توطئۀ عمردهی به رژیم ج.ا، مخالف هرگونه حمله و آسیب زدن به زیرساخت‌های اقتصادی کشور ایران هستم، چرا که نه تنها ارزش مبارزاتی با دیکتاتوری ضد بشری ج.ا ندارد، و بلکه حتی می‌تواند بعنوان عملی تروریستی ضد مردمان عادی ساکن ایران مطرح شود // امثالهم سال‌های قبل- بارها و بارها گفته ایم و یا سخنان شبیه خود را از سوی دیگران تایید کرده ایم- که در بحث مبارزاتی ضد دیکتاتوری ضد بشری ج.ا، آسیب به زیرساخت‌های مورد استفادۀ عمومی که مستقیما به زندگی و معاش و ادامۀ حیات است، حتی از نظر حقوقی می‌توانند به عملی تروریستی منجر شود، چرا که این اعمال می‌تواند آسیب به زندگی و حیات مردمان ساکن کشور بشود، اینجا بحث هوادار یک رژیم یا مخالف یا بی‌تفاوت یا تبعه یا مقیم یک کشور مطرح است و کاملا بحث انسان‌دوستانه و حقوق بشری است. در حالی‌که انبوهی هدف بِکر برای ضربه‌زنی بنیادی تا حد تبدیل به سرنگون شدن آن رژیم است، چرا بایست به این اهداف دم دستی بزنند؟!، در کنار ابلاهانه و ضد بشری بودن این اقدامات، برخی از پاسخ‌ها می‌تواند اینها باشد:

– ناشی از استیصال و بیچارگی و درماندگی و انتقام کور
– ناشی کینه‌ورزی کور تروریستی به جهت آسیب‌زدن تا منجر به کشتار عمومی مردمان عادی انجام دهند تا تا شاید دشمن آنها آسیب به‌بیند!
– هدف استراتژیک از انهدام توان هجومی دشمن

دو گزینۀ اول و دوم که اساسا از نظر منطقی و عقلانی مردود است، هر کس در مقام یک مبارز اصیل باشد، در واقع در نهایت علیهش استفاده خواهد شد، اما در مورد سوم، آیا اولویت دارد؟، یا کشتار دادن مردم عادی بر اثر سرما یا گرما زدگی یا گرسنگی چه سودی برای وجهۀ دشمن یا خودی دارد؟!، در حالی‌که می‌دانیم یک حکومت اقلیت دیکتاتوری ایدئولوژیک که همه‌چیز را از جنبۀ ابزاری می‌بیند و حقوق بشر را نیز هرجا به نفعش باشد نمایشی اجرا کند و اما اغلب ناقض است، اساسا مردمان عادی را هم‌چون گله ای از بردگان می‌داند برای استثمار و مصرف است و هر وقت نیاز نداشته مردم حذف و با مردم دیگر جای‌گزین می‌کند. نوع دیکتاتوری ایدئولوژی ج.ا از نوع استثماری اقلیتی ناچیز (تخمینی درصدها-کمتر از ۵%) از یک جمعیت ۸۰% غیر خودی مطلق، و ۱۵% منفعت‌طلب نخودی است، نخودی‌ها عمدتا از طبقات ثروتمند و متوسط به بلا هستند از تجار و کشبه خیلی پول‌دار بخش خصوصی و شبه دولتی و حکومتی و کارمندان رانت‌خوار حکومتی و غیره است. در واقع ضربه زدن به زیرساخت‌ها در جایی ارزش دارد که اکثریت جمعیت حامی رزیم باشند و با آزاردهی و هزینه‌سازی بخواهند مردمان نارضی کنند، در حالی وثتی اکثریت قاطع جمعیت ناراضی و مخالف رژیم هستند و در حالی‌که خود رژیم یک حکومت برآمده از اکثریت و در راستای خواست اکثریت نیست و برایش ارزش ندارد رأی و رضای اکثریت ندارد (مصادیق بارز یک دیکتاتوری اقلیت ضد بشری است)، اینجاست امثالهم این قبیل کارها را فاقد ارزش می‌دانم.

رژیم ج.ا همه چیزش را بند کرده یک به اقلیت به رهبری دیکتاتوری اقلیت ناچیز، هویت و ماهیت و اسم و رسم حکومتی اش برای موهومات تا منافع شخصی مادّی‌پرستی و شهوت و مال‌اندوزی است، و عجیب نشان می‌دهد چه‌قدر -در عمل- بی‌اعتقاد به معاد و دنیا دیگر (آخرت) است، وگرنه این همه غارت و دزدی حریصانه و سیرمانی‌نشدنی انجام نمی‌دهد، حجم عظیم فساد با ظلم و جنایت، نشان بی‌اعتقادی به خدا و عذاب این دنیا و آن دنیایی می‌تواند باشد. هر چند جای تأسف است این بی‌اعتقادی عملی به خدا و معاد و عقاید بازدارندۀ مثبت برای تعالی زندگی خود و دیگران، منجر به یک خودپرورشی اندیشگی و خودتربیتی و خودسازی فکری نمی‌شود دست کم به شجاعت تن دادن به الاح و یا تغییر در اسم و رسم حکومت بدهد، اینجا به برتری همان حکومت‌های پادشاهی مطلقۀ اروپایی است که بالاخره در مقابل خواست عمومی برای سکولاردموکراسی تن می‌دهد و کار خود و دیگران به حذف یکدیگر و نابودی موجودیت کشور نمی‌کشاند.

امثالهم سال‌ها تلاش کردیم بحث نکات مثبته در ادیان را از نکات منفیه جدا کنیم، برای همین از باب خردگرایی بشردوستانه همواره نوعی ترغیب کردن دین‌داران و مذهبی‌ها به پاسداشت نکات مثبته و کنار گذاشتن نکات منفیه داشتیم، به نوعی می‌خوستیم اینها در حد غیر وحشی بودن نگه داشته سعی داشتیم جلوی توحش آنها بگیریم، یعنی این بذر سخن خرد پاشاندیم، اما در واقع این حقیقت احتمال قریب به یقین است که همان‌طور بسیاری از افراد- بدخوی و بداندیش- سموم فکری خود به اسم روایات و احادیث وارد اسلام کردند، بسیرای از عقلا و خردمندان چه بسا بی‌اعتقاد به سلام، نکات مثبته وارد دین اسلام و سایر ادیان کرده اند، برای همین همواره گفته ایم آن‌چه که به عنوان دین می‌گویند ملغمه ای نکات مثبته و منفیه است، آن‌چه ادیان در تمام تاریخ به انحطاط کشانده، افتادن دین و مذهب در دستان مدعیان صاحب دینی است که منافع شخصی و امیال و شهوت‌رانی جنسی و مال‌اندوزی بیفتد، کار مردمان فلان کشور یا سرزمین به انحطا شدید می‌کشد، حال وای به روزی همین صاحب دنیان به حکومت برسند، وضع همین می‌شود در این ۴۵ سال در دوران ج.ا روی‌داده است. مردمان باشعور و آگاه بایست این نکات مثبته جداسازی کنند به بعنوان میزاث عقلانیت تاریخ بشریت در قالب فرم و محتوای جهان‌شمولی و بدون هیچ برچسب‌زنی و برندسازی دینی و ایدئولوژیک به همگان ارائه شود.

بدرود

توطئه عمردهی به رژیم ج.ا و ادامه نسل‌کُشی مردمان و انحطاط کشور ایران، ای میراث‌دارپنداران اسکندر مقدونی، تا کی این ضدیت با مردمان نگون‌بخت ایران ادامه می‌خواهید بدهید، از محافل پشت صحنه تا نمایندگان شما در نهادهای بین المللی مانند آقای گروسی؟!

 

 

پ.ن: اغلب از اشتباهات نگارشی و تایپی سهوی و بر اثر شرایط نامساعد شخصی نگارنده است، اما امثالهم- بعنوان یک منتقدی از مردمان عادی-  بارها عامدا اشتباهی تایپ کرده و از عمد اغلاطی به ظاهر انجام داده، به نوعی روش رسانه ای بوده، اما نکته مهم از هر صورت چه عمدی و چه سهوی این است، اشتباه تایپی و نگارشی و انشائی را هر انسان با سواد متوسط هم متوجه می‌شود، اما خطر اصلی “اشتباه فکری” است که نشر و ترویج شود و دیگران- از نخبگان تا مردمان عادی- متوجه نشوند!

 

 

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)