سقوط آزاد ریال تا به کجا و تا به کی؟!
سقوط ریال و افزایش نرخ ارزهای خارجی در هفتههای اخیر دوباره گریبان بازار و مردم را گرفته است. در این بین سوالی که رخ مینماید این است؛ ارزش ریال تا کجا کاهش خواهد یافت؟
قیمت ارز به عنوان یک شاخص اقتصادی در نظر گرفته میشود. اما در ایران تحت حاکمیت ملایان تحت تأثیر و اخبار شرایط سیاسی قرار میگیرد.
تحولات سیاسی میتوانند تأثیر قابل توجهی بر قیمتها داشته باشند، به طوری که در دورههای انتخاباتی یا تنشهای جهانی، تغییراتی در نرخ ارز مشاهده میشود. به عنوان مثال، اخیراً، نرخ ارز تحت تأثیر نمایش انتخابات داخلی و موضوعات بینالمللی و همچنین تنشهای منطقهای مانند جنگ غزه تغییر یافته است.
همچنین، پیشبینیها حاکی از آن است که انتخابات آمریکا در سال ۲۰۲۴ میتواند نوسانات جدیدی را در بازار ارز ایجاد کند. به ویژه اگر دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه پیروز انتخابات شوند.
در آستانه عید نوروز، بازار ارز شاهد روند صعودی بوده است. با این حال، این روند ممکن است در پی ایجاد صلح یا توافقی موقتی میان حماس و اسرائیل متوقف شود.
با این وجود، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ در آمریکا، انتظار میرود که نوسانات در بازار ارز بار دیگر شدت گیرد. پس از آن نیز در صورت راهیابی احتمالی جمهوریخواهان، قطعا رشد ارز صعودی و کاهش ریال نزولی خواهد بود.
این در حالی است که نوسانات بازار ارز بیشک تحت تأثیر عوامل داخلی نیز قرار دارد. یکی از عوامل اصلی کاهش ارزش ریال در مقابل دلار ناشی از نبود رشد اقتصادی و افزایش بیرویه حجم نقدینگی در کشور است.
در حالی که اقتصاد ایران طی دهه گذشته شاهد رشد اندکی بوده، حجم نقدینگی به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. رشد اقتصادی در ۱۰ سال اخیر برابر با صفر بوده، در حالی که در همین بازه زمانی، نقدینگی ۱۱ برابر افزایش داشته است.
اقتصاد لرزان ملایان و آثار اخبار روزمره بر کاهش ارزش ریال
البته این میزان رشد نقدینگی، رقم اعلامی توسط ارگانهای آماری بوده، یعنی نرخ رسمی میباشد. با توجه به اینکه این آمار همواره در معرض دستکاری و مهندسی قرار دارند، چه بسا بیشتر از این رقمها باشد.
علاوه بر این، تحولات سیاسی میتوانند به طور مستقیم بر اقتصاد تأثیر بگذارند. اما در حکومت ایران اخبار تحولات نیز در کاهش ارزش ریال عامل تاثیرگذار مستقیم است.
برخی نیز معتقدند که برداشتن تحریمها میتواند به عنوان یک عامل محرک برای رشد اقتصادی عمل کند و بدین ترتیب بر تورم موثر باشد. با این حال، تحت فشار تحریمها، اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به درآمدهای ناشی از مالیات وابسته است.
کارگزاران حکومت نیز به نقش مشکلات مدیریتی در کنار تحریمها به عنوان دلایل اصلی مشکلات اقتصادی اشاره کردهاند. قطعا تحریمها تا حدودی تاثیرگذار میباشد. اما سران حکومت ایران در سالهای اخیر بارها به روشنی اذعان کردهاند که فقدان مدیریت، عامل اصلی است.
تاثیر تحریمی جزئی و بیکفایتی کلی ملایان شرایط تورم را در جامعه توزیع میکند و فقر را گسترش میدهد. با ادامه داشتن این وضعیت نباید انتظار داشت که ریال بتواند ارزشش را در برابر دلار حفظ کند.
مسئلهای که باید به آن توجه داشت، نحوه تعیین قیمت ارز در ایران است. اگرچه حکومت ایران و دولتهای منصوبش سعی دارد قیمتها را مصنوعاً کنترل کند، اما قیمتهای بازار آزاد نشانگر یک واقعیت متفاوت هستند.
دلار جهانگیری تا نیمایی و قیمتگذاری دستوری نمودهای این کنترل مصنوعی هستند. با این وجود قیمت ارز در بازار آزاد سر به فلک میگذارد. این واقعیتهای متفاوت نیز به عنوان یک عامل محرک، بازار را تشنه جهش نرخ ارز نگاه میدارد.
سیاست موازنه نرخ ارز و بودجه عمومی، عامل اصلی کاهش ارزش ریال
در هنگامهیی که قیمتگذاری دستوری تا حدودی سست شود، یا عامدانه برای موضوعاتی چون جبران کسری بودجه سهل شود، فاجعه دوباره نرخ ارز سر به فلک میگذارد. ریال نیز دوباره در شیب سقوط آزاد قرار میگیرد.
در حالی که قیمت ارز باید بر اساس تفاوت تورم واقعی داخلی و بینالمللی مشخص شود.
با در نظر گرفتن دادههای اقتصادی موجود، پیشبینی میشود که نرخ ارز به روند افزایشی خود ادامه دهد، که این به معنای کاهش بیشتر ارزش واحد پول ملی، ریال، خواهد بود.
سیاستهای حاکمیت ملایان در زمینه قیمتگذاری ارز تا به امروز کاملا شکستخورده بودهاند. این سیاستها بیشتر با هدف سیاست موازنه نرخ ارز و بودجه عمومی برای پوشش کسری بودجه دولتی انجام میگیرند. [آیا دیگر هرگز قیمت دلار در ایران کاهش پیدا خواهد کرد؟]
این امر نیز همواره منجر به فروش ارز در بازارهای آزاد برای جبران کسریهای مالی بودجه میشود. در حالی که اصولاً قیمتگذاری باید بر مبنای عرضه و تقاضا در بازار صورت گیرد.
وقتی قیمتها در بازار کالا و خدمات به صورت طبیعی افزایش مییابد، اما قیمت ارز به صورت مصنوعی کاهش یافته یا ثابت نگه داشته میشود، باید منتظر وقوع یک تنش اقتصادی بود.
هرگونه دخالت دولتی میتواند منجر به شوکهای بعدی در بازار شود. این شوکها میتوانند به کاهش بیشتر ارزش ریال منتهی شوند و بالطبع، تاثیرات منفی بر اقتصاد کشور خواهند داشت.
قیمتها را میتوان به صورت موقت و با دستورالعملهای دولتی کنترل کرد، ولی این کنترلها غالباً پایدار نیستند. بعد از یک دوره سرکوب قیمتها، با رها شدن محدودیتها، معمولاً شاهد جهشهای قیمتی خواهیم بود.
این مسئله در مورد نرخ ارز و ریال نیز صدق میکند و میتوان انتظار داشت که پس از دورهای از کنترل قیمتها، شاهد افزایش نرخ ارز باشیم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.