تیم فوتبال پرسپولیس تهران به بهانه بزرگداشت ستارگان و پیشکسوتان خود از تیم ستارگان بازنشسته میلان دعوت کرد تا مسابقهای در تهران برگزار کند. این دیدار بالاخره برگزار شد و همین اقامت کوتاه مدت میلانیها در تهران کافی بود که کلی حرف و حدیث به جا بماند. رسانههای ایرانی و به ویژه رسانههای ورزشی کلی مطلب درباره آنچه که آنان حضور تلخ نامیدهاند نوشتهاند. خبرگزاری ورزش ایران www.ipna.ir نوشت که ستارگان بازنشسته میلان از بی نظمی و ناهماهنگی گله کردهاند. این گلهها آنچنان جدی بود که پائولو مالدینی، نامدارترین ستاره میلان و شماری دیگر از ستارگان این تیم از گفتگو با خبرنگاران خودداری کردند. مالدینی حتی از حضور در ضیافت شامی که تیم میزبان برگزار کرده بود هم خودداری کرد. جنارو گاتوسو دیگر ستاره میلان با وجود آنهمه اصرار ترجیح داد به جای حضور در استودیوی تلویزیونی از هتل محل اقامتش و از راه اینترنت با یک برنامه تلویزیونی ایرانی گفتگو کند!
پائولو مالدینی به خاطر خوش سیما بودنش گاهی به عنوان مدل کار میکند. در همه کشورهای دنیا این بیشتر زنها و دخترها هستند که به سوی مالدینی هجوم میآورند تا او را در آغوش بگیرند یا ببوسند. او نمیداند که در ایران این مردها هستند که مردها را در آغوش میگیرند و میبوسند و خیلی از همین ایرانیها هم اصلاً نمیدانند معنی این کار در بیرون از مرزهای ایران چیست. آنها حتی گوششان هم به این حرفها بدهکار نیست!
این طفلی پائولو مالدینی نمیداند که به کشوری آمده است که فرهنگ امامزادهای دارد. او نمیداند که در این کشور اگر شما کسی یا چیزی را دوست داشته باشید، مجاز هستید خودتان را روی او پرت کنید، به یک جای او دست برسانید و او را ببوسید، آنهم ماچهای آبدار و صدادار، درست مانند هنگامی که به ضریح یک امامزاده می رسید. باید چنگ زد به ضریح امامزاده و حالا نبوس کی ببوس. بعدش هم قدری گریه و استغاثه! برای رسیدن به محبوب و معبود میتوان از آرنجها هم استفاده کرد تا حریفان را کنار زد. حتی با اصرار و با کاربرد زور و خشونت میتوان محبوب را در آغوش گرفت و بوسید. اصلاً نیازی هم نیست که به خواسته و واکنش طرف مقابل توجهی داشته باشید. پائولو مالدینی و یارانش که استثنا نیستند، صرفاً به این دلیل که اروپائی هستند.
شوک میلانیها منحصر به استقبال عجیب و غریب در فرودگاه نبود. تا دو ساعت مانده به آغاز مسابقه هنوز سی درصد از پول قرارداد به آنها پرداخت نشده بود، آنهم در کشوری که اجازه استفاده از خدمات بانکی بین المللی را ندارد و عملاً نمیتواند پولی به اروپا بفرستد. میلانیها خود را ناچار دیدند در آخرین لحظه پول خود را مطالبه کنند، آنهم زمانی که پنجاه هزار تماشاچی منتظر آغاز بازی بودند و ستارگان و پیشکسوتان تیم تهرانی هم داشتند خودشان را گرم میکردند. حالا بگذریم که برخی از بازیکنان ایرانی در چند صحنه بازی با تکلهای خشن باز هم بر تعجب میلانیها افزودند. اما این سوء تفاهمها در به اصطلاح ضیافت شام تیم تهرانی هم ادامه یافت. در حالی که دو شبکه تلویزیونی بدون برنامه ریزی و توافق قبلی برای دعوت میلانیها به استودیودی تلویزیونی با هم رقابت میکردند، تیم میزبان همچنان کوشش داشت مهمانها را متقاعد کند که به ضیافت شام بیایند! وضع آنچنان عجیب بود که چند تن از میلانیها ترجیح دادند قید شام و تلویزیون را بزنند و در هتل بمانند.
“رفتار عجیب اعضای تیم میلان”، “رفتار عجیب مالدینی”، “مالدینی قهر کرد”، “پرده دیگری از بد اخلاقی میلانیها”، “پیرمردهای میلانی میهمانهای خوبی نبودند”، و “باره سی و ماسارو به ضیافت شام آمدند اما در اصل هدفشان چانه زنی و درخواست پول بود”. این تنها چند تا از تیترهای رسانه های ایرانی بود.
برای آنکه در آینده چنین سوء تفاهمهائی پیش نیاید، پیشنهاد میشود که دعوت کنندگان ایرانی یک سی دی تهیه کنند و با چند کلیپ ویدئوئی ویژگیهای مهم فرهنگی ما ایرانیها را در آنجا بیان کنند و آن سی دی ها را از پیش به میهمانان خودشان بدهند تا آنها را از لحاظ روحی و روانی آماده آمدن به ایران بکنند. چند تا از چیزهائی که باید در این سی دی باشد:
۱. مراسم خاکسپاری خمینی. صدها هزار نفر به سر و صورت خود میکوبند و ضجه می کنند و یک عده هم غش میکنند. امت حزب الله جسد رهبر خود را از تابوت بیرون میکشد، کفنش را تکه پاره میکند و سپس او را عریان و کله پا به گور سرازیر میکند. آنها همه این کارها را ضجه کنان و سینه زنان انجام میدهند و در همان حال یک عده به زمین افتادهاند و زیر لگدهای امت حزب الله جان میدهند و شهید نام میگیرند. همان شب چند میلیارد نفر بیننده تلویزیونی در سراسر جهان این مراسم را میبینند.
۲. یکی از سفرهای استانی خامنهای یا احمدی نژاد. خودروی خامنه ای یا احمدی نژاد در یک خیابان در حال حرکت است. یک عده از خودرو آویزان شدهاند. یک عده سوار موتورسیکلت و عدهای هم دوان دوان به دنبال خودرو خامنه ای یا احمدی نژاد میدوند و همه این کارها را در حالی انجام میدهند که چفیه فلسطینی بر گردن دارند و پرچم جمهوری اسلامی یا پرچم حزب الله لبنان را در هوا تکان میدهند.
۳. صحنهای از مراسم قمه زنی با زیر نویس توضیحی به زبان مهمانان خارجی. باید در زیرنویس توضیح داده شود که یک کسی در یک کشور بیگانه برای رسیدن به حکومت با قوم و خویش خودش جنگ کرد و کشته شد. حالا هزار سال بعد ما ایرانیها به خاطر او سر و سینه خودمان را با زنجیر و قمه میشکافیم.
۴. صحنهای از توزیع غذای نذری. چند ده نفر به هم سقلمه میزنند و از سر و کول هم بالا میروند. یک نفر هم بستههای غذا را از یک کارتن بیرون میآورد و بین آنها توزیع میکند، آن مشتاقان گرسنه هم بستهها را توی هوا میقاپند و بلافاصله خود را برای قاپیدن بستههای بعدی غذا آماده میکنند.
۵. یک مهمانی یا جشن عروسی ایرانی. بچه ها به اینسو و آنسو می دوند و با هم بازی یا دعوا می کنند. چند بچه خردسال تر هم گریه می کنند. زنها هفت قلم که نه، هفتاد قلم آرایش کردهاند. دماغ را به دست جراح سپردهاند، ابروها را از بیخ کندهاند و به جای آن خالکوبی یا به اصطلاح ایرانیها تاتو کردهاند و موهایشان را رنگ کردهاند تا بیشتر شبیه اروپائیها شوند. مردها هم آنجا هستند. یک عده با ریش و سبیل یا با ته ریش، یک عده فقط با سبیل، یک عده هم با صورت تیغ انداخته و موهای ژل زده. موسیقی پخش می شود و مردها با حرکات زنانه میرقصند و قر میدهند، بعد هم همدیگر را بغل میکنند آنهم با ماچ و بوسههای پر سر و صدا و آبدار، اما کسی حق ندارد با زنها دست بدهد. رقصیدن که جای خود دارد. اگر پول کلانی به نیروی انتظامی نداده باشند، یکباره چند مأمور ریشوی عبوس از راه میرسند و یک عده از مهمانان مراسم عروسی را به جرم بدحجابی یا پخش موسیقی با خودشان میبرند.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.