ارزیابی علی ربیعی از اقتصاد زوال یافته حکومت ایران
علی ربیعی از مهرههای کهنهکار امنیتی حکومت ایران و از وزرای دولت حسن روحانی در مطلبی در روزنامه اعتماد به بررسی وضعیت اسفناک اقتصاد ایران تحت حاکمیت ملایان پرداخته است.
تبلیغات حکومتی را باید به کناری نهاد. در هر سیستمی، طبقه حاکم برای سفیدسازی از پرونده و عملکرد خود، همواره، بازی با آمار و ارقام را به کار میگیرد تا دستاوردسازی کند.
در این زمینه البته حاکمیت ملایان گوی سبقت را ربوده و پیشتازتر از همه میباشد.
در چنین بستری دو راهکار برای درک واقعیتهای موجود در جامعه میتوان پیش روی خود دید.
اول اظهارات و اعلامهای «مخالفان» یا از قدرت برکنار شدگان و دوم تکیه بر واقعیتهای عینی جامعه که خود سخن میگویند.
در این بین البته نیاز به علم و دانش تخصصی نیاز است. اما در برخی زمینهها از جمله اقتصادی، پارامترهای کلان چنان برجسته است که انسان را بینیاز از دانشی چندان تخصصی، برای بررسی امور میکند.
یعنی با نگاهی به شاخصها و علائم اقتصادی، یک شهروند نیز میتواند وضعیتی کلی را بررسی و تبیین کند.
در مورد حاکمیت ملایان نیز این امر صدق میکند. شاخصهای اقتصادی مانند نرخ تورم، بیکاری، نرخ ارز و طلا، مسکن، خودرو و… مولفههایی هستند که هر شهروند ایرانی میتواند به نگاهی گذرا به آن امور را درک کند.
راهکار دوم نیز بررسی اظهارات جناح مغلوب، ریزشیهای حاکمیت، یا دادههای علنی شده در بستر جنگ جناحی است.
صحبتهای علی ربیعی در مورد افلاس اقتصادی دولت رئیسی
صحبت ما در اینجا بر سر این موضوع است. اظهارات علی ربیعی از مهرههای امنیتی ملایان که دورانی را در دولت روحانی وزیر نیز بوده است.
وی در مطلبی در روزنامه اعتماد که متعلق به مهرههای امنیتی و جناح مغلوب حاکمیت است به بررسی مولفههای کلان اقتصادی ایران کرده است. وی مطلع بحث را با کنایه به دستاورسازیهای موهوم دولت رئیسی شروع میکند.
ربیعی موفقیتهای ادعایی رئیسی در زمینه کاهش نرخ بیکاری، رشد اقتصادی، کنترل نرخ ارز و طلا و نرخ تورم اعلامی از سوی دولت رئیسی را به سخره میگیرد. [بحرانهای لاعلاج زمامداری خامنهای از زبان علی ربیعی]
وی ۲ شاخص برای این موفقیتها ارزیابی میکند نخست معیشت مردم و دوم درآمد و بیکاری. دو مقولهای که هیچ کس در هیچ کجای قاموس ملایان، حرف چندانی برای گفتن در مورد آن ندارد.
ربیعی سپس میافزاید دولت همواره مدعی کاهش بیکاری و از بین رفتن آن در برخی از استانها میکند. در حالی که به دلیل حقوقهای بسیار پایین مردم اصلا تمایلی به ورود به بازار کار ندارند.
در زمینه رشد اقتصادی نیز وی اعلام میدارد که چرا به رغم این همه ادعای رشد اقتصادی، هیچ اثری از آن در زندگی مردم دیده نمیشود؟
وی سپس اعلام میدارد که در بخش کشاورزی در ۲ سال اخیر همواره شاخصها منفی بوده است!
در زمینه نفت نیز پیشرفت مورد ادعا را حاصل معافیتهای آمریکا در این زمینه میداند و نه مدیریت دولت رئیسی و حاکمیت.
وی همچنین شاخصهایی را در زمینه صنعت، کشاورزی و… زیر مجموعه اقتصاد ایران برمیشمارد که باز هم در آنها هیچ حرفی برای گفتن نیست.
از بیمهای نهفته در آمارهای دستساز بترسید!
از سوی دیگر ربیعی توامان با شاخصهای اقتصادی کشور تورم رسمی بالای ۴۰ درصدی را بیانگر میشود.
وی استناد میکند با چنین تورمی و اقتصادی که چرخ آن در گل مانده است، دولت رئیسی از کدام پیشرفت، سخن بر زبان میراند؟!
ربیعی سپس تبعات وضعیت ناگوار اقتصاد ایران را در چند مولفه تئوریزه میکند. تهدیدات اجتماعی ناشی از شرایط اقتصادی، مهاجرت روزافزون جوانان و نخبگان و متخصصان به خارج از کشور و فقدان امنیت روانی و کنش اجتماعی مردم.
ناگفته پیداست که هر یک از این مولفهها به تنهایی قادر است که یک حکومت را به سوی زوال و نیستی سوق دهد.
حال آن که حاکمیت ملایان و دولت رئیسی در این وانفسا، مدعی پیشرفت و رشد اقتصادی و رسیدن قطار پیشرفت به ایستگاه نهایی و فتح قلهها نیز میشوند.
در پایان ربیعی حاکمیت را از سرانجام کار و «بیمهای نهفته» در میان آمارهای ساختگی هشدار و انذار میدهد.
به نظر میرسد در بطن حاکمیت نیز همگی فهمیدهاند که قطار، نه به ایستگاه پایانی که حتی به ایستگاه بعدی نخواهد رسید. فقط از اذعان آشکار به آن پرهیز میکنند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.