به حسن روحانی در انتخابات «مجلس خبرگان رهبری»‌ در سال ۴۰۲ رسید.

از پیش کاملا آشکار بود که وی رد صلاحیت می‌شود. در این هیچ شکی نبود. محتمل در نظر گرفته می‌شد که در دوره ۸ ساله مجلس خبرگان جدید، موضوع تعیین جانشینی خامنه‌ای پیش می‌آید و مانعین باید از سر راه برداشته شوند.

کریمی قدوسی، از اردوی خامنه‌ای بلافاصله پس از رد صلاحیت روحانی نوشت، کسی که استعداد و اراده سقیفه‌سازی داشت رد صلاحیت شد!

چرخ این آسیاب تا بدانجا خواهد گشت که دیگر کسی نماند تا شورای نگهبان خامنه‌ای از گردونه حذف کند. به دیگر بیان دربانی شورای نگهبان برای نگهبانی از هژمونی خامنه‌ای و باندش،‌ سرانجام به قبض حداکثری و تنهاشدگی خامنه‌ای منجر خواهد شد.

همان که برخی تحلیل‌گران آن را پایان حاکمیت ملایان در ایران اعلام می‌دارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)