مقدمه‌ای بر مبانی نظری موسیقی در وضعیتِ پُست-اورینتالیسم

 

مقدمه

 

ضرورت پارادایم شیفت از موسیقی ردیف-دستگاهی به مثابه بازنمودی از تحریف، خرافه‌گرایی، عقب ماندگی، استبداد و استعمار که نمونه‌ای از [اورینتالیسم نخست] است به وضعیتِ پُست-اورینتالیسم چیست؟ 

 

به اعتبار عقلِ مادّیت یافته در ساحت انواع زبان ۱. ادبیات ۲. موسیقی ۳. هویت بصری، ذات شکّاکیتِ انسان از معرفت به پرسشگری و بازاندیشی انتقادی از تمامی گفتمان‌های آلوده‌شده به خرافه‌پرستی، سنتی، استعماری [اورینتالیسم اول] در هر ساحت و منزلتی که باشند، به اعتبار امر اخلاقی، لازمه‌ی موجودیت و حیات عقل است. 

 

از این جهت ضرورت است که با خوانش انتقادی از سنّت موسیقایی “ردیف-دستگاهی” که بازتولیدی مکرر از مفهوم ناعادلانه از انباشتِ خرافه‌گرایی و استبدادِ نظر و عملِ رفتاری در بیش از یک قرن (علی اکبر فراهانی نوازنده‌ی تار دربار قاجار تا امروز)، آزادی هنری را به مُحاق برده است، تعریفی از مبانی نظری موسیقی در وضعیتِ پُست-اورینتالیسم انجام داد.

هنرمند وضعیتِ پُست-اورینتالیسم پرسشگری و آگاهی را امری تکوینی و ضروری می‌داند. ضرورت این نگاه انتقادی به اعتبار امر عقلانی دارای دستاورد‌های مهمی است. که لازم است در مقدمه‌ی مقاله به صورت خلاصه انها را برشماریم.

 

۱. پرهیز از خرافه‌پرستی.

۲. پرهیز از تقدس‌نمایی.

۳. پرهیز از دروغ‌گویی.

۴. اهمیت دادن به گفتمان‌های عِلمی.

۵. اهمیت یافتن دانشِ نظری و عَملی در پژوهش.

۶. پرهیز از هرگونه ارجاعِ دینی، اخلاقی و متافیزیکی از طریق اخلاقِ استعلایی برای روایت تاریخی.

۷. اهمیت و خوانش دیالکتیک درون- بیرون برای فهم تاریخی.

۸. پایان گفتمان‌های استعماری سنت‌گرا و بنیاد‌گرایی اورینتالیسم اول. [صاحبان قدرت در نظام ردیف-دستگاهی]

۹. به رسمیت شناختن مفهومِ دیگری از طریق گفتمان‌های عِلمی و نظری به‌جای مُریدی و مُرادی.

۱۰. ضرورتِ پارادایم شیفت از مفهومِ موسیقی ردیف- دستگاهی به (مثابه موسیقی رسمی و نیمه رسمی) به تمامی بنیان‌های نظری و عملی موسیقایی متکثر ایران.

۱۱. پارادیم شیفت از مفهوم موسیقی ملی منجمد شده در ساختارهای دولتی به موسیقی ملی همگرا و متکثر ساختارهای غیر دولتی با عطف به سلائقِ مختلف ایرانیان.

 

در نوشتار و گفتار‌های که در آینده خواهد آمد، لازم است با دقت کافی به موانعِ توسعه‌ی تعقل در ساحت گفتمان‌های موسیقایی سنت‌گرایان [اورینتالیسم اول] پرداخت. سپس نقد‌های وارده بر هر کدام از موارد را برای ثبت در تاریخ فهمِ اندیشه‌ی پُست-اورینتالیسم بدون لکنتِ زبان و با پرهیز از آیین درویشی که گفتگو را نه تنها رسم نمی‌داند بلکه نکوهش می‌کند به تفصیل بررسی کرد. و در نهایت فرضیه‌ی موسیقی پُست-اورینتالیسم را بسط داد.

 

 با توجه به این مهم که به باور ما، حقیقت و آزادی هنرمند بر خلاف آرای سنت‌گرایان نه از طریق توسل به ایمان و ترویج خرافه‌پرستی بلکه از طراحی نقشه‌ی راهی هدفمند برای برساخت طرح و انسجام گفتمانی-عقلانی جهتِ پرسشگری از اکنونیتِ هنرمندِ پُست-اورینتالیسم آغاز می‌شود. 

 

پایان مقدمه.

صبوحی

۱۰ اسفند ۱۴۰۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)