بنظر می رسد که پس از هزار روز از حصر خانگی آقای مهندس موسوی و همسرشان و آقای کروبی و همسرشان , فعالیت هایی برای آزادی آنها در حال شکل گیریست.فعالیت هایی که تا قبل از به روی کار آمدن آقای حسن روحانی به نوعی دیگر پیگیری می شد.که پس از کنترل اعتراض های خیابانی توسط حاکمیت و برخورد شدید با شعار هایی که از پشت بام ها به گوش می رسید فقط در سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای اعتراض هایی برای رفع حصر از آنها صورت می گرفت.هر از چند گاهی کوچکترین خبر به سرعت و با قدرت در فضای جامعه از طریق رسانه های داخل و خارج اطلاع رسانی می شد.البته هر چه زمان گذشت انرژی دو طرف یعنی هم دولت و هم حامیان این رهبران کاسته شد و نحوه اطلاع رسانی و پوشش اخبار چه علیه آنها و چه در حمایت آنها تغییر یافت.اما همچنان آنها در حصر خانگی به سر می برند.
در زمان انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن ,توقع و خواست های عمومی نیز از آقای روحانی برای رفع حصر آنها شدت گرفت و دولت آقای روحانی نیز تاکید داشت که پیگیر آزادی و رفع حصر از آنها می شود.هر چند که تا کنون اتفاقی رخ نداده است.

اما اینبار فرزندان آقای کروبی از طریق آقای هاشمی رفسنجانی می خواهند که با میانجیگری ایشان آنها آزاد شوند.و نیز گروه های خود جوش دیگری در تلاش برای رفع حصر آنها به فعالیت هایی دست زده اند مانند نامه تعدادی از پزشکان.

اما موضوعی که باید جامعه اصلاح طلب خودش را برای آن آماده سازد این است که در صورت آزادی این دو نفر که حق قانونی آنها نیز می باشد چه اتفاقی رخ می دهد؟ آیا فصل جدیدی در حیات سیاسی سرنوشت ملت ایران گشوده می شود؟

پاسخ به این پرسش را می توان از تجربیات تاریخی معاصر ایران استخراج کرد. به طور خلاصه می توانیم به سرنوشت نهایی ستارخان و باقر خان در تاریخ ایران رجوع کنیم.اینکه چگونه از آنها ناجوانمردانه گذشتند و حتی مصدق را پس از کودتا خانه نشین کردند و هنوز هم همان دیکتاتوری با اینکه سه نسل حاکمان آن تغییر یافتند یعنی محمد رضا شاه پهلوی و آیت ا..خمینی و در حال حاضر هم آیت ا.. خامنه ای باز هم حتی هواداری از آن مردان تابو و جرم محسوب می شود.

در دوره پس از انقلاب حصر آیت ا.. منتظری را می توان مثال زد و با اینکه از اطرافیان و نزدیکان ایشان در نهاد های امنیتی و سیاسی و نظامی در کشور دارای مسئولیت های ریشه داری بودند و حتی بسیاری ایشان را به عنوان مرجع تقلید خود می دانستند و علنن هم اذعان می داشتند و با صرف هزینه بسیار از سوی طرفداران آیت ا.. منتظری و به زندان افتادن و تحمل شکنجه های بسیار باز هم تغییری در ماهیت دیکتاتوری صورت نگرفت و پس از آزادی طرفداران و نزدیکان وی و رفع حصر از خود ایشان هم اتفاق خاصی در کشور نیافتاد.حتی برای کسانی که به دیدار ایشان رفتند و سعی در تشکیل حلقه ای جدید پیرامون او را داشتند به بهانه هایی دیگر با آنها برخورد های غیر قانونی صورت گرفت.و حتی برخورد های دیگری را با کسانیکه در مراسم فوت ایشان شرکت کرده بودند صورت گرفت و مراسم پس از فوت آیت ا..منتظری با برخورد های شدید امنیتی لغوشد.

با این چنین تجربیاتی که از تاریخ آزادی خواهی در ایران به چشم می خورد , در صورت رفع حصر از این بزرگواران که بسیاری آنها را به عنوان رهبران آزادیخواه و اصلاح طلب می دانند باز هم نباید توقع رخ دادن تحولی اساسی و حادث شدن اتفاق خاصی در جامعه را داشت.

شاید و شاید ,حاکمیت ایران در صورتی که در مذاکرات اتمی و رفع تحریم ها به نتیجه ای نرسد برای اینکه افکار داخلی را در کنترل خود در آورد و بتواند وحدت نسبی در بین مردم ایجاد کند تا از احتمال بروز حمله به ایران جلو گیری کرده باشد در آن صورت به آزادی آنها رضایت دهد.

از وبلاگ شخصی :http://azadioagahi.blogfa.com/
reza_ngo@yahoo.com
tel:00905534174421

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)