متن پیش‌رو نوشته «رو اورانیم» نویسنده، ویراستار و کارمند کتابخانه ملی اسرائیل است. در پروفایل کاری او این چنین آمده است

«رو اورانیم نویسنده، ویراستار و عاشق هر چیزی که به یهود مربوط است، رو با همسر و توله سگ شیرینش لولا در خارج از اورشلیم زندگی می کند. رو در کتابخانه ملی اسرائیل کار می کند و در اوقات فراغت خود از یادگیری حقایق جدید و غیرضروری، خواندن و پختن کیک کوچک لذت می‌برد»

 این یادداشت که در پایگاه اینترنتی کتابخانه ملی اسرائیل در سال ۲۰۱۹ نگاشته شده است، سال‌ها پس از تهاجم نظامی اسرائیل و اشغال سرزمین‌های فلسطینی به دیدگاه زیگموند فروید روانکاو شهیر یهودی-اتریشی در رابطه با تشکیل کشور اسرائیل در سرزمین فلسطین می‌پردازد.

ترجمه این متن با دو هدف صورت گرفته است. نخست اشاره به روایتی تاریخی و مستند از رفتار صهیونیست‌ها با رویکردهای مخالفی همچون زیگموند فروید در دهه ۱۹۳۰ است. سانسور نظرات مخالف ولو اندیشمندانی بزرگ همچون فروید آن هنگام که با اهداف صهیونیسم همراه نیست ضرورت می‌یابد.

دوم، بازنمایی رویکرد نویسنده متن به‌عنوان نماینده‌ی طبقه متوسط، شهری و روشنفکر ساکنین یهودی‌تبار در مناطق اشغالی است. این رویکرد نه تنها نقد فروید را ساده‌انگاری تلقی کرده است، بلکه با به میان کشیدن نازیسم و ماجرای هولوکاست آن را به شیوه‌ای نامرتبط به نقد فروید و ضرورت تشکیل سرزمین اسرائیل ولو به قیمت برپایی رخدادهایی دهشتناک‌تر از هولوکاست و نسل کشی بیش از چند دهه ساکنین بومی سرزمین فلسطین پیوند می‌زند. شاید این نحوه تفسیر تاریخ بیش از هر چیز مصداق بارز سخنی است که اریک هاپسبام در باب تاریخنگاری و عواقب چگونگی آن برای بشریت اظهار کرده است. «همگان گمان می‌کردند که کودهای شیمیایی برای تولید بیشتر محصولات کشاورزی تولید می‌شود و محصولی بی‌خطر است. تنها در هنگام جنگ بود که این محصول بی‌خطر به بمب‌هایی تبدیل شد که جان میلیون‌ها انسان را گرفت و شهر‌ها را ویران کرد. در مقام مقایسه همگان بر این باورند که تاریخ به عنوان علم و دانش بشری بی‌خطر و مربوط به گذشتگان است، اما باید گفت که چگونگی روایت تاریخ می‌تواند به کشتار انسان‌ها بینجامد و یا بدان‌ها مشروعیت بخشد»

این ترجمه با هدف واژگون‌سازی روایت‌های ویران‌گر لحظات آموزنده تاریخ صورت گرفته است.

 

فروید واقعاً در مورد صهیونیسم چه فکر می‌کرد؟

هشدار جهت افشاسازی: پدر روانکاوی، بزرگترین طرفدار تأسیس دولت یهودی در فلسطین تحت‌قیومیت نبود.

بنابراین، همانطور که مشخص است، زیگموند فروید از طرفداران رویای صهیونیستی نبود.

دکتر خوب در واقع به شدت مخالف تأسیس یک دولت یهودی در سرزمین اسرائیل بود و هیچ ابایی از ابراز مخالفت خود نداشت – کاری که او در نامه‌ای که برای رئیس شعبه وین سازمان کرن هایسود [۱] در سال ۱۹۳۰ فرستاده بود به شیوه‌ای نسبتاً شیوا و تند انجام داد.

 

زیگموند فروید، مجموعه پرتره آبراهام شوادرون، مجموعه ملی عکاسی خانواده پریتزکر در کتابخانه ملی اسرائیل

بیائید کمی به گذشته بازگردیم.

خصومت‌ها در یک روز گرم در اواسط اوت ۱۹۲۹ آغاز شد. کشمکش طولانی مدت بین اعراب و یهودیان در سرزمین اسرائیل [فلسطین] بر سر مالکیت و دسترسی به دیوار غربی رسماً به نقطه جوش رسیده بود. در روز جمعه، ۱۶ اوت ۱۹۲۹، گروهی عرب که از سوی شورای عالی مسلمانان برانگیخده شده بود، به دیوار غربی رسیدند، نمازگزاران یهودی را از این مکان بیرون کردند و اقدام به سوزاندن کتب مقدس و طومارهای تورات کردند. این رویداد موجی از خشونت را در سرزمین اسرائیل [فلسطین] به راه انداخت و تنها در یک هفته، شورش فلسطین در سال ۱۹۲۹ شاهد کشته شدن بیش از ۱۳۰ یهودی و زخمی شدن صدها نفر دیگر در الخلیل، اورشلیم، تل آویو، حیفا، صفد، هولدا و بیرتوفیا بود.

در سال ۱۹۳۰، تنها چند ماه پس از پایان خشونت، کرن هایسود، یک سازمان جمع آوری کمک های مالی که توسط کنگره صهیونیستی برای کمک به یهودیان برای مهاجرت به سرزمین اسرائیل [فلسطین] تأسیس شد، کمپین تبلیغاتی برای شهرک یهودی نشین یه‌شو راه‌اندازی کرد. در سرزمین اسرائیل [فلسطین] این سازمان نامه‌هایی را برای یهودیان برجسته جهان ارسال کرد و از آنها پرسید که تمایل دارند تا در صدور بیانیه حمایتی از یهودیان ساکن در سرزمین اسرائیل [فلسطین] شرکت کنند. یکی از این نامه‌ها که توسط هیم کوفلر، رئیس کرن هایسود در وین فرستاده شد، به دست زیگموند فروید، پدر روانکاوی که اتفاقاً یهودی نیز بود، رسید.

پاکت حامل نامه فروید به دکتر کوفلر، از آرشیو کتابخانه ملی اسرائیل.

به نظر می رسد فروید مدتی طول کشیده تا این درخواست را بررسی کند. فروید پاسخ خود را در ۲۶ فوریه ۱۹۳۰ از طریق نامه‌ای که با دقت تنظیم شده بود، و به طرز ماهرانه‌ای کوبنده اما کاملاً مؤدبانه نگاشته شده بود برای دکتر کوفلر فرستاد و در آنجا او احساسات خود را در مورد موضوع صهیونیسم و ​​اسکان یهودیان در سرزمین اسرائیل [فلسطین] به وضوح بیان کرد.

فروید نه تنها درخواست مشارکت در صدور بیانیه حمایت عمومی را رد کرد، بلکه او ناهمدلی خود را با وضعیت اسفناک یهودیان ساکن در یه‌شو به صراحت نشان داد.

فروید می‌نویسد: «من نمی‌توانم درخواست شما را انجام دهم. هرکسی که می‌خواهد بر توده‌ها تأثیر بگذارد، باید چیزی تحریک‌‌آمیز و برانگیزاننده به آنها بدهد و قضاوت هشیارانه من درباره صهیونیسم چنین اجازه‌ای را به من نمی‌دهد»

پاسخ زیگموند فروید به هیم کوفلر، آرشیو کتابخانه ملی اسرائیل.

فروید توضیح داد که در حالی که با اهداف صهیونیسم در ایجاد موطنی برای یهودیان همذات‌پنداری می‌کرد و به دانشگاهی که در اورشلیم تأسیس شده بود به نوعی افتخار می‌کرد، اما هیچ تفاهمی با جنبش صهیونیستی نداشت. او معتقد بود که هرگز دولتی برای یهودیان در سرزمین اسرائیل [فلسطین] به وجود نخواهد آمد- عقیده‌ای که احتمالاً نامحبوب است.

«از نظر من نه فلسطین می‌تواند به کشوری برای یهودیان تبدیل شود، و نه این که جهان مسیحیت و اسلام هرگز این آمادگی را پیدا خواهند کرد که مکان‌های مقدس خود را تحت حفاظت و سرپرستی یهودیان قرار دهند. من بر این هستم که معقول‌تر است که سرزمین یهودی در سرزمینی با بار تاریخی کمتر ایجاد شود. اما من می‌دانم که چنین دیدگاه عقلانی هرگز شور و شوق توده‌ها و حمایت مالی ثروتمندان را به دست نخواهد آورد»

زیگموند فروید، مجموعه پرتره آبراهام شوادرون، مجموعه عکاسی ملی خانواده پریتزکر در کتابخانه ملی اسرائیل.

فروید در مورد ابراز همدردی با پیشگامان عبری که در شورش‌ها آسیب دیده‌اند، بیان می‌کند که «تعصب بی‌اساس مردم ما تا حدی عامل بی‌اعتمادی اعراب است. من اساسا با این زهدورزی گمراه‌شده که در طی آن دیوار ندبه به اثری مقدس و ملی تبدیل می‌شود و به نوبه خود موجب آزار و اذیت و مرارت بومیان می‌گردد کوچکترین همدلی نمی‌توانم داشته باشم»

فروید نامه را با همان میزان از همدردی که در آغاز نشان داده بود به پایان رساند.

«حالا خود قضاوت کنید که آیا کسی همچون من با این نظر انتقادی، فرد مناسبی برای تسلی دادن خاطر مردمی که با امیدهای واهی فریب خورده‌اند هستم»

دکتر کوفلر به‌محض خواندن پاسخ فروید از محتوای آن شگفت زده شده و در گوشه سمت چپ بالای نامه با مداد نوشت: «این را به غریبه‌ها نشان ندهید» این نامه برای ۶۰ سال منتشر نشده باقی ماند.

دست‌خط کوفلر بر نامه پاسخ فروید: «به غریبه‌ها نشان ندهید» آرشیو کتابخانه ملی اسرائیل.

آبراهام شوادرون که مجموعه وسیعی از او اکنون در کتابخانه ملی اسرائیل نگهداری می‌شود، به‌محض اطلاع یافتن از وجود چنین نامه‌ای  از دکتر کوفلر درخواست کرد که در صورت امکان نامه را برای او ارسال نماید تا او بتواند آن را به آرشیو کتابخانه بیفزاید. دکتر کوفلر موافقت کرد که نامه را برای مطالعه او بفرستد، اما از شوادرون خواست تا لطف کند آن را به او بازگرداند، زیرا اگر نامه در کتابخانه ملی نگهداری می‌شد، مطمئناً محتوای آن به حوزه عمومی راه پیدا می‌کرد.

تصویر نامه هیم کوفلر به آبراهام شوادرون. آرشیو کتابخانه ملی اسرائیل.

دکتر کوفلر در آوریل ۱۹۳۰ در پاسخ به درخواست شوادرون نوشت: « نامه فروید اگرچه ممکن است صمیمانه و دلگرم‌کننده باشد، اما در خدمت اهداف ما نیست. حتی اگر در این زمان نتوانم به کرن هایسود کمک کنم، لااقل خود را ملزم می‌دانم که به آن آسیب نرسانم».

آن‌ها می‌گویند که بگذارید زمان بگذرد و آیندگان قضاوت خواهند کرد و انصافا دیدگاه‌هایی نظیر دیدگاه فروید در میان یهودیان اروپای غربی در اوایل دهه ۱۹۳۰ بی‌سابقه نبود. البته که فروید هرگز نمی‌توانست وحشتی را که به‌زودی با ظهور حزب نازی و آغاز هولوکاست گریبانگیر یهودیان اروپا می‌شود را پیش‌بینی کند. او هرگز نقش مهمی را که در آن پیشگامان در تاسیس موفق کشور اسرائیل ایفا کردند را نیاموخت. در حالی که نظرات او ممکن است «محبوب» بوده باشد، او مطئنا بر مسائلی انگشت گذاشت که هنوز بر جامعه اسرائیل تاثیر می‌گذارد.

ضمیمه یکم:

متن کامل ترجمه نامه فروید به هیم کوفلر (ترجمه علی شریعت کاشانی)

آقای دکتر،

من برای انجام آن‌چه که مورد خواست شما است آمادگی ندارم. سکوت و خویشتن‌داری نزد من بر جلب توجه عموم نسبت به شخصیت‌ام ارجحیت دارد و یک امر اجتناب‌ناپذیر می‌باشد، و نیز به نظر نمی‌رسد که اوضاع و احوال ناساز و آشفتۀ کنونی بتواند مشوق و محرک من برای این‌چنین جلب توجهی بوده باشد. هرآن کس که در اندیشۀ تحت تأثیر قراردادن شمار زیادی از افراد به‌سر ببرد می‌باید مطلب پر سر و صدا و هیجان‌زایی را با آنان در میان گذارد. داوری دوراندیشانۀ من دربارۀ صهیونیسم اجازۀ چنین کاری به من نمی‎دهد. من بی‌تردید نسبت به تلاش‌هایی که به‎گونه‌ای آزادانه صورت می‎پذیرند و مورد قبول واقع می‌شوند همدلی عمیق دارم. دربارۀ [برپایی] دانشگاه اورشلیم‌مان احساس افتخار به من دست می‌دهد، و مسرورم از این‌که شاهد ترقی [فرهنگیِ] مؤسسات مستعمره‌نشینان هستیم. از سوی دیگر اما، من به هیچ‌روی گمان نمی‌کنم که فلسطین بتواند تبدیل به یک دولت یهود بشود، و یا این‌که جهان مسیحیت همچون جهان اسلام روزی آمادگی داشته باشد تا نیایشگاه‌های خود را تحت نظارت یهودیان درآورد. از دید من دوراندیشانه‌ترین چیز این خواهد بود که یک میهن یهود از جایی سر بربیاورد که از دید تاریخی آکنده از رویداد و ماجرا نبوده باشد. می‌دانم که برای تحقق یک چنین هدف معقولی هرگز نیازی به تحریک‌کردن و جوش‌آوردن توده‌ها و خواستارشدن همکاری ثروت‌مندان نخواهد بود. درضمن، با کمال تأسف باید بپذیرم که تعصب کورکورانۀ هموطنان [یهودتبارِ] ما در برانگیختن بدگمانی اعراب سهمی مؤثر و مسئولانه برعهده دارد. من با این امر که، زیر تأثیر یک زهدورزیِ توأم با سوء تعبیر، قطعه‌ای از دیوار ندبه می‌رود تا تبدیل به یک تقدس ملی بشود، و به‌همین دلیل نیز احساسات ساکنان بومی منطقه ملتهب می‌گردد، اندک احساس همدلی نمی‌توانم داشته باشم.

حال خود به داوری بشینید، و ببینید آیا من با دارابودن یک‎چنین دید و موضع انتقادی می‌توانم یک فرد مطلوب برای تسلی‌دادن خلقی بوده باشم که هم‎اکنون زیر تأثیر یک آرزومندی واهی و توجیه‌ناپذیر این‌چنین به جنب و جوش درافتاده است.

 زیگموند فروید

 

[1] Keren Hayesod – United Israel Appeal (به عبری: קרן היסוד، به معنای واقعی کلمه «صندوق بنیاد») یک سازمان رسمی جمع‌آوری کمک‌های مالی برای اسرائیل است که در ۴۵ کشور شعبه دارد. کار این سازمان مطابق با قانون Keren haYesod-5716، تصویب شده توسط کنست در ژانویه ۱۹۵۶ انجام می شود و به سازمان وضعیت منحصر به فرد جمع آوری کمک مالی می دهد. این یک شرکت ثبت شده در کشور اسرائیل است. کرن هایسود، یکی از سه  «نهاد ملی» اسرائیل است که با هماهنگی دولت اسرائیل و آژانس یهودی اسرائیل برای پیشبرد اولویت های ملی کشور اسرائیل کار می کند.      

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)