نسیم فروردین وزان به بستان شد
ز نو عروس گل، چمن گلستان شد
بیا به بستان ببین گلستان شکوفه باران شد
در این بهار ای گل ، تو از جفا بگذر
تو با مِی گلگون دلم بدست آور
چو لاله بگشا به خنده لب ها که لاله خندان شد
نگاه نرگس مست، بنفشه خندان است
ز نغمه بلبل به طرف باغ و چمن به عشوه آمد گل
گرفته نیلوفر بنفشه را در بر
چو گیسوی جانان عروس گل به چمن بشد عبیر افشان
ساقی بی مِی یک دم منشین
[ساقی بی مِی یک دم منشین]
ما را به بهار بی مِی مگذار جامی دگر آر
لاله دارد جامی در کف
[لاله دارد جامی در کف]
گل های بهار بی باده و یار آید به چه کار؟
در جهان هستی ز می پرستی
غم از دل رود به دل نشاط آید
در گلزار و چمن چون گل خنده بزن ای زیبا گل من

“نسیم فروردین” اولین شعری بود که در سال ۱۳۳۷ روی آهنگ دوست عزیزم پرویز یاحقی گفتم و به عنوان اولین ترانه ی نوروزی با صدای مرضیه از رادیو پخش شد و از آن به بعد بود که ساخت ترانه های بهاریه رایج شد.”

“تازه گلی سر راهم
گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو
خار رهی به تمنا
دامن من بگرفته
کان گل ناز تو کو”
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی



هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.