دربارۀ مطلب فساد آموزشی و حقیقت اینکه چرا پس از ۲۰ سال نقد و افشاگری، بسیاری فسادها وضعشان بدتر میشود!، وقتی بیرجندی دو ننگ تربتی و اصفهانی را یکجا برمیدارد!
مشهور است که بیرجند سومین شهر پس تهران و تبریز است که آموزش به سبک مدرن در ایران آغاز شد، بیرجند تا همین اواخر هموار شهر فرهنگی و فرهنگ و علم دوست بود، اما با افزایش فساد آموزشی، که همان طور مطالبی دربارۀ باند بیرجندیها افشاگری شده، امروزه افراد منتسب به منطقه خراسان بزرگ و از جمله بیرجند و جنوب خراسان جزء بدنامترین خلافکاران در زمینۀ فساد اموزشی در بخش مدرکفروشی شده اند، وقتی از بیرجندیها میگویند لزوما متولدین و ساکننی بیرجند نیست، ممکن است این قماش متولد و ساکن شهرهای دیگر باشند، اما به دلیل تعصب قومیتگرای و محلیگرایی فرضا یکی از والدین و حتی فامیل دورشان بیرجندی باشد خودشان منتسب به این شهر میکنند، گویا بیرجندی بودن نوعی اسم رمز در این مافیایی فساد آموزشی و حلقۀ مفسدان باند بیرجندیها است.
اما نکته عجیب درباره باند بیرجندیها، خساست عجیب اینها است، به راحتی میتوان متوجه شد یکی درز اطلاعات ناشی خساستها و بعضا کلاهبردرایها مانند تلکهکردن و اضافه پول گرفتن و انواع بدجنسی پولپرستانه است که معمولا تربت حیدریها و اصفهانیها بدان مشهورند، واقعا کمتر کسی گمان میکرد بیرجندیمنتسبها روی دست تربتی و اصفهانی بزننند!، به قولی، خلافکار هم خلافکار کادرست!، این باند بیرجندیها با کل پول حرام بهم درآوردن، با آن پلشتی در آلوده کردن مربیان و معلمان همکارشان، حتی حاضر نشده اند این بیچاره مدرسهایشان در حد یک کارگر تأمین مالی و بیمه کنند!، یکی واقعا آبروی چند دهه خوشنامی بیرجندی در علم و فرهنگ بر باد دادند!، خساست و کنس بودن این قماش شگفت انگیزست و احتمالا یکی راههای لو رفتن این اند همین میتواند باشد، یکی دلایل افشای این باند، احتمالا دلگیری و درد دلهای همکاران مدرس پیش دیگران، موجب افشای این باند شده، واقعا باند بیرجندیها یکی احمقترین فاسدهای ایران هستند که حاضر نشدند بخش از پولهای بادآورده بر اثر مدرکفروشی (به ظاهر قانونی) به نگونبختهایی بعنوان مدرس استخدام کردند سهیم کنند در حد حتی حداقل مزد کارگری!، بیشرفی و پستی این خلافکارها حتی در میان باندهای مافیایی چون قاچقاچیان مواد مخدر و غیره نشنیده بودیم!
یکی از دلایلی که وضعیت بغرنجتر شدن این فساد، همین است بعد افشاگری برخی اسامی، نه تنها مشکلی برای این مفسدان پیش نیامد، بلکه مشتریهایشان بیشتر و متنوعتر شده است، از حکومتیها تا ضد حکومتیها و اتباع بیگانه و غیره!
نکتۀ مهم دیگر، در افشای فساد آموزشی، رسیدن به جواب همین پرسش اس چرا مثلا پس چند دهه افشاگری و انتقاد از یک فساد، نه تنها فساد مربوطه کم نمیشود، بلکه بیشتر هم میشود!، نکته ای در مطلب افشاگری باند فساد آموزشی مدرکفروشی باند بیرجندیها گفته، حقیقت تلخ دیگری آشکار میکند، وقتی همزمان هم حکومتیها و هم ضد حکومتیها منافع نامشورع مفسدانه در یک فساد مانند فساد آموزشی و یا مسئله کمبود و گرانی کالاهای انسان دوستان (غذا و دارو) داشته باشد، عملا مسئله حل نمیشود، مگر یک از طرفین از بین برود، تازه آن وقت بایست منتظر بود بقیۀ عوامل ممکن اس دست از این منبع درامد و فساد و یا منافع بردارند یا نه؟!
در بحث فساد آموزشی و کالاهای انساندوستانه علاوه منافع مادی، اهداف ضد بشری نیز وجود دارد، در فساد آموزشی نابود کردن بنیانهای علمی وفرهنگی و آیندهساز تمدنی ایران نشانه گرفته است، در بحث کالاهای بشردوستانه علاوه ایجاد فشار بر مردم و زمینهسازی برای شورش فقرا و گرسنگان، بحث سوءتغذیه و نسلکُشی را دنبال میکند!
حقایق تلخی است، منافع دو طرف حکومتی و ضد حکومتی، چنسن تراژدیهایی به بار میآورد، حالا شاید متوجه شوی چرا وقتی میگویند مردم ایران واقعا مردمی بیچاره اند و شادی از بدیختترین مردم جهان!
نگارنده بعید میداند این نوع فساد آموزشی حتی در کشورهای تحت حکومت الحادی کمونیستی و سوسیالیستی نیز مانند کره شمالی وجود داشته باشد!، این ننگ بزرگی برای جامعه و حکومتی است که در کتب دینی آن همه بر کسب مال حلال و علم آموزی شده است! در حرکت مفسدانه سیستماتیک، همزمان حلال خوری و علم اموزی به محاق رفته است!
وقتی همزمان ادعای حلالخوری و علمآموزی در حکومت اسلامی به محاق میرود! فساد آموزشی ج ا در دیکتاتوری ملحد کره شمالی نیز قفل است!
بررسی ابعاد فساد در مدیران مدارس آموزش و پرورش و راهکارهای پیشنهادی جهت مقابله با آن
https://www.tribunezamaneh.com/archives/tag/%d9%81%d8%b3%d8%a7%d8%af
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.