نویسنده: حسین اسدی

ایران دیگر تاسیسات هسته ای نخواهد ساخت. سانتریفیوژ های جدید نخواهد ساخت. این توافقنامه نمی گوید که ایران حق غنی سازی دارد. در این سند فقط طرح اندازه غنی سازی ایران و برنامه صلح آمیز هسته ای ایران مورد اشاره قرار گرفته که باید با نظارت و بر اساس این توافق ممکن است ادامه یابد یا متوقف شود و هیچ جای آن به حق غنی سازی در پروتکل ان پی تی اشاره نشده است. (جان کری وزیر امور خارجه آمریکا – بی بی سی)

حسین اسدی

در این چند روزی که در ژنو گذشت طرفینی که کوچکترین اعتمادی بحرف و عمل یکدیگر نداشتند در مقابل هم قرارگرفته و در پی آن بودند به “توافقی irrevocable” دست یابند. توافقی که دیگرامکان دور زدن از مفاد آن و مخفی کاری در چارچوب آن میسر نباشد. اعضای گروه ١+۵ که تا کنون پیوسته شاهد پنهان کاری حکومت ایران بودند. تآکیدهای مکرر این حکومت که غنی سازی اورانیوم را بمثابه بخشی از فعالیت های علمی- تکنولژیک و فقط بمنظور رفع نیاز های صنعتی کشور و نه رسیدن بسلاح اتمی می باشد را باور نداشتند. چه مشاهده میکردند که رژیم درعمل درمخفی نگاه داشتن کلیه اقدامات و فعالیت های خود دراین زمینه تا افشای آنها توسط دیگران ازهیچ کوششی فرو گذاری نمیکند. آنها شاهد این بودند که رژیم حاکم گرچه امر غنی سازی اورانیوم را درمحافل بین المللی و در ظاهر بعنوان یک “واحد صنعتی – اقتصادی” معمولی معرفی میکند، در سطح داخلی اما با طرح شعارهای بی اساس آنرا تا سطح نماد “حاکمیت ملی” ارتقا داده و هرگونه تصمیم گیری در باره سرنوشت آنرا از حوزه اختیارات ارگانهای انتخابی، دولت های وقت و بالطبع مردم ایران خارج گردیده و تصمیم مربوط بدان به ولی فقیه وارگانهای تحت نظر مستقیم اوواگذارشده استٍ، نظارت برسایت های هسته ای به نظامیان سپرده شده، و از صرف هرگونه هزینه ای دراین راه (تا کنون ١٧٠ میلیارد دلار) هم دریغ نمیگردد. نمایند گان نظام هم اکنون با این انتظار آمده اند که:

الف- “اولاً به اعتبار رویکرد انکاری آمریکا و غرب نسبت به حق تصریح شده غنی‌سازی برای اعضای پیمان ان‌پی‌تی، طرف غربی این حق قانونی ایران را محترم اعلام کند و به حق بهره‌مندی از چرخه کامل سوخت تمکین نماید. ثانیاً تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی که به بهانه غنی‌سازی اورانیوم در ایران وضع شده، به اعتبار تمکین به حق قانونی ایران لغو شود” (کیهان 11.22 )

ب- بنا برگفته های مسٶلین نظام کشورهای غربی می بایست صراحتا حق تضمین شده غنی‌سازی درچار چوب پیمان” NPT” را برای ایران برسمیت شناسند. و انتظاراینان  از شناسایی صریح چنین حقی این است که ساختاراصلی تحریم‌ها یی که علیه ایران درچارچوب شورای امنیت سازمان ملل متحد وضع گردیده اند فاقد وجاهت قانونی و مجوز حقوقی و بی اعتبارگردد، که بلا فاصله بایستی لغو شوند.

در عوض گروه ١+۵ که ترکیبی از حکومت هایی با سیاست های ناهمآهنگ ومنافع گوناگون ومتضاداست، شرط تعویق و یا لغو تحریم ها را که بعنوان ابزار مٶثری دروادار کردن حکومت ایران بمذاکره، شکست نیروهای رادیکال در انتخابات را بدنبال داشته است، و بنا براظهار دیپلمات ارشد آمریکایی دنیس راس «روحانی به خاطر هزینه بالای تحریم‌ها، رئیس‌جمهورشده است را منوط به قبول تجدید نظر رژیم ایران بصورت دراز مدت در موارد زیر میکنند:

١. تقریبا تمام برنامه های اتمی و هسته ای ایران تحت نظارت ارگانهای نظامی قرار دارند، و بایستی بارگانهای تخصصی و برگزیده از طرف دولت منتخب مردم منتقل گردند.

٢. غنی سازی اورانیوم با هدف تولید برق، هیچگونه توجیه اقتصادی نداشته، سوخت نیروگاه بوشهر تا ١٠ سال دیگر از طرف روسیه تآمین شده است، و پس از آن هم تهیه سوخت در بازارهای بین المللی بمراتب ارزانتراز تولید آن در داخل مملکت خواهد بود، بخصوص اینکه معادن اورانیوم در ایران صرفا توانائی تامین سوخت لازم برای یک نیروگاه هسته‌ای و آنهم فقط به مدت هفت سال دارا می باشند و پس از آن ایران مجبور خواهد بود اورانیوم مورد نیاز خود را از خارج وارد نماید. و لذا پافشاری جمهوری اسلامی بر ادامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران برای جامعه بین‌المللی قابل درک نیست. و نظام حاکم بر ایران بایستی غنی سازی را در حدی انجام دهد، که توضیح قانع کننده ی اقتصادی برای آن داشته باشد.

٣. فعالیت های غنی سازی اورانیوم در ایران در شکل و فرم کنونی آن، بر خلاف ادعاهای حکومت نمیتواند هدفی جز اهداف نظامی داشته باشد. و بایستی بحدی تقلیل یابد که استفاده نظامی از آن برای همیشه غیر ممکن گردد.

۴. ایران بر خلاف تعهدات خود در چارچوب پیمان NPT ، مخفی کاری وعدم شفافیت را پیش گرفته است، ازاین پس بایستی شرایط کنترل کامل باز رسی از تاسیسات خود را برای بازرسان آژانس فراهم نماید.

 ۵. سیاست خارجی ایران بر نابودی یکی از کشوری های عضو سازمان ملل متحد (اسراێیل) تکیه دارد، ودخالت در امور داخلی کشورهای منطقه از شیوه های متداول آنست، چنین سیاستی نمیتواند مورد قبول جامعه جهانی قرار گیرد وبایستی اصلاح گردد.

برای رسیدن به چنین اهدافی بایستی ایران موظف گردد، در کوتاه مدت و بصورت گام بگام:

١. غنی‌سازی ٢٠ درصد را تعلیق نماید.

٢. تعداد و سرعت فعالیت سانتریفیوژهای تاسیسات نطنز (غنی‌سازی 5/3درصد) را کاهش دهد.

٣ . فعالیت در سایت “فردو” را تعلیق، و راه‌اندازی راکتور آب سنگین اراک را بتاخیر اندازد،

۴. بخروج بخشی از مواد غنی‌سازی شده از کشور تن دردهد، و به اجرای کامل پروتکل الحاقی متعهد شود.

با توجه به فریب کاری های ایران تا کنون ساختار اصلی تحریم ها بمنزله شمشیر داموکلس بایستی باقی بماند، و در ابتدا فقط بخشی ازسرمایه های مسدود شده ایران آزاد گردد. و پس ازآن بطریق گام بگام ودر پی هراقدام انجام شده از طرف ایران، گام جدید دیگری در جهت رفع تحریم ها بر داشته شود.

خوشبختانه و با وجود تمام تلاش های مذبوحانه ای که از طرف خامنه ای وطرفدارانش در جهت ناکام ماندن مذاکرات بعمل آمد، مذاکرات  ژنو بگفته آقای جان کری به نتایج زیردست یافته است:

 اقدامات امروز به این توافق رسیدیم که برای شش ماه به آن عمل خواهیم کرد. این توافق مهمترین بخش های برنامه هسته ای ایران را متوقف می کند. ما به تاسیسات کلیدی ایران دسترسی خواهیم داشت. ایران توافق کرده که همه غنی سازی بالای 5 درصد را متوقف کند و ذخیره غنی شده خود را کاهش دهد. یعنی در شش ماه آینده این ذخیره به صفر خواهد رسید. … ایران دیگر تاسیسات هسته ای نخواهد ساخت. سانتریفیوژ های جدید نخواهد ساخت. این توافقنامه نمی گوید که ایران حق غنی سازی دارد. در این سند فقط طرح اندازه غنی سازی ایران و برنامه صلح آمیز هسته ای ایران مورد اشاره قرار گرفته که باید با نظارت و بر اساس این توافق ممکن است ادامه یابد یا متوقف شود و هیچ جای آن به حق غنی سازی در پروتکل ان پی تی اشاره نشده است. …. این فقط یک گام اول است اما مهم است چون نمی گذارد فعلا برنامه هسته ای ایران به جلو حرکت کند تا ما در گام های بعدی به توافق اساسی بر سر برنامه هسته ای ایران برسیم. در برابر ما بخشی از تحریم‌ها را تعلیق و بخشی از اموال و پول ایران را به این کشور باز می گردانیم( جان کری وزیر امور خارجه آمریکا – بی بی سی)

 تن دادن نظام جمهوری اسلام بچنین توافقی، خاطره قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد و نوشیدن “جام زهر” از طرف خمینی را دوباره زنده میکند. اگر چه این بار هم بابت رسیدن این متحجران خشک مغز باینکه وقت نوشیدن چنین جامی چه زمانی فرا میرسد؟ (تن دادن به سقوط نظام و یا قبول جام زهر)، ملت ایران بایستی بهای گزافی بپردازد ( این بار ١٧٠ میلیارد دلار از سر مایه ملی بباد رفته، چندین تن از دانشمندان مملکت بقتل رسیده و کشور تا دروازه جنگ خانمان برانداز دیگری بپیش برده شده است) . مع الوصف و بقول معروف “جلو ضرر را از هر جایی که بگیری منفعت است”، قبول چنین توافق نامه ای بنفع مردم و مملکت است. دولت آقای روحانی این بار بایستی جلو هوا و هوسهای بیمارگونه خامنه ای بایستد. و مانع از این گردد که او از دریچه ای که با وجود دادن اختیار باو بازهم برای خود باز گذاشته است وارد گردیده و کاری نماید که سر نوشت این توافقنامه هم بهمان سر نوشتی تبدیل گردد که توافقنامه سعدآباد دچار آن گردید. خامنه ای این دریچه را باز گذاشته است چه بنا بگفته آقای ظریف در جلسه ای که تیم مذاکره کننده در ژنو با اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی داشتند تصمیم گیرنده نهایی بیکی از ارگان های منتخب خامنه ای و بعبارت دیگر خود اوست وابسته است:

“مسئولیت اداره پرونده هسته ای بر عهده شورای عالی امنیت است و در حال حاضر شورای عالی امنیت ملی مذاکرات را برعهده وزارت خارجه گذاشته است.… پیش‌نویس تفاهم‌نامه ایران و 1+5 باید در فرآیند شورای عالی امنیت ملی به نتیجه برسد و بعد از آن به وزارت خارجه ابلاغ شود، وزارت خارجه نیز بر این اساس روند مذاکرات را ادامه می دهد.” (ظریف)

مردم ایران هنوز بیاد دارند که آقای خامنه ای با یک چرخش ١٨٠ درجه ای دردی ماه ١٣٨۶ و با سخنانی در یک محفل دانشجویی مبنی بر اینکه: “گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه پی درپی ادامه دهند بنده خودم وارد میدان میشوم. همین کار راه هم کردم، بنده گفتم بایستی این روندعقب نشینی متوقف شود و تبدیل به روند پیشروی و نخستین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب نشینی در آن دولت انجام گرفته.”

هر آنچه نمایندگان بظاهرمورد اعتمادش رشته بودند پنبه کرد، مناقشه ای هسته ای ایران را از سطح سه وزیر خارجه اروپایی خارج وبه شورای امنیت سازمان ملل متحد کشاند واین همه هزینه و ناگواری را بملت ایران تحمیل نمود.

بگفته آقای نوری زاد:

ایشان (خامنه ای) در یک بحران همه جانبه قرار گرفته اند و همه سر نخ ها را به خودشان وصل کرده اند. مثلا جریان هسته ای با میلیارد میلیارد دلار پولی که از جیب این مردم رفته است به یک سرانجام بی سرانجامی منجر شده است. همه اینها را ایشان طراحی کرده اند. شخص ایشان، شخص ایشان، شخص ایشان باید به تاریخ پاسخ بدهند که با چه دلیلی وارد یک قمار هسته ای شدند و الان چیزی عایدشان نشده است“.

واقعیت این استکه شرط موفقیت دولت های ملی ودموکرات بطوراصولی دراین است که مردم کشورهایشان ودرمملکت ما حدود ٨٠ میلیون نفر ایرانی، با قدرت بالقوه اقتصادی و فرهنگی و سیاسی گسترده، چنین دولت هایی رامنبعث از اراده آزاد خود دانسته، وآنرا دولتی میدانند که مدافع حقوق همه شهروندان، آزادی های سیاسی و بیان است و بخواست مردم گردن مینهند. چنین دولت هایی میتواند هم در سیاست خارجی خود واجد قدرت قابل توجهی باشند که کشورهای دیگرنتوانند آنان را از حقوق اولیه خود محروم کنند. وهم با اتکاء به نیروی مردمشان از توانایی کافی برای دفاع از منافع ملی و حقوق مردم کشورشان برخوردارند. بنا براین اگر درایران هم کسانی این بارهمچون گذشته نخواهند بازیچه دست و مرعوب خامنه ای وخشک مغزان طرفدارش گردند، میتوانند به نیروی لا یزال مردم تکیه نمایند ودرجهت تحقق آزادی های مدنی و شهروندی آنان بکوشند.

حسین اسدی

http://www.hakemiatmeli.blogspot.de/

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)