برای اینکه ثابت کرد جمهوری اسلامی یک نظام کاملا وحشی و خونخوار است، لازم نیست وارد این بحث انحرافی شد که چه کسی مسبب کشتار مخالفین رژیم بوده و اینکه آیا رژیم مجبور بوده در واکنش به فعالیتهای خشونت آمیز مخالفینش آنچنان فجیعانه دست به شکنجه و کشتار آنان بزند یا خیر. فقط کافی ست نگاهی انداخت به جایگاه انسان و حقوقش در ایدئولوژی این رژیم که دارد در آن مملکت هر روزه به اجرا گذاشته میشود. رژیمی که بر این باور است که از طریق قطع دست و پای دزدان و در آوردن چشم مجرمین عدالت برقرار میشود، که شلاق و شکنجه و تجاوز را رسما راهی برای هدایت انسانها میداند، که مردم (حتی کودکان خردسال) را به تماشای اعدام مجرمین تشویق میکند، که زن را رسما نصف مرد میداند، که ازدواج با دختربچگان نه ساله و تجاوز به آنان را عادی میداند، که حکم روی گرداندن از اسلام را اعدام میداند، که حتی حقوق ابتدایی انسانها را در اینکه چه بخورند و چه بنوشند هیچ می انگارد، که انسانها را به قصد مجازات آفتابه در دهان در کوچه و خیابان می گرداند، که معتادان را بدون هیچگونه رسیدگی میگذارد تا در زندانها بدنشان کرم بگذارد و بر اثر بی غذایی و بی آبی و عفونت بمیرند، چنین رژیمی معلوم است که با مخالفین سیاسی اش چه رفتاری دارد. از چنین رژیمی نمی توان انتظار داشت که اعتراف کند در مقابله با مخالفینش اشتباه کرده. چرا که حتی تجاوز به کودکان زندانیان سیاسی در مقابل چشم پدر و مادرشان از نظر این رژیم کاری کاملا درست بوده که اگر افکار عمومی میگذاشت، به آن علنا افتخار هم میکردند. چرا که این کودکان از نظر رژیم حرامزاد بوده اند و اگر از همان بچگی شکنجه نمیشدند، جا پای پدر و مادر دیوث خود میگذاشتند. این ادبیات و ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی و حامیانش است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)