علی ربیعی و اذعان به آغاز پایان خامنه‌ای

شکست نمایش انتخابات خامنه‌ای به حدی آشکار و مبرهن است که دیگر شمار کسانی که این شکست را آشکارا اعلام می‌دارند، در حال از دست در‌ رفتن است.

روزگاری خامنه‌ای می‌پنداشت که می‌‌تواند با جراحی‌‌های بزرگ، گردونه قدرت را به نفع خود بچرخاند. از سال ۱۳۹۸ که خامنه‌ای خیز انقباض را به دلیل سونامی اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ برداشت، برخی آرزوها داشت. آرزوهایی که در سال ۱۴۰۰ نیز پی گرفت. اما پس از آن اتفاقی در سپهر سیاسی ایران رقم خورد که خواب خامنه‌ای را برآشفت.

آن اتفاق اعتراضات از هر حیث گسترده‌ی سال ۱۴۰۱ بود. خامنه‌ای و سرکوب عریانش توانست آن اعتراضات را به محاق فرو ببرد. اما تاریخ گواهی می‌دهد که روح یک ملت هرگز شکست نمی‌خورد. حتی اگر سرکوب عریان و نظامی بتواند کالبد جامعه را شکست دهد.

از این پسا اعتراضات ۴۰۱، روح جدیدی در قالب اعتراض در کالبد جامعه ایران دمیده شد. بهانه نمایش انتخابات مجلسین خامنه‌ای بود. بغض فروخفته جامعه ایران که ناشی از آن سرکوب خونین بود، در سال ۴۰۲ تبدیل به خشمی شد که خامنه‌ای را به چالش کشید. تحریم گسترده نمایش انتخابات مجلسین خامنه‌ای.

در شکست این نمایش هیچ شک و تردیدی نیست. ابهام دیگر کارآفرین و مبین آن نیست. جامعه ایران به خامنه‌ای و حاکمیت ملایان بزرگترین نه را گفت. بزرگی این نه، به اندازه‌یی بود که دیگر کسی نمی‌تواند آن را کتمان کند.

کار بدان جا رسیده است که دیگر همه مجبورند یا از سر عناد این موضوع را تحلیل کنند یا از سر ناچاری. ناچاری از این حیث که همگان فهمیده‌اند پایان خامنه‌ای و حاکمیت فرا رسیده است.

از این رو برخی انگشت اشاره را بر روی شکست و ناکامی عظیم خامنه‌ای می‌گذارند. در این بین دیگر کسی ترس به خود راه نمی‌دهد. پشم‌ نمانده به کلاه خامنه‌ای این راه را هموار ساخته است.

علی ربیعی کالبدشکاف نمایش انتخابات خامنه‌ای

یکی از اینان بسیار نیز، علی ربیعی، مهره کهنه‌کار اطلاعاتی آخوندها و از وزراء و کارگزاران دولت روحانی است. علی ربیعی در مقاله‌ای در روزنامه اطلاعاتی‌های ملایان، اعتماد، در مطلبی با عنوان «کالبدشکافی انتخابات» بر روی شکست خامنه‌ای تاکید کرده است. [وحشت علی ربیعی و هم کاسه‌هایش از فقدان مشروعیت حکومت ولی فقیه!]

مطلب با این آرایه شروع می‌شود «یکی از پیامدهای انتخابات معنایافتن آرای باطله است». این خود تایید مهر شکست نمایش خامنه‌ای از زبان ربیعی در همان بدایه مطلب است.

علی ربیعی سپس ادامه می‌دهد که داستان انتخابات به پایان نرسیده است. این فرایند از جوانب گوناگونی برای نظام حاکمیت و درک اجتماعی ایران مهم است. وی ۱۲ پیامد برای این نمایش انتخابات خامنه‌ای برمی‌شمارد که خلاصه‌ آن بدین شرح است.

علی ربیعی می‌گوید در نمایش، پیروزی جریان بنیادگرایی، اصولگرایان و راست‌های ‌سنتی‌ را نیز هدف قرار داده است. این موضوع باعث تفاوت‌ها و اختلافات جدید می‌شود.

علی ربیعی می‌افزاید بنیادگرایان اعتقاد زیادی به مشارکت مردم به عنوان مبنای «مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی» ندارند. افزایش ستیز بین ارزش‌های تحول‌یافته و سیاست‌های حاکمیتی از جمله ابعاد اجتماعی این انتخابات است که می‌تواند به تضادهایی منجر شود.

علی ربیعی اضافه می‌کند تسلط بنیادگرایان بر قانون‌گذاری و نهادهای اجرایی نیز تأثیرات گسترده‌ای بر نظام حقوقی و اداری دارد و باعث فروپاشی کیفیت توسعه‌بخشی می‌شود.

در ادامه علی ربیعی می‌نویسد آرای باطله نشان‌دهنده نگرش رای‌دهندگان به شرایط سیاسی است. این نشان می‌دهد که چگونه مردم به وضعیت کنونی کشور نگاه می‌کنند. اختلافات در نهادهای مهم نیز با مصالح و منافع حاکمیت سازگار نیست و ممکن است به تداوم تنش‌ها منجر شود.

علی ربیعی سپی در مورد شکست سیاست خالص‌سازی خامنه‌ای می‌نویسد این انتخابات نشان داده است که هیچ جریانی که با هم‌دستی یکدست شده باشد، به‌طور دائمی باقی نخواهد ماند. دوگانگی‌ها در سه قوه و میان نهادهای حاکمیتی و جامعه نشانه‌ای از شکاف‌های ارزشی در جامعه هستند.

چند نکته در مورد اظهارات علی ربیعی

نخست، وی به شکست سیاست خالص‌سازی خامنه‌ای تاکید می‌کند. ربیعی قائده دائما کوچک‌شونده هرم قدرت در نظام، ناشی از سیاست خالص‌سازی را آشکارا مورد اشاره قرار می‌دهد. این کوچک‌شدن نتیجه تشدید تضاد و اختلافات بین باندهای قدرت در نزدیک‌ترین حلقه‌ها به خامنه‌ای می‌باشد. امری که تجربه نشان می‌دهد تا آنجا پیش خواهد رفت که هرم، از شکل مثلث به یک خط شکننده تبدیل خواهد شد.

دوم آنکه وی از پدیده‌ای به نام ظهور بنیادگرایی صحبت به میان می‌آورد که دقیقا منطبق بر ماهیت ملایان است. امری که بیش از ۴ دهه است از سوی سازمان مجاهدین خلق خطاب به ملایان، طرح و تبیین می‌شود. امری که مجاهدین خلق می‌گویند خطر آن حتی برای منطقه و جهان، بیشتر از خطر برنامه و سلاح هسته‌ای احتمالی ملایان می‌تواند باشد.

سوم آنکه علی ربیعی به روشنی خط بطلان بر روی پدیده مذموم و سراب‌گونه «جمهوری اسلامی» در حاکمیت ملایان، می‌کشد. وی دوقطبی و تضاد بین جمهوریت و اسلامیت را برجسته می‌سازد. امری که ذاتا ماهیت حاکمیت ملایان را انکار می‌کند.

چهارم، علی ربیعی دوگانگی، دوقطبی، تشدید شکاف و اختلافات بین قوای حاکمیت را مورد اشاره قرار می‌دهد. این دوگانگی، شقه و شکاف بین قوای حاکمیتی، به صورت دوقطبی بین مردم و حاکمیت و در نتیجه بروز قیام و اعتراضات در کف جامعه در آینده نزدیک بروز خواهد کرد.

پنجم، ربیعی پیامد این نمایش را «اتفاقات تقابل‌گرایانه» بخوانید «قیام و اعتراضات» علیه حاکمیت می‌داند. موضوعی که بی‌شک به زودی در تقدیر ملایان است. می‌توان به یقین گفت سال ۱۴۰۳ از این حیث قطعا سرنوشت‌ساز و کیفا تعیین‌کننده خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)