
هومن شهبندی
چهار دهه از حضور مهاجران افغان در ایران میگذرد. مردمی که از دل آوارگی، جنگ، ویرانی و سرکوب به ایران پناه آوردند، با امید به امنیت، زندگی و ساختن آیندهای بهتر. اما آنچه در عمل نصیبشان شد، اغلب چیزی جز کار طاقتفرسا، بیهویتی، تبعیض و نادیده گرفتهشدن نبود.
امروز، در حالیکه موج اخراج مهاجران افغان از ایران شدت گرفته، این پرسش جدی مطرح است: اگر از روز نخست، دولت ایران به جای رویکرد امنیتی، نگاهی انسانی و توسعهمحور به این جمعیت میداشت، آیا اکنون با نسلی از شهروندان مولد، تحصیلکرده و وفادار روبهرو نبودیم؟
افغانهایی که در ایران ماندند، کارهای سخت را بر دوش کشیدند؛ در ساختمانسازی، کشاورزی، خدمات و مشاغل طاقتفرسا. آنان بخش جداییناپذیر از چرخه اقتصادی ایران بودند و هستند. اما در عوض، به بسیاریشان اجازه تحصیل، داشتن مدارک هویتی، بیمه و حتی سادهترین حقوق انسانی داده نشد.
در مقابل، نگاهی به مهاجران افغان در اروپا تصویری دیگر به ما نشان میدهد: پزشکان، استادان دانشگاه، صاحبان کسبوکار، و دانشآموزانی موفق. این موفقیت نه نتیجهی امکانات خاص، بلکه حاصل فضایی است که به آنها فرصت رشد و مشارکت داده است. تفاوت، در سیاست میزبان است، نه در توانایی مهمان.
واقعیت آن است که بخشی از وضعیت کنونی مهاجران افغان، حاصل بیکفایتی ساختاری، نگاه کوتاهمدت و بیتوجهی به ظرفیت انسانی آنان در ایران است. فرصتسوزی در مقیاس ملی، که اکنون نهفقط به ضرر مهاجران، که به زیان خود ایران تمام میشود.
اخراج این انسانهای زحمتکش، نه یک تصمیم عادی اداری، بلکه نوعی اعلام ورشکستگی اخلاقی است. جامعهای که نتواند در سختترین روزهای تاریخ، دیگران را بپذیرد و رشد دهد، در حقیقت بخشی از انسانیت خود را از دست میدهد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.