خامنه‌ای و صید ماهی مذاکرات برجام از آب گل‌آلود جنگ غزه

در حالی که تنش‌های در منطقه خاور میانه بین حکومت ایران و اسرائیل در نقطه بحرانی می‌باشد، خامنه‌ای خیز آن را برداشته تا از این تنش‌ها و آب گل‌‌آلود آن، ماهی مذاکرات برجام را صید کند.

در این هیچ شک و ابهامی نیست که خامنه‌ای همواره می‌خواهد در پای میز مذاکرات با دولت‌های غربی بنشیند و از آنان امتیاز بگیرد.

هر از چند گاهی نیز که میز مذاکرات به هم می‌خورد، سیاست میدان،‌ یعنی گروگان‌گیری، بمب‌گذاری، تروریسم و دخالت‌های منطقه‌ای را به مدد می‌گیرد تا طرف‌های درگیر را مجبور به مذاکره نماید.

این برگی است که ملایان حاکم بر ایران از ابتدای روی کار آمدنشان در پایان دهه ۸۰ میلادی، همواره در دستور کار قرار داده‌اند.

گروگان‌گیری در سفارت آمریکا در ایران پس از انقلاب ۵۷، انفجار در مقر تفنگداران نیروی دریایی در بیروت، گروگانگیری اتباع عمدتا آمریکایی و فرانسوی توسط حزب‌الله بین ‌سال‌ها ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲، ماجرای مک‌ فارلین، گروگانگیری سربازان آمریکایی در زمان احمدی‌نژاد و… بسیاری دیگر، از این نمونه‌ها گواه این ادعاست.

ماجرای بمب‌های کنار جاده‌ای در عراق توسط قاسم سلیمانی و سپس مذاکراتش با آمریکایی‌ها نیز در حافظه هنوز باقی است.

موضوع گروگانگیری شهروند بلژیکی و تبادل آن با اسدالله اسدی،‌ دیپلمات‌ تروریست ملایان نیز نمونه اخیر از این دست است.

محسن رضایی نخستین فرمانده سپاه پاسداران در تیر ۱۳۹۴ آشکارا اعلام کرده بود که «اگر آمریکا دنبال حمله نظامی باشد در همان هفته اول ۱۰۰۰ گروگان از آنها می‌گیریم و برای آزادکردن هر یک از آنها باید چند میلیارد دلار بدهد و مشکل اقتصادی ما نیز حل می‌شود».

سیاست و وقاحت ملایان به اندازه‌ای روشن و نهادینه است که رضایی و دیگر سران نظام، هرگز ابایی از اظهار و اعلان آن به خود را نمی‌دهند.

جری‌تر شدن ملایان در زیر سایه بی‌عملی و مماشات غرب

پس سیاست ملایان با اهرم‌های تروریسم، گروگانگیری، استفاده از گروه‌های نیابتی، بمب‌گذاری، قتل و… سیاستی ثابت برای امتیازگیری از طرف حساب‌های غربی است.

تمامی این سیاست‌ها زیر مولفه تعیین‌کننده غربی صورت می‌گیرد. سیاست مماشات حداکثری غرب با ملایان که در طول بیش از ۴.۵ دهه گذشته، نه تنها باعث کنترل ملایان نشده بلکه آنها را جری‌تر نیز کرده است.

در موضوع برنامه اتمی و مذاکرات برجام نیز وضعیت همین است. به محض اینکه پسا احمدی‌نژاد، سایه جنگ بر خلاف مماشات پیشین و پسین بر سر خامنه‌ای سنگینی کرد، خامنه‌ای بلافاصله روحانی را در سال ۹۲ و ۹۶ از صندوق بیرون کشید تا این سایه را از سرش بزداید.

پس از مذاکرات برجام در دور اول و امضاء برجام، سایه جنگ موقتا کنار رفت. پس از آمدن ترامپ و خروج از برجام، بر خلاف تصور رایج، موضوع به نفع ملایان شد.

ملایان با خروج آمریکا از برجام، برنامه هسته‌ای خود را کما و کیفا بسیار فراتر از محدودیت‌های برجام گسترش دادند. اما این مسئله اصلی نبود؛ مسئله اصلی کوتاه کردن دست آمریکا از فعال‌سازی مکانیسم ماشه و برگشت ۶ قطعنامه پیشین شورای امنیت بود که با قطعنامه ۲۲۳۱ عملا ملغی شده بود.

به واسطه این توافق، پرونده هسته‌ای ملایان از ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و گزینه نظامی نیز خارج شده بود.

پسا خروج ترامپ، ملایان تمامی تلاش پنهان و آشکار خود را کردند تا مانع از برگشت مجدد آمریکا به برجام شوند. مخالفت‌های جناح غالب ملایان در سال‌های پایانی روحانی با مذاکرات، دقیقا از این موضع بود.

باید هر کاری صورت می‌گرفت تا آمریکا به عنوان طرف حساب اصلی به برجام باز نگردد. چون با بازگشت به آن می‌توانست به عنوان یک عضو، روند مکانیسم ماشه را فعال سازد.

مذاکرات برجام و معادله چند وجهی آن

ملایان کشورهای اروپایی را نیز با امتیازات فراوان اقتصادی و تهدید و تروریسم، خنثی‌سازی کرده بودند. دلالت نیز این که به رغم موارد کثیر نقض فاحش برجام از سوی ملایان هیچ یک از کشورهای تروئیکای اروپایی حاضر نشد روند مکانیسم ماشه را فعال سازد.

ممانعت از بازرسی بازرسان آژانس، غنی‌سازی ۶۰ و ۸۴ درصدی، که ده‌ها برای ۳.۶۷ درصدی مندرج در برجام بود و بسیار نقض‌های دیگر، دلایل مستند و کافی بود که هر یک از سه کشور تروئیکای اروپایی بتواند مکانیسم ماشه را فعلا سازد.

در پایان دوران ترامپ نیز کوشش دولت وی و وزیر خارجه‌اش پمپئو، برای بازگشت تحریم‌های قطعنامه‌های پیشین و مکانیسم ماشه عملا کاملا خنثی شد.

چرا که ملایان این استدلال را کردند که آمریکا از برجام خارج شده و دیگر نمی‌تواند به عنوان یک عضو برجام این مکانیسم را فعال سازد. استدلالی که مورد استفاده دیگر اعضای برجام نیز واقع شد.

دولت روحانی رفت و رئیسی آمد. مذاکرات برجام از سر گرفته شد. تمامی تلاش و همت تیم مذاکرات برجامی ملایان، در طول مذاکراتی که از ۱۳ فروردین ۴۰۰ تا مرداد ۴۰۱ انجام شد فقط یک چیز بود، دولت بایدن تضمینی بدهد که دولت‌های بعدی آمریکا هرگز از برجام خارج نخواهد شد و مکانیسم ماشه را فعال نسازند.

امری که وقتی دولت بایدن حاضر نشد بدهد، ملایان نیز حاضر نشدند مذاکرات برجام را به نتیجه برسانند، در حالی که به نتیجه‌ رسیدن آن، برای دولت رئیسی که رسالت مجازی‌اش، دستاوردسازی برای خود و خامنه‌ای است، اولی‌ترین بود.

اما هدف چنان چه ذکر شد گرفتن تضمین ذکر شده بود. ملایان پس از خروج ترامپ از برجام سیاست ماهرانه و فریب‌کارانه‌ای را پیش بردند. هم مانع بازگشت آمریکا با مولفه توانایی فعال‌سازی روند مکانیسم ماشه شدند. هم برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم خود را، ده‌ها برابر مندرج در برجام گسترش دادند و هم مانع از تصمیم اروپایی‌ها برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه شدند.

گروگانگیری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توسط ملایان

در این بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم به گروگان گرفته می‌شد. در آستانه نشست‌های فصلی، امتیازات و توافقاتی بی‌هزینه‌ای نظیر همکاری با بازرسان، سفرهای بی‌هزینه‌تر گروسی به تهران، نصب دوربین‌های نظارتی به غرب داده می‌شد تا مانع تشدید تضاد و صدور قطعنامه آژانس علیه ملایان شود، اما گسترش برنامه هسته‌ای همواره در دستور کار ثابت بود. [باجگیری خامنه‌ای در تقابل با آژانس بین المللی انرژی اتمی آغاز شد]

دور نگاه‌داشتن آمریکا و خنثی‌سازی تروئیکای اروپایی نیز به موازات پشتیبانی چین و روس از ملایان، معین عمل برای ملایان بود.

با این توصیفات پس از بن‌بست مذاکرات برجامی در مرداد ۴۰۱ و شروع اعتراضات در ایران، ملایان همواره تبلیغ گسترده شروع مجدد مذاکرات برجامی را می‌کردند. این تبلیغات مصرف داخلی داشت و می‌خواست اعتراضات و مردم ایران را دلسرد سازد که غرب در جبهه ملایان است و اعتراضات مردم ایران به نتیجه نخواهد رسید.

در سال ۴۰۲ نیز در بستر این سیاست، ملایان امتیازات حداکثری از آمریکا مانند آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده در عراق و کره جنوبی را گرفتند اما پای مذاکرات برجام نیامدند. چرا؟ چون آمدن پای مذاکرات، بازگشت آمریکا به توافق را به دنبال داشت. این نیز، امتیاز برخوردار شدن آمریکا از مکانیسم ماشه را به دنبال داشت.

وضعیت بدین منوال ادامه یافت تا خامنه‌ای برای بر هم زدن توافق ابراهیم (مشخصا عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و عربستان به عنوان رأس کشورهای عربی) و خنثی‌سازی سیاست وزارت خارجه آمریکا، مبنی بر تغییر رفتار ملایان و منزوی‌کردن آنها که از زمان ترامپ شروع شده بود، مجبور شد توسط حماس حمله به اسرائیل را در ۱۵ مهر ۴۰۲ تدارک ببیند.

آمریکا باز نیز سیاست مماشت را پیش گرفت. در هفته‌ها و ماه‌های اول جنگ، تمامی رهبران آمریکایی بالاتفاق می‌گفتند که نشانه‌ای از شرکت ملایان در این جنگ دیده نمی‌شود.

دلیل انکارهای آمریکا

این انکار بدان خاطر بود که اگر به نقش صد در صدی ملایان اشاره می‌شد آمریکا باید وارد تضاد و جنگ با ملایان می‌شد. اما دخالت‌های روزافزون ملایان با نیابتی‌ها در جنگ غزه، کار را به جایی رساند که آمریکا پذیرفت تا به صورت محدود با ملایان وارد درگیری و تضاد شود.

بمباران نیروهای نیابتی و… در سوریه و عراق و حوثی‌ها، از این جمله بودند. اما آمریکا در سال انتخاباتی‌اش به شدت از درگیری مستقیم با ملایان پرهیز داشت.

شاید بتوان گفت خامنه‌ای حمله مهرماه حماس را عامدانه در این زمان برنامه‌ریزی و اجراء کرد که می‌دانست آمریکا در سال انتخاباتی کشش و تمایل به رودررویی نظامی مستقیم با ملایان را ندارد. یعنی ملایان می‌توانستند با اسرائیلی که حمایت نظامی و مستقیم آمریکا در حمله به ایران را ندارد، مقابله کنند.

اما اسرائیل با حمله به کنسولگری ملایان در دمشق این معادله را بر هم زد. ملایان به اسرائیل حمله موشکی تبلیغاتی کردند در عین حالی که مدام به آمریکا پیام روشن مخابره می‌کردند که با شما سر جنگ نداریم.

اما حمایت و اجماع جهانی علیه حمله ملایان به اسرائیل، خامنه‌ای را در وضعیت خطیر قرار داد. راهکار فرار از این مخمصه چه بود؟ دوباره بازی با برگ مذاکرات برجام.

از این رو در حالی که نزدیک به ۲ سال خامنه‌ای هیچ تلاشی برای مذاکرات برجام نداشت به ناگهان،‌ خواهان مذاکرات برجامی شد. البته در سال ۴۰۲ با وعده این مذاکرات و میانجیگری عمان آمریکا را فریفت تا پول‌های خود را آزادسازی کند و گروگان‌هایش را نیز.

سر مار اساسی هراسیده است

حالا در حالی که همه جهان خواهان کاهش تنش‌های در خاور میانه و جنگ غزه هستند خامنه‌ای نیز سایه جنگ و رودررویی نظامی با اسرائیل را بالای سر خود می‌بیند، جنگی که در صورت بروز، خواه ناخواه پای آمریکا نیز در حمایت از اسرائیل به آن کشیده می‌شود، برگ مذاکرات برجام را روی میز گذاشته تا در آن امتیاز بگیرد.

برگ‌های برنده‌اش نیز کاهش نقش خود و نیروهای نیابتی‌اش در جنگ غزه است. چیزی که ماه‌هاست غرب با کشورهای واسطه منطقه و چین خواهان آن هستند.

در این بین وقتی خامنه‌ای حاضر می‌شود تا از تنش‌ها بکاهد قطعا انتظار امتیازات بیشتر نیز دارد. این امتیازات مربوط به مذاکرات برجامی است.

البته در سیاستی معکوس توسط شورای عالی امنیت ملی که اخیرا شایع کرد که آمریکا طی نامه‌ای به ایران خواهان از سرگیری مذاکرات برجام شده است!

هر چند وزارت خارجه آمریکا مذاکرات مستقیم را رد کرده است اما از اظهار نظر در مورد مذاکرات غیرمستقیم با ملایان خودداری کرده است.

این مانند بارها موارد آزموده پیشین به معنای توافقات پشت پرده بین ملایان و آمریکاست. اما ذوق‌زدگی ملایان از مذاکرات برجامی حتی پنهانی، دلیلی جز ترس از هدف ‌قرار گرفتن سر مار در ماجرای غزه ندارد.

این در حالی است که رافائل گروسی در روز ۴ اردیبهشت ۰۳ اعلام کرد که حکومت ملایان تنها چند هفته با تولید اورانیوم غنی‌شده برای بمب اتمی فاصله دارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)