در ۴۵ سال میدان واقعیت و مجازی اسم و رسمان تغییر دادیم در راستای حقانیت (حقوق بشر و…/حُدُتَ)، نفاق و ریاکاری نیست، منافق و ریاکار کسی آن آخوندیسم و مزدور خودفروخته یا مغزشویی شده است با دست اسرائیل به خاک (کنسولی) ایران تعرض کرد و قبلا هم به کنسولی ایران در مزار شریف با دست طلبان حمله کرد، بارها بارها خاک ایران با دسیسۀ و نیرنگ آخوندیسم ننگ تعرض به خاک ایران تعرض شد و حتی خاک ایران بر باد رفت، با نیرنگ آخوندیسم روس تزاری و انگلیس وقت استثماری هند شرقی و عثمانی خاک را جدا کرد!
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
اضافه شده توسط ۳e2dan نویسنده مطلب:
در ۴۵ سال میدان واقعیت و مجازی اسم و رسمان تغییر دادیم در راستای حقانیت (حقوق بشر و…/حُدُتَ)، نفاق و ریاکاری نیست، منافق و ریاکار کسی آن آخوندیسم و مزدور خودفروخته یا مغزشویی شده است با دست اسرائیل به خاک (کنسولی) ایران تعرض کرد و قبلا هم به کنسولی ایران در مزار شریف با دست طلبان حمله کرد، بارها بارها خاک ایران با دسیسۀ و نیرنگ آخوندیسم ننگ تعرض به خاک ایران تعرض شد و حتی خاک ایران بر باد رفت، با نیرنگ آخوندیسم روس تزاری و انگلیس وقت استثماری هند شرقی و عثمانی خاک را جدا کرد!
آخوندیسم چند هزار سالست بر ایرانیان حکومت کرده و خیانت کرده و وطنفروشی میکند، آخوند کرتیزها در زمان ساسانی با سرکوب جنبش اجتماعی و عدالتطلبانه و اصطلاحطلبانۀ مزدک، راه به سبک امروزین دموکراتیزه شدن و حقوق بشری و تمدن جهانی شدن گرفتف مگر چه میخواستند مزدکیان؟ که آن چنان سرکوب کردند آخوندیسم بدینی کرتیزی که به دروغ خودشان به زرتشت چسباندند و نام بهدیین گذاشتند؟!
سابقۀ به ابتذال و انحطاطها و تباهی کشاندن نیکوواژگان توسط فرقهجات آخوندیسمی (کاهنیسم) در تایخ ایران و جهان به دورۀ ننگین ۴۵ سال اخیر نیست، یک آیین خرافی و مملو از بدی را بهدین میگذارند، ۱۵۰۰ سال بعد هم آخوند بار دیگر نام جمهوری و دموکراسی و پارلمان و انتخابات که برخی از ابزارهایی دموکراسی (فرامانرَوایی مردمی/بشردوستی) در کنار دیگر امکانت مانند آزدی بین و عدم تفتیش عقیده و ممنوعیت حکم اعدام ترور و غیره، که دستاوردهای تمدن بشریت بوده اند در سویش خردروزی از برای حقوق بشر و بهتر شدن امور دیوانی و اداره کشور لشکر بود را تلاش کردند را به ابتذال و تباهی و انحطاط کشانده، به حدی بسیاری جوانان نخبه و حتی باتجریگان به اشتباه انداخته که حقوق بشر و دموکراسی و تمدن جهانی بد یا دروغ است، در حالی که این برتری نسبی غرب و شبه غربیها در شرق و شمال و جنوب جهان همه از بهرهوران این سهگانه جهانشمولی است.
نقصهای اصلی این است این سهگانه توسط سرمایهدارسالاریخواه به انحراف کشانده میشود، سرمایه داشتن چیزی بدی نیست، هر انسانی به موهبت خدایگان طبیعت از همان آغازیدن زندگی صاحب سرمیه است، بزرگترین و عزیزترین و بااصالتترین سرمایۀ هر بشریتی، تن و روان خویش است، سرمایهداری تا زمانی در چارچوبۀ حکومت حقوق بشری و دموکراسی و تمدن جهانی باشد یعنی بر اساس لیاقت و رعایت عدالت حقوق دیگران، چیزی خوبیست، رقابت و انگیزش تعالی، موجب خلاقیت و نوآوری و اختراعات بریا بهبود شرایط زیستن و حفط محیط زیست و تعادل در میان بشریت سایر موجودات عالم هستی.میشود، بیماریهای فکری ناشی سرخوردگی سرمایهسالاری و کاپیتالیزم افراطی، منجر به افراطیسم متقابلی شد به نام کمونیزم، که در نهایت نوعی دیگری از سلطانیسم شد که سرمیهسلاری اقلیت حاکمان دیکتاتوری چپ، افرایطسسم راست قرینه اش شد افراطیسم چپ، بیماریهای ایدئلوزیک دهها سالست عمر کوتاه غیر قابل جبران بشریت بر باد نیستی داده است! اه درست در میانۀ این دو است، این وسط بازی نیست! این خردورزی است میان دو نابرخدی! ، انتقام براندازی حکومت آخوندیسم است و مسئول اصلی اش همان مزدورانی هستند بیشترین ارتزاق از منابع مَردُمیامیهَنی(=ملت واحد ایران) ۴۵ ساله استفاده کردند (مشخصا شما نظامیان و سایر نیروهای امنیتی)، در حالی این مردمان بومی در حال نفس نفس زدن و دست و پا زدن در منجلاب ستم جنایت و فساد و انواع انحطاطهای چندین جانبۀ فروپاشی کشور و ملت ایران اس، مظلومان از بدیهیترین حقوق بشری اش محروم است، اموالش غارت و دزدی میشود، شما خیانت کرید به ههمان عرب فسطینی که داد مظولمیتش ریاکاری میکنید، شما آخوندیستها بودید که با کارشکنی در صلح اعراب و اسرائیل، نگذاشتید کشور مستقل فلسطین ایجاد شود در چارچوب توافقات فلسطینی و اسرائیلی و قطعنامههای سازمان ملل!، فلسطینیهای معقول شده و کمی از ایدئولوژی نژادپرستانۀ پانعربیسم کوتاه آمده، با خوردن چندین ضربه حقیقت در سالهای ۱۹۴۸ و ۵۶ و ۶۷ و ۸۲ در سالهای پس از فرپاشی امپراتوری امپرالیستی توهم عدالت مارکسیستی و پان و ایسمی، بالاخره به حقایق جهان طبیعت کنار آمدند و خواستند از فرصت یا خلاءها و گیجی جهان پساشوروی، بقای مردم عرب فلسطیین تضمین حداقلی بگرند، اما شما آخوندیست سلطانیسم ولایت فقهی (که هنوز واقعا کامل نمیدانم این جرثومگان چی بودند و چی هستند به آفت شدن بر هستی مردم و میهن ایران؟!)، تکلیف ما ایرانیان چیست در قضایای منطقه؟
عرض و نظرم ایسنت، مردم کشور کنونی ایران، بسیار بیشتر سهمش و بهای داده در دعوای بین اعراب و اسرائیل که اساسا ربط مستقیم به ما نداشته (نباید چین بهایی میداده و تازه عرب ناسپاس قصد تعرض به جزایر و خاک اصلی و نام خلیج فارس دارد!، این آخر ناسپاسی و وقاحت پانعربیسم مورد حمای همسایگان و اجانب دورتر و فرامنطقه ای!)، سهم کشور ایران از اقتصاد جهان بنابر برخی محسبات حدود ۲۵ صدم در صد است!، در حالی که جمعیت در حال نسلکُشی خاموشش حدود یک درصد جهان است!، و بواسطۀ تداوم تحریمهای ظالمانۀ و ناحق فله ای ترامپی و بادینی و متدانش و چه بسا با توطئۀ محافل پنهانی، به قصد نسلکُشی بومیان ایران و نه فقط نابودی کور ایران، میخواهند ادامه دهند، برای همین چند سالی تابوشکنی کردیم از این قضایا تحمیلی بر مردمان بومی ایران.
این مردم موسم به عرب فلسطین نه نسبتی با اکثریت قریب به اتفاق ایران دارند و در عمل بارها نشان دادند نه تنها علاقه نداشته و بلکه از موجودیت مردم ما نفرت دارند و ما در این ۱۴۰۰ ساله گنگ (عجم) و موالی (برده) و غلام و کنیز (بدتر از روسپی یعنی برده جنسی مفت ده و تحقیر شده) گفته اند و بسیاری تحقیرها و تحمیرها واستثمارها بر ما تحمیل کردند!، فرودسی گفت عجم کردم بدین پارسی، صرفا زبان پارسی دری نبود، که پارسیگویی پیش از او وجود داشت- بر خلاف آنان سلطنتمطلقهطلب- شاهمانه، اعترافنامۀ ستمکاری و جنایتکاری و فسادهای عظیم ساسانی بوده که منجر ه سقوط ایرن بدست عرب تازی شد که به اسم و بهانه خدا ودین، برای غرت و دزدی ایران حمله کردند!، آن زمانی شاهپورهای ساسانی اعراب شبه جزیره را تحقیر کردند و بزرگان سیستم قبیلگی عرب کتف به کتف سوراخ کردند و زنجیر رد کردند از میان سوراخ کتفهایشان و ذوالکتاف شدند!، وبر سنگنگاراگان نقش زدند، بایست میداستند ان تولید تنفر و تحقیر عرب، بالاخر کار بدست موجودیت کشور ایرانپارس داد!، آن سیستم کاستی و طبقاتی و تعبیضها بالاخره عده ای به سمت بیتفواتی حتی خیانت در قبال اجنبی میکشاند، بخوبی امروز میتوان شرایط دوران پایانی ساسانی و حتی پایانی هخامنشی متصور شد، تکرار تاریخ و عدم درس گرفتن از تاریخ!
امثالهم ادعای میهن پرستی و ایران گرایی و ملی گرایی و پان فارسی و پان ایرانیستی نکرده ایم، عمل باید درستی و نادرستمان اثبات کند، هیچگاه ادعای بدون اشتباه بودن نکردیم و پیشاپیش پوزش خواهیم در صورت اثبت اشتباهمان، برند نساختیم و همیشه گفتیم نیازی به ذکر نام منبع مطالبمان نیس، بهترش ویراش و عرضه کنید حتی به اسم خودتان!
پیشنهاد دایم، واقعا دوست دارند زرتشتیگری بعنوان آیینی عرضه کنند، واقعا بیاند یک پروتستاتیزم سطح بالای امروزی کنند، یا پالایش کامل از خافات و سمزدایی کنند و متن کتبشان با پارسی دری امروزین منتشر کنند. وگرنه انتقادی که دین و آیین اسلام میکنند به خودشان همچون تف سربالاست، چون اَوِستا مملو از کژاندیشی و به زبان مرده است.
وظیفه و خویشکاری مدرمیامیهنی (ملی) همۀ ایرانیان است یا پارسی دریگویی همچون زبان مادری خود بکرا برند و یا در کنار گویش وزبانی گمان میکنند زبان دوست داشتنی است بعنوان زبان ملی استاده کنند یعنی زبان پراسی (فارسی) را بعنوان زبان سراسری و ملی بعنوان یک وظیفۀ میهنی و دموکراتیک بکرا برده و گسترش دهند، این چرندهای تفرقه افکنۀ اجانب بریزن دور از اذهان مسومشان، آن اجانب صد و دویست سال پیش کار مبت و دولت سازی مدرن انجام داده با حتی وحشیانه ترین کار که گورها دست جمعی کودکان بومی غیر انگلیسی زبان استرالییا و کاندایی یک به یک کشف شده است!ف اما اما نه نیازی به این کار میبینم و نه موجه از نظر حقوق بشری!، عوالم مدرن دیچیتالیزه و عصر آی تی و هوش مصنوهی با تمام توحشاتش نشان میدهند زبانها گویشها محلی به مت موزه بروند و عموم مردم به سمت همگرایی به زبانی که غنی واتمحان خوب پس داده و معطف و قدرتمند از نظر ساختار همچون شبه اسپرانتویی فارسی دری، اگر فلانی که اسپرانتو اختراع کرد، میدانست بهتر زا اسپرانتو در فلات ایرانپارس است به نام فارسی نوین، اسپرانتو اختراع نمیکرد، خساست و حسادت انگولساکسون و روس سایر امپرالیستهای سابق، نگذاشتند این زبان جهانشمولی در جهان همه گیر شود تا مردمان همۀ جهان همزیستی را همزبانی تجربه کنند، کاری احتمالا پانصد سال آیده اتفاق خواهد افتاد، پانصد سال قبل میتوانست بیفتد، این انگلیسی و روسی های استعمارگر، این رویداد خوب و لازم تمدن جهانی لاقل هزار به تاخیر انداختند!
زبان یک ابزار تمدن جهانی است، همانطور تمدن جهانی حنثیکنندۀ ایدۀ ضد بشری جنگ تمدن هاست، زبان جهان شمولی فارسی دری، ابزار تمدن جهانی است. تمام مردمان ایران و جان موجب افتخرشان باشد که این ابزار لازم تمدن جهانی از سرزمین و فلاتشان متولد شده است و به هدیه جهان بشریت داده شده!
برای آنکه اثبات شود امثالهم تعصبی ندارم، مثال تراژدی نابوید یوگسلاوی تکرار میکنم، این ننگ برا جریان چپ مارکسیستی و قومیتگرای مدعی چند ملیتی تا ابد است و نماد ورشکستگی چپ و البته همدستی راست سرمایه سالاری، کشور و ملت واحد و واقعا ممتاز از لحاط ژئوپلتیک و ژئواکونومی و محیط زیست و خوش آب و هوا و آن همه ظرفیت اکوتوریسم (طبیعت گردشگری/سِپهرگردی)، که اثکریت قاطعاشان همزبان بودند (زبان و گویش اسلاو جنوبی)، به قدری که اختلاف آنچه زبان صربی و کرواتی و بوسنی و مونته نگروئی و اسلوونی و مقدونی میگویند در حد لهجههای مانند فارسی دری تهرانی و فارسی دری مشهدی و فارسی دری اصفهانی و فارسی دری شیرازی و غیره است، اما همین ابلهان یا متجاهلان ایدئولوژیست چپ مارکسیستی (شایدم فریب خورد ایدئولوژیستهای راس کاپیتالیزن برای نابودی یوگسلاوی؟!)، نابود کردند ب بدترنی شکلی در کابوسهایمان متصور نبودیم، لکههای ننگینی ا جنگ و نسلکشی و تجاوز به زنان بچگان و دختران معصوم!، توسط همقومی و همزبان و همنزادگانشان! این بلا چه ایدوئلوژی بر سر آنها آورد!؟، اندکی عقل داشته باشید پاسخش در همین مطلب و طمالب قبلی گفته شده! تروریسم وحشیانه در جهان حکمفرماست با اسم رسمهای عوام فریب و شبه علمی با کسانی نام دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و ادیب و هنرمند و وطن پرست و غیره یدک میکشند!
بخشی به ظاهر مدعی دانای وآگاهی یا واقعا غافل یا فرصت طلب که از بیزاری و روی گردانی بخش احتمالا عمده ایرانیان از دین و مذهب اسلامیون، بریا فلان ایدئولوژی ورشکسته دوران ساسانی میخواهند یارگیری کنند، مشکل همیشگی مردم عادی همین احساساتی است، چگونه در مقابل کشته شدن کودکان هموطنشان در رمان سکوت کردند یا ابراز خوشحالی! این حد از سنگدلی و نفرت؟!، گروهی غافل و مغزشویی شده توسط آخوندیستها به قتلگاهی که گویا قبلا هشدار داده شده بود توسط یانکیها، بردند و کودکانشان حتی کشته شده اند، و اما عده ای خوشحالی کردند از کشته شدن هموطنان و کودکان بیگناه!، این یک نفرت کور است. خیانت آخوندیست را این سمپاتهای از مردم عادی متعصب به اسلام تشیع دیند و باز پشت آخوندیستها هستند!
بنظرم، انتقام کشته شدن نظامیان و تعرض چندین باره به خاک ایران در این چند قرن اخیر تا اتفاق روزهای اخیر، یک چیز است، قیام همگنی با مقدمۀ خیزش قوای ملح و امینی عیله این جسد پوسیدۀ رژیم آخوندیستی امروز است، بهترین گزینۀ ممکن اقدام انقلالب نظامیان است در یک حرت بدون خونریزی و تغییر اسم و رسم رژیم کنونی قبل از اینکه عده ای مغرضان و کینهتوزان آخوندکُشی راه انداخته یا کشور در معرض نابودی زیرساختی یا تجزیه قراردهند، یک عِرقِ ملی یک با کنند و با هر نحوی آخوندها راضی کنند- فوری یعنی در رعض همین چند روز و تا ماهها سالهای بعد که اصلا فرصت نیست، دو سال دیگر هم دیر است و چه ایران و مردم ایرانی توانایی ادامۀ حیات کشور ملت ایرانی نباشد- به زبان خوش بروند کنار و یا به هر زبانی دیگری میفهمند. آخوند و آخوندیسم لیاقت حکومت ندارد، بیش از این حقارت و خسارت غیر قبال جبران بر کشور مردم (ملت) ایران تحمیل نکنند.
تمامی روشهای بازیابی و امکانات حداکثری جبران خسارات و روشهای اصلاحات واقعی امثالهم دیگران گفته اند و با تمام سانسورها و حذفها، عمده اش مانده است و در دسترس است.
بدرود
https://www.balatarin.com/users/zedsansoori
——————————————-
حقوق بشر، دموکراسی، تمدن جهانی
دستهبندیها: اجتماعی, اقتصادی, اقلیتها, اندیشه, ایران, ایران و جوانانش, با همسایگان, بینالملل, تاریخ, جامعه مدنی, حقوق بشر, دانشجویان, زنان, سرزمین عجایب, سیاسی, سینما و تئاتر, صدای زندانی, علمی, فرهنگ, فنآوری و اینترنت, محیط زیست, موسیقی, میراث فرهنگی, هنر, ورزشی, کارگری, کوییر
برچسبها: اسم و رسم | تروریسم | تغییر اسم و رسم رژیم ج.ا آخوندیستی | تمدن جهانی | جنبش مزدک | جنگ اباطیل | حقوق بشر | دموکراسی | زنده مانی بشریت در میان وحوش ضد بشری | صلح حقیان | فارسی دری زبان جهانشمولی و شبه اسپرانتویی | یوگسلاوی
دیدن تمامی مطالب نوشته شده توسط این نویسنده ۳e2dan
https://www.tribunezamaneh.com/archives/375787
پ.ن:
سایت تریبون زمانه به نگارنده متن فوق اجازه ویرایش مطلبش نداد! و برای چندمین بار توحش محافل ذی نفوذ در غرب و مایل ننگ دموکراسی و حقوق و شر به نمایش گذاشت، اما امثالهم اینها به حساب همۀ مردمان آزاده درکشورها موسوم به غرب نمیگذارم، آرزو دارم دموکراسی و حقوق بشر در غرب و اروپا بویژه کاملا پیروز شود بر این وحوش ضد بشری! چرا توحش در جهان بیداد میکند و اتحادیۀ اورپا از معدود سنگرها دفاع حققو بشر و دموکراسیو تمدن جهانی است که متاسفانه تحت نفوذ دشمنان این سه گانه است!، همانطور تمامی این سالها گفته اند، این متون بدون نیاز به اجازه و حتی ذکر منبع، برای بهتر شدن ویراش کرده وبازنشر دهید.
مشکلات نرم افزاری و سرکوب شدید آزادی بیان از همه سوی و این باطلها و خودحقبرتربینها کاملا قابل مشاهده است. اگر ابلهانی به اشتباهات تایپی وبرخی کارها به ظاهر عجیب خورده میگیرندف توجه کنند نگارندگان، با توحش سرکوب آزادی بیان وتررویسم در فضای مجازی روبرو هستند منتقدان!، با فحاشی و خذف مطالب و عدم اجازه به ویرایش، به خیال خام و ابلهانه شان، میخواهند امثالهم تحقیر و از اعتبار بیفتیم! برعکس اینها سند حقانیت ماست!
اکثریت قاطع مردمان ایران، کمابیش هم نظر ما هستند! به توحش سرکوب رسانه ای و باندبازی دل نبندید، توحش ضد حقوق بشری امروز اینان، باعث شکستشان خواهد شد.
پ.ن۲: تریبون زمانه که عمدتا تسخیر شده توسط مدعیان حقوق و اقلیت هیا قومی زبانی و جنسیتی و مخالفان اعدام و تررویسم، با سانسور مطالب امثال من نوعی، آبروریزی بی کردند، آخرین محلهای مجازی برای امثال ما را نابود کردند، بعد بستند امکان درج کامنت در سایتها اجنبی فارسی زبان!
خلاصه ای چپ ها ای اقلیتهای جنسی و بدجوری تریبون زمانه این اندک سایتهای اجنبی فارسی زبان ابروی شما برده اند!
به امثال ما حق بدهید اینگونه فعالیت کردیم! این حد توحش در قرن ۲۱ و انقلاب به اصطلاح ای تی و هوش مصنوعی و افازیش رسانه ای، مایه ننگ و ابروریزی است. همین پلشتی های شما است که زبان ایدئلوژیهیا سمی و تررویستی مانند اسلامگراها زبانشان درزا اس و عوام کم سواد و کم شعور فریب میدهند و تراژدی های تررویستی میافرینند. شما مدعیان حقق بشر میضی دارید، اما برخلاف برخی امثالهم ای سرخودرگی علیه حققو شر و دموکراسی بکرا نمیبریم، شما خائن به حقوق بشر و دموکراسی و تمدن جهانی هستید! شما باعث شده اید همچنان جهان صلح و هم زیسیت نرسد، شما انحصرات رسانه ای و کژاندیشان ایدئولوژیک و مریضهای دنیاپرستی و آزمندی!
شما بیمارید، بیماری فکری و روانی و سادیسم و سادومازوخیسم شدید دارید.
نظرات
SAVAK PROPAGANDA
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
سلطنت باختگان وطن فروش و سران سلسله ی پهلوی, پهلوی های اول و دوم و سوم بزرگترین خائنین در تاریخ کشور هستند.
پهلوی اول با قرارد سعد آباد:
۱) قسمتی از ارتفاعات آرارات را که دارای موقعیت سوق الجیشی بود به ترکیه بخشید.
۲) خط مرزی ایران و عراق نیز به زیان ایران تعیین شد چرا که رضاشاه منابع نفتی غرب ایران و اداره کامل اروند رود را به عراق واگذار کرد و پذیرفت که بابت عبور کشتیهای نفتکش از آبادان مبالغ هنگفتی به عراق بپردازد.
۳) افغانستان هم با امضای این پیمان از تلاش احتمالی حرکت برای بازگرداندن مناطق تاجیک نشین این کشور در امان ماند.
پهلوی دوم بحرین را به انگلستان فروخت و مقدار متنابهی پول زیرمیزی دریافت کرد.
پهلوی سوم, شازده منتظر السلطنه (در انتظار گودو) از حالا وعده انقیاد طلبی تمامی را به اربابانش اعلام کرده است.
سلطنت باختگان نادان ۴۵ سال در حال سماق میکیدن هستند. ۴۵ سال دیگر نیز باید سماق بمیکند تا بفهمند دنیا دست کیه.
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
فارسیشیزم هار , شیزوفرنیک دردی از سلطنت باختگان سترون دوا خواهد نکرد.
جهان امروزی, در قرن بیست و یکم جهان چندین فرهنگی و چندین زبانی بودن است.
رویاهای سلطنت باختگان هار فارسیشیست جایشان فقط در زباله دانی است و بس.
سلطنت باختگان هار فارسیشیست نیز جایشان در زباله دانی است و بس.
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
پان ترکیسم و ایران
https://www.azargoshnasp.com/persianblog/%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.html/
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
سایت بد سابقه وضد ایرانی و حامی تجزیه طلبان پان کردیسم و پان ترکیسم و بقیه دشمنان ملت ایران/ چپ مارکسیستی و پان تجزیه طلب و کشورهای استعمارگر، حامیان اصلی تجزیه یوگسلاوی فدرال سوسیالیستی!، یوگسلاوی یک از انبوه اسناد خیانت شما پان قومی ها و فدرالیست ها است.
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
در تعجبیم که حکومت پادشاهی هلند پروکسی انگلیس و روس و بقیه استعمارگان تجزیه طلب ضد ایانی شده است؟!
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
کشور پارس ایان بیش ۲۵۰۰ سال نام رسمی دارد و با تمدن چندین هزارسله هلمتیه (ایلام) و غیره، حقارت پادشاهی هلند ساسنورچی که دون اجازه پای کامنتها منتشر میکند و اما کامنت دیگران سانسور! براستی پولهای شرکتهای شل و پترو بریتش و دلار نفتی عربی چقدر در هار شدن گرگهای تجزیه طلب ضد ایرانی و فارسی ستیز موثر است؟!
درست زمانی پان اسلامیسم و پان عربیسم تررویستی را میخواهند یوهدیان خنثی سازی کنند، حکومت سلطنتی حامی تجزیه طلبان چرا به ظاهر خیانت به اسرائیل میکند! هفتم اکتبر را رژیم ج.ا تحت نفوذ پان تکرها پان عرب و بقیه پان با کمک پان عرب و پان اسلامی عیله یهودیان و اتباع مهمان اسرائیل یک هولوکاس دیگر افرید/
حکومت سلطنتی هلند از چه چیز ملت واحد ایران خورده؟!
تجزیه طلبان پان ضد ایرانی فارسی ستیز، فکر نمی کردند مدرم ایرن و فارسی زبانها اکثرا ضد پان عربیسم و پان اسلامیسم و در کنار یهودیان آسیب دیه باشند! رکب بدی خوردند چپ همیشه خائن به بشریت! چپ و پان قومی که خداهایشان مائو و استالین و هیتلر و پل پت بودند!
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی
نویسنده: مصطفا وزیری ، مترجم: آیدین ترکمه
مصطفا وزیری در سال ۱۹۹۳ یعنی در حدود ۳۰ سال پیش کتابی منتشر کرده است با عنوان ایران همچون ملتی خیالی. این کتاب اما توجه چندانی را در فضای فارسیزبان به خود جلب نکرده و در حوزهی مطالعات ایران حتا به نوعی طرد هم شده است.
این نادیدهگرفتن البته عجیب نیست به ویژه با درنظرگرفتن استدلالهای نامتعارف و جدید وزیری دربارهی ایران، و اینکه جریان غالبِ فکری در آنچه با نام مطالعات ایران (Iranian Studies) میشناسیم همچنان شدیدن پایبند ناسیونالیسم است.
وزیری در کتابش کوشیده تاریخنگاریِ ناسیونالیستی و ملی را به چالش بکشد. او تاریخِ ملی ایران را ابداعی بسیار متاخر میداند. به گفتهی او در دویست سالِ گذشته مورخان و دیگر عالمان علوم اجتماعی گذشته را بر اساس جهتگیریهای نسلی، موقتی و ایدئولوژیکی خودشان و بیتوجه به ماهیتِ سیال دولت ملی و ناسیونالیسم روایت کردهاند. از دید وزیری، هویت ملی یک توهم تاریخی است.
او شرح میدهد که چگونه برداشتهای اروپایی از ملت و ناسیونالیسم، تاریخنگاری را با نظریهی نژادی درآمیخته است.
کتاب شکلگیری مفهوم هویت ملی را میکاود و استدلال میکند که برآمدنِ شرقشناسی، ایدهی نژاد آریایی، و دستهبندیهای زبانی (مانند زبان هندواروپایی و یا زبانهای ایرانی) چگونه همبسته و در راستای ایجاد و تقویت یک تاریخنگاریِ الیتیستیِ سوگیرانه و غیرواقعی بودهاند.
وزیری به نقل از ادوارد سعید میگوید همهی نامهای جغرافیایی فقط نام هستند؛ برساختههایی بشری که تاریخی دارند.
از خلال تفاسیر سیاسی است که این نامها اهمیتی ویژه مییابند.
وزیری معتقد است که استفادهی زمانپریشانه و ناموجه از واژهی ایران به منظور برساختنِ سنت و تاریخِ ملی به پیشفرضِ غالب دانشوران تاریخ ایران تبدیل شده است؛ روندی که باید آن را به چالش کشید.
http://dialecticalspace.com/iran-as-imagined-nation/
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
تجزیه طلب مزدور یا مغزشویی شده که بر اثر باخت بزرگ کشور ایران پارس در برابر قبائل بیابانگرد مهاجم و نیمه وحشی عربستان و آسیای مرکزی باخت، بله ایران باخته، تا خائینی به نام مشهور پان ترک الهی و پان کردالهی و پان عرب الهی (به ظاهر ولایت فقیه) بتوانند از حفره هایی رزییم دکتاتوری اخوندیستی ایجاد کرده و وارد سیستم، شانس بقای ایران بگیرد، اگر مثل همین امروز رژیم آخوندیستی سرنگون شود و تمام مرمان ایرانی دوست و فارسی زبان (که همگرایی به سمت گویش نوشتاری فارسی دری ) تضمین دهند فدرالیسم و تمام خواسته های ضد ملی (که در همان کشورهای غربی مدهی مهد دموکراسی) باز دیر یا زود ایران تجزیه خواهند کرد! غربیانی که گورستان های نسل کشی در کااندا و استرالیایشان امروزه رو میشود بخاطر منافع نامشروع و باج ستانی از حکومت ملای اشغالگر ایران، از مشتی پیرو پتال مارکسیست پشت نقاب قومگرایی مخفی شده حمای میکنند، حتی حاضر نیستند حق مشابه برای دموکراسی خواهان ایرنی قائل شوند و انها مجبور میشوند با نام مستعار مطلب منتشر کنند چرا که همزمان از تررویسم رژیم ج.ا اخوندیستید و تروریستهای قومگرا و داعشی و طالبانی و پان و سرویسهای جاسسوی اجنبی در خطرند! حقیقت تلخ همین است، مرگ خوب است اما برای همسایه! اگر موزش به زبان مادر یخوبست ترکیه اینکار کند. بجای اینکه این خوبی افتاده و اکثر مردم ایران زبان فارسی (فارسی دری) یاد گرفته و همگرایی کنند و بتوانند با بهره گیری فناوری نوین، یک ملت منسجم بسازند و وقتشان صرف این حماقتهای پان بازی نکنند مانند ملتهای واحد و متحدی چون ژاپن و کره جنوبی، زبانهای ترکی و رعبی که دو زبان تحمیل بوده (تجزیه طلب ناجوانمرد حتی معترف نیس چگونه ۱۴۰۰ سال حکومتهای غیر فارس بر ایران حکومت کردند و هنوز این زبان با گویش دری توانسته بماندف مگر جز اکثریت بومی که از پس کشتارها و Assimilation عمدی دوران عرب و ترک و پهلوی و .ا در نابوی هویت ملی پراسی ایارنی و تبدیل شهرا ایران به مهاجرتگاه ترک زبان شدگان و نه برعکس، یعنی بجای تغییر مسیر مهاجرت از مناطق مانده برهویت پارسی به منطق Assimilation خیانت حکوت ج.ا و دم خروس و دورغ تجزیه طلبان، کسی نگفته از بین برود، اینها بمانند و تحم میشوند مانند هزار و اندی، اما این یک کار ملی است که مردم هر چه بیشتر به زبان ملی فارسی ایران مانند فرانسه و ژاپن و انگلیس و هلند (حامی تجزیه طلبان به نیابت بقیه دشمنان موجودیت) بایس دست از این زبان بازی بردارند! ساختن و پرورش دادن یک ملت بزرگ که چند هزار سال سابقه داشته و در موقعیت حساسی چون خاورماینه است که دشواری است، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ با کارشنکنی های همین قماش تجزیه طلب موجب استرس و انفعال توده های ملی برای سرنگونی ریم ج.ا و عمردهی شد، توطئه عمردهی ج.ا تا وقتی زمینه مساعد کنند برای تجزیه ایران!، اما هفتم اکتبر و ظهور تررویسم قومگرا دامن اسرائیل گرفت! اسرائیل و ملت اسرائیل باید قبول کنند این محور ایران و اسرائیل است که خاورمیانه را از منگنه پان ترکیسم و پان عربیسم نگه میدارد و سیاه سار ایرن حافط ثبات است، ادامه رژیم ج.ا یا تجزیه ایران، امنیت جهان به خطر می اندازد! دولت فخمیه سلطنت هلند هم بمانند دولین انگلیس و غیهر دست از این باری کثیف بردارند! تریبون زمانه اگر میخواهد به تجزیه طلبان تریبون بدهد، لاقل سرکوب نکند حامیان ضد دیکتاتور و البته دموکاسی خواه پارسی و ایرانی! الاقل بگذاری یک قوم پارس باشد که دورغهای تجزیه طلبی تان دشمن خیالی نباشد! وقتی قوم پارسی نیس چگونه پارسی ظلم کند؟!
چهارشنبه, ۱۵ام فروردین, ۱۴۰۳
یک حقیقت تاریخی بدیهی که تمامی لیبرال ها و عناصر ضد چپ (منجمله ساواکی های بی سواد, هیستریک, شیزوفرنیک) همواره از یاد می برند, این واقعیت ساده ی تاریخی است که تمامی آزادی های سیاسی و مدنی, و تمامی حقوق های اجتماعی که اکنون در چهار گوشه ی جهان به مثابه هنجار و معیار و قانون مرسوم شده به شکرانه ی مبارزات مرگ و زندگی اتحادیه های کارگری و جنبش های چپ (کمونیستی , سوسیالیستی, فمینیستی, آنارشیستی,….) بدست آمده است.
تکرار شود: تمامی آزادی های سیاسی و حقوق های اجتماعی که ما اکنون در قرن بیست و یکم از آنها بهره می بریم, حاصل مبارزات کارگر و زحمتکشان است.
البته از یک ذهنیت علیل, بی سواد, هیستریک, شیزوفرنیک, چندان انتظاری در فهم مسائل نمی توان داشت.
اما بین خودمان باشد, خدا وکیلی, اگر با یک ذهنیت علیل, بی سواد, هیستریک, شیزوفرنیک روبرو نباشیم, فهم و درک این قضیه چندان هم پیچیده نیست, فقط لازم است که به تاریخ رجوع کنیم تا ببیاینم که چگونه به طور مشخص در هر زمینه ای که آزادی و حقوقی بدست آمده است, همه فقط و فقط به دلیل مبارزات مرگ و زندگی کارگران و زحمتکشان بوده است و بس.
آزادی و حقوق اجتماعی هیچوقت دادنی نیست و همواره تنها گرفتی است.
اولین نتیجه اخلاقی داستان: ساواکی های معترض به جای دهن دریدگی, و برخوردهای هیستریک و شیزوفرنیک به چپ, باید از طبقه ی کارگر و زحمتکشان و نیروهای چپ کمال امتنان, تشکر و سپاسگزاری را باشند که چنین هنجارها و قوانین و رسمی را پدید آورده اند که حتی یک ساواکی دهن دیده ی, لات و لومپن هم میتواند از این آزادی ها بهره مند شود.
(ادامه دارد)
پنجشنبه, ۱۶ام فروردین, ۱۴۰۳
حقیقت بدیهی دیگری که همواره از حافظه ی ساواک منش های, نژند, روان پریش پاک می شود, این است که در این برهه از زمان اتفاقا تنها در سایت های چپ های ایرانی (آزادی بیان, عصر نو, اخبار روز,….) هستند که هنوز خوانندگان این سایت ها می توانند مشارکت داشته باشند , نظرات خویش را منعکس نموده و کامنت به اشتراک بگذارند.
بخشی ازاین محدود نمودن نظر گذاری کاربرها در سایت ها البته مستقیما برمی گردد به “کامنت” های دهان دریده, و به غایت لمپن و مستهجن برخی از “هموطنان”, که با اینکه در اقلیت محض هستند, اما تلاشهای هیستریک آنان همه ی فضا را آلوده می کند.
بدترین نمونه ی این گونه رفتار شاید تیمارستان “کلاب هاوس ” باشد.اما این “عزیز” در اینجا همه ی آنها را در جیبش گزارده.
که بدین ترتیب بحث ما می رسد به کاتاگوری شیرین فرایند تحمل, تساهل, و نقد مارکوزه از “تساهل خالص”,
A Critique of Pure Tolerance.
و همچنین مقولات “شر ابتذال” و
جامعه شناختی (انسان شناختی) حرف مفت در ایران.
(ادامه دارد)
جمعه, ۱۷ام فروردین, ۱۴۰۳