در ۴۵ میدان واقعیت و مجازی اسم و رسمان تغییر دادیم در راستای حقانیت (حقوق بشر و…/حُدُتَ)، نفاق و ریاکاری نیست، منافق و ریاکار کسی آن آخوندیسم و مزدور خودفروخته یا مغزشویی شده است با دست اسرائیل به خاک (کنسولی) ایران تعرض کرد و قبلا هم به کنسولی ایران در مزار شریف با دست طلبان حمله کرد، بارها بارها خاک ایران با دسیسۀ و نیرنگ آخوندیسم ننگ تعرض به خاک ایران تعرض شد و حتی خاک ایران بر باد رفت، با نیرنگ آخوندیسم روس تزاری و انگلیس وقت استثماری هند شرقی و عثمانی خاک را جدا کرد!

آخوندیسم چند هزار سالست بر ایرانیان حکومت کرده و خیانت کرده و وطن‌فروشی می‌کند، آخوند کرتیزها در زمان ساسانی با سرکوب جنبش اجتماعی و عدالت‌طلبانه و اصطلا‌ح‌طلبانۀ مزدک، راه به سبک امروزین دموکراتیزه شدن و حقوق بشری و تمدن جهانی شدن گرفتف مگر چه می‌خواستند مزدکیان؟ که آن چنان سرکوب کردند آخوندیسم بدینی کرتیزی که به دروغ خودشان به زرتشت چسباندند و نام بهدیین گذاشتند؟!

سابقۀ به ابتذال و انحطاط‌ها و تباهی کشاندن نیکوواژگان توسط فرقه‌جات آخوندیسمی (کاهنیسم) در تایخ ایران و جهان به دورۀ ننگین ۴۵ سال اخیر نیست، یک آیین خرافی و مملو از بدی را بهدین می‌گذارند، ۱۵۰۰ سال بعد هم آخوند بار دیگر نام جمهوری و دموکراسی و پارلمان و انتخابات که برخی از ابزارهایی دموکراسی (فرامان‌رَوایی مردمی/بشردوستی) در کنار دیگر امکانت مانند آزدی بین و عدم تفتیش عقیده و ممنوعیت حکم اعدام ترور و غیره، که دستاوردهای تمدن بشریت بوده اند در سویش خردروزی از برای حقوق بشر و بهتر شدن امور دیوانی و اداره کشور لشکر بود را تلاش کردند را به ابتذال و تباهی و انحطاط ‌کشانده، به حدی بسیاری جوانان نخبه و حتی باتجریگان به اشتباه انداخته که حقوق بشر و دموکراسی و تمدن جهانی بد یا دروغ است، در حالی که این برتری نسبی غرب و شبه غربی‌ها در شرق و شمال و جنوب جهان همه از بهره‌وران این سه‌گانه جهان‌شمولی است.

نقص‌های اصلی این است این سه‌گانه توسط سرمایه‌دارسالاری‌خواه به انحراف کشانده می‌شود، سرمایه‌ داشتن چیزی بدی نیست، هر انسانی به موهبت خدایگان طبیعت از همان آغازیدن زندگی صاحب سرمیه است، بزرگ‌ترین و عزیزترین و بااصالت‌ترین سرمایۀ هر بشریتی، تن و وران خویش است، سرمایه‌داری تا زمانی در چارچوبۀ حکومت حقوق بشری و دموکراسی و تمدن جهانی باشد یعنی بر اسا لیاقت و رعایت عدالت حقوق دیگران، چیزی خوبیست، رقابت و انگیزش تعالی، موجب خلاقیت و نوآوری و اختراعات بریا بهبود شرایط زیستن و حفط محیط زیست و تعادل در میان بشریت سایر موجودات عالم هستی.می‌شود، بیماری‌های فکری ناشی سرخوردگی سرمایه‌سالاری و کاپیتالیزم افراطی، منجر به افراطیسم متقابلی شد به نام کمونیزم، که در نهایت نوعی دیگری از سلطانیسم شد که سرمیه‌سلاری اقلیت حاکمان دیکتاتوری چپ، افرایطسسم راست قرینه اش شد افراطیسم چپ، بیماری‌های ایدئلوزیک ده‌ها سالست عمر کوتاه غیر قابل جبران بشریت بر باد نیستی داده است! اه درست در میانۀ این دو است، این وسط بازی نیست! این خردورزی است میان دو نابرخدی! ، انتقام براندازی حکومت آخوندیسم است و مسئول اصلی اش همان مزدورانی هستند بیشترین ارتزاق از منابع مَردُمیامیهَنی(=ملت واحد ایران) ۴۵ ساله استفاده کردند (مشخصا شما نظامیان و سایر نیروهای امنیتی)، در حالی این مردمان بومی در حال نفس نفس زدن و دست و پا زدن در منجلاب ستم جنایت و فساد و انواع انحطاط‌های چندین جانبۀ فروپاشی کشور و ملت ایران اس، مظلومان از بدیهی‌ترین حقوق بشری اش محروم است، اموالش غارت و دزدی می‌شود، شما خیانت کرید به ههمان عرب فسطینی که داد مظولمیتش ریاکاری می‌کنید، شما آخوندیست‌ها بودید که با کارشکنی در صلح اعراب و اسرائیل، نگذاشتید کشور مستقل فلسطین ایجاد شود در چارچوب توافقات فلسطینی و اسرائیلی و قطع‌نامه‌های سازمان ملل!، فلسطینی‌های معقول شده و کمی از ایدئولوژی نژادپرستانۀ پان‌عربیسم کوتاه آمده، با خوردن چندین ضربه حقیقت در سال‌های ۱۹۴۸ و ۵۶ و ۶۷ و ۸۲ در سال‌های پس از فرپاشی امپراتوری امپرالیستی توهم عدالت مارکسیستی و پان و ایسمی، بالاخره به حقایق جهان طبیعت کنار آمدند و خواستند از فرصت یا خلاءها و گیجی جهان پساشوروی، بقای مردم عرب فلسطیین تضمین حداقلی بگرند، اما شما آخوندیست سلطانیسم ولایت فقهی (که هنوز واقعا کامل نمی‌دانم این جرثومگان چی بودند و چی هستند به آفت شدن بر هستی مردم و میهن ایران؟!)، تکلیف ما ایرانیان چیست در قضایای منطقه؟

عرض و نظرم ایسنت، مردم کشور کنونی ایران، بسیار بیشتر سهمش و بهای داده در دعوای بین اعراب و اسرائیل که اساسا ربط مستقیم به ما نداشته (نباید چین بهایی می‌داده و تازه عرب ناسپاس قصد تعرض به جزایر و خاک  اصلی و نام خلیج فارس دارد!، این آخر ناسپاسی و وقاحت پان‌عربیسم مورد حمای همسایگان و اجانب دورتر و فرامنطقه ای!)، سهم کشور ایران از اقتصاد جهان بنابر برخی محسبات حدود ۲۵ صدم در صد است!،  در حالی که جمعیت در حال نسل‌کُشی خاموشش حدود یک درصد جهان است!، و بواسطۀ تداوم تحریم‌های ظالمانۀ و ناحق فله ای ترامپی و بادینی و متدانش و چه بسا با توطئۀ محافل پنهانی، به قصد نسل‌کُشی بومیان ایران و نه فقط نابودی کور ایران، می‌خواهند ادامه دهند، برای همین چند سالی تابوشکنی کردیم از این قضایا تحمیلی بر مردمان بوم ایران.

این مردم موسم به عرب فلسطین نه نسبتی با اکثریت قریب به اتفاق ایران دارند و در عمل بارها نشان دادند نه تنها علاقه نداشته و بلکه از موجودیت مردم ما نفرت دارند و ما در این ۱۴۰۰ ساله گنگ (عجم) و موالی (برده) و غلام و کنیز (بدتر از روسپی یعنی برده جنسی مفت ده و تحقیر شده) گفته اند و بسیاری تحقیرها و تحمیرها واستثمارها بر ما تحمیل کردند!، فرودسی گفت عجم کردم بدین پارسی، صرفا زبان پارسی دری نبود، که پارسی‌گویی پیش از او وجود داشت- بر خلاف آنان سلطنت‌‌مطلقه‌طلب- شاهمانه، اعتراف‌نامۀ ستمکاری و جنایتکاری و فسادهای عظیم ساسانی بوده که منجر ه سقوط ایرن بدست عرب تازی شد که به اسم و بهانه خدا ودین، برای غرت و دزدی ایران حمله کردند!، آن زمانی شاهپورهای ساسانی اعراب شبه جزیره را تحقیر کردند و بزرگان سیستم قبیلگی عرب کتف به کتف سوراخ کردند و زنجیر رد کردند از میان سوراخ کتفهایشان و ذوالکتاف شدند!، وبر سنگ‌نگاراگان نقش زدند، بایست می‌داستند ان تولید تنفر و تحقیر عرب، بالاخر کار بدست موجودیت کشور ایران‌پارس داد!، آن سیستم کاستی و طبقاتی و تعبیض‌ها بالاخره عده ای به سمت بی‌تفواتی حتی خیانت در قبال اجنبی می‌کشاند، بخوبی امروز می‌توان شرایط دوران پایانی ساسانی و حتی پایانی هخامنشی متصور شد، تکرار تاریخ و عدم درس گرفتن از تاریخ!

 

امثالهم ادعای میهن پرستی و ایران گرایی و ملی گرایی و پان فارسیو پان ایرانیستی نکرده ایم، عمل باید درستی و نادرست‌مان اثبات کند، هیچگاه ادعای بدون اشتباه بودن نکردیم و پیشاپیش پوزش خواهیم در صورت اثبت اشتباهمان، برند نساختیم و همیشه گفتیم نیازی به ذکر نام منبع مطالبمان نیسف بهترش ویراش و عرضه کنید حتی به اسم خودتان!

پیشنهاد دایم، واقعا دوست دارند زرتشتی‌گری بعنوان آیینی عرضه کنند، واقعا بیاند یک پروتستاتیزم سطح بالای امروزی کنندف ی پالایش کامل ا خرفات و سم‌زدایی کنند و متن کتبشان با پراسی دری امروزین منتشر کنند. وگرنه انتقادی که دین و آیین اسلام می‌کنند به خودشان همچون تف سربالاست، چون اوستا مملو زا کژاندیشی و به زبان مرده است.

وظیفه و خویش‌کاری مدرمیامیهنی (ملی) همۀ ایرانیان است یا پارسی دری‌گویی همچون زبان مادری خود بکرا برند و یا در کنرا گویش وزبانی گمان می‌کنند زبان دوست داشتنی است بعنوان زبان ملی استاده کنند یعنی زبان پراسی (فارسی) را بعنوان زبان سراسری و ملی بعنوان یک وظیفۀ میهنی و دموکراتیک بکرا برده و گسترش دهند، این چرندهای تفرقه افکنۀ اجانب بریزن دور از اذهان مسومشان، آن اجانب صد و دویست سال پیش کار مبت و دولت سازی مدرن انجام داده با حتی وحشیانه ترن کرا که گورها دست جمعی کودکان بومی غیر انگلیسی زبان استرالییا و کاندایی یک به یک کشف شده است!ف اما اما نه نیازی به این کار می‌بینم و نه موجه از نظر حقوق بشری!، عوالم مدرن دیچیتالیزه و عصر آی تی و هوش مصنوهی با تمام توحشاتش نشان می‌دهند زبان‌ها گویش‌ها محلی به مت موزه بروند و عموم مردم به سمت همگرایی به زبانی که غنی واتمحان خوب پس داده و معطف و قدرتمند از نظر ساختار همچون شبه اسپرانتویی فارسی دری، اگر فلانی که اسپرانتو اختراع کرد، می‌دانست بهتر زا اسپرانتو در فلات ایران‌پارس است به نام فارسی نوین، اسپرانتو اختراع نمی‌کرد، خساست و حسادت انگولساکسون و روس سایر امپرالیستهای سابق، نگذاشتند این زبان جهان‌شمولی در جهان همه گیر شود تا مردمان همۀ جهان هم‌زیستی را هم‌زبانی تجربه کنند، کاری احتمالا پانصد سال آیده اتفاق خواهد افتاد، پانصد سال قبل می‌توانست بیفتد، این انگلیسی و روسی های استعمارگر، این رویداد خوب و لازم تمدن جهانی لاقل هزار به تاخیر انداختند!

زبان یک ابزار تمدن جهانی است، همانطور تمدن جهانی حنثی‌کنندۀ ایدۀ ضد بشری جنگ تمدن هاست، زبان جهان شمولی فارسی دری، ابزار تمدن جهانی است. تمام مردمان ایران و جان موجب افتخرشان باشد که این ابزار لازم تمدن جهانی از سرزمین و فلاتشان متولد شده است و به هدیه جهان بشریت داده شده!

برای آنکه اثبات شود امثالهم تعصبی ندارم، مثال تراژدی نابوید یوگسلاوی تکرار می‌کنم، این ننگ برا جریان چپ مارکسیستی و قومیت‌گرای مدعی چند ملیتی تا ابد است و نماد ورشکستگی چپ و البته همدستی راست سرمایه سالاری، کشور و ملت واحد و واقعا ممتاز از لحاط ژئوپلتیک و ژئواکونومی و محیط زیست و خوش آب و هوا و آن همه ظرفیت اکوتوریسم (طبیعت گردشگری/سِپهرگردی)، که اثکریت قاطعاشان هم‌زبان بودند (زبان و گویش اسلاو جنوبی)، به قدری که اختلاف آنچه زبان صربی و کرواتی و بوسنی و مونته نگروئی و اسلوونی و مقدونی می‌گویند در حد لهجه‌های مانند فارسی دری تهرانی و فارسی دری مشهدی و فارسی دری اصفهانی و فارسی دری شیرازی و غیره است، اما همین ابلهان یا متجاهلان ایدئولوژیست چپ مارکسیستی (شایدم فریب خورد ایدئولوژیست‌های راس کاپیتالیزن برای  نابودی یوگسلاوی؟!)، نابود کردند ب بدترنی شکلی در کابوسهایمان متصور نبودیم، لکه‌های ننگیی ا جنگ و نسل‌کشی و تجاوز به زنان بچگان و دختران معصوم!، توسط هم‌قومی و هم‌زبان و هم‌نزادگانشان! این بلا چه ایدوئلوژی بر سر آنها آورد!؟، اندکی عقل داشته باشید پاسخش در همین مطلب و طمالب قبلی گفته شده! تروریسم وحشیانه در جهان حکم‌فرماست با اسم رسم‌های عوام فریب و شبه علمی با کسانی نام دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و ادیب و هنرمند و وطن پرست و غیره یدک می‌کشند!

بخشی به ظاهر مدعی دانای وآگاهی یا واقعا غافل یا فرصت طلب که از بیزاری وروی گردانی بخش احتمالا عمده ایرانیان از دین و مذهب اسلامیون، بریا فلان ایدئولوژی ورشکسته دوران ساسانی می‌خواهند یارگیری کنند، مشکل همیشگی مردم عادی همین احساساتی است، چگونه در مقابل کشته شدن کرودکان هم‌وطنشان در رمان سکوت کردند یا ابراز خوشحالی! این حد از سنگ‌دلی و نفرت؟!، گروهی غافل و مغزشویی شده توسط آخوندیست‌ها به قتل‌گاهی که گویا قبلا هشدار داده شده بود توسط یانکی‌ها، بردند و کودکانشان حتی کشته شده اند، و اما عده ای خوشحالی کردند از کشته شدن هم‌وطنان و کودکان بی‌گناه!، این یک نفرت کور است. خیانت آخوندیست را این سمپات‌های از مردم عادی متعصب به اسلام تشیع دیند و باز پشت آخوندیست‌ها هستند!

بنظرم، انتقام کشته شدن نظامیان و تعرض چندین باره به خاک ایران در این چند قرن اخیر تا اتفاق روزهای اخیر، یک چیز است، قیام همگنی با مقدمۀ خیزش قوای ملح و امینی عیله این جسد پوسیدۀ رژیم آخوندیستی امروز است، بهترین گزینۀ ممکن اقدام انقلالب نظامیان است در یک حرت بدون خون‌ریزی و تغییر اسم و رسم رژیم کنوی قبل از اینکه عده ای مغرضان و کینه‌توزان آخوندکُشی راه انداخته یا کشور در معرض نابودی زیرساختی یا تجزیه قراردهند، یک عِرقِ ملی یک با کنند و با هر نحوی آخوندها راضی کنند- فوری یعنی در رعض همین چند روز و تا ماه‌ها سال‌های بعد که اصلا فرصت نیست، دو سال دیگر هم دیر اس و چه ایران و مردم ایرانی توانای ادامۀ حیات کشور ملت ایرانی نباشد- به زبان خوش بروند کنار و یا به هر زبانی دیگری می‌فهمند. آخوند و آخوندیسم لیاقت حکومت ندارد، بیش از این حقارت و خسارت غیر قبال جبران بر کشور مردم (ملت) ایران تحمیل نکنند.

تمامی روش‌های بازیابی و امکانات حداکثری جبران خسارات و روش‌های اصلاحات واقعی امثالهم دیگران گفته اند و با تمام سانسورها و حذف‌ها، عمده اش مانده است و در دسترس است.

بدرود

https://www.balatarin.com/users/zedsansoori

 

پرچم حُدُت!،آیین جهانی(حقوق بشر، دموکراسی، تمدن جهانی)! آیا راه نجات ایران است؟!

——————————————-

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)