دلایلی زیادست بر لزوم رژیم چنج از ج.ا، اما ایران سکولار دموکراتیک، به معنای واقعی میتواند دوست همه کشورها و مردمان جهان باشد و با این روابط سیاست خارجی متوازن و بیطرفی فعال و در داخل با ساختار ضد فساد و البته مبتنی برعدالت و رعایت حقوق بشر که متضمنش دموکراسی واقعی چند حزبی باشد، کانون ثبات منطقه ای و صلح باشد. ای جهانیان به مردمان کمک کنید تا از شر رژیم ج.ا تا قبل از بهار ۱۴۰۳ نجات یابند، بهار ۱۴۰۳ بهاری آزادی ایران و جهان از شرور ضد بشری ج.ا باشد. // دیکتاتوری از هر شکل و اسم و رسم بد است، دیکتاتوری چه جمهوری و چه پادشاهی ضد بشری است، جمهوری بهترین فُرم برای محتوای حکومت سکولار دموکراسی است، اما چون باید انتخاب بر اساس رأی مردم باشد و رفراندوم، پیشنهاد دو قانون اساسی با فُرم جمهوری سکولار دموکراسی و پادشاهی نمادین تشریفاتی با ساختار سکولار دموکراسی که قوای چندگانه مانند مجریه مقننه و قضاییه و مالیه مستقل باشند و صدر اعظم (سر وزیر/نخست وزیر) فرمانده کل قوا باشد،تمام مقام غیر تشریفاتی باید تک دوره ای یا نهایت دو دوره ای باشد، چرا تمرکز قدرت در دست یک مقام دائمی و نامحدود عامل م مستعد فساد و دیکتاتوری و انحطاط همه جانبه کشور است، همانچه در دوره خمینی و خامنه ای چنین شد.
نظام اقتصادی از نوع بازار رقباتی و بدون تراس و کارتل و مافیایی و رانتی باشد و بایست کاملا شفاف و انتقادپذیر باشد از جمله مردم به صور فردی با حق آزادی بیان و مطبوعات بتوانند بدون ترس از رأس قدرت و ذیلش نقد کنند، راهپیمای آزاد باشد، اتحادیه کارگری آزاد باشد، تمامی اجتماعی و بیمه همگانی رایگان برای فرودستان و ارزان برای عموم و برای همه باشد، مالیاتستانی عادلانه باشد و سر مجموع مالیات تمام عایدی و درآمد نبایست بیش ۲۰% باشد، اقشار با درآمد سالانه زیر ۳ هزار دلار (سه هزار دلار) معاف باشند و کسانی کل دارایی شان کمتر از ۴۰ هزار دلار است کلا معاف هر گونه مالیات بر درامد و دارایی و سرمایه باشند. مالیات بر ارزش افزوده باید قطع شود چرا عملا تبدیل به مالیات مضاعف شده و خدمات و توید گران و غیر رقباتی میکند.
حکومت و دولت باید تمام سهام منابع و ثروت ملی تبدیل به سهام همگانی کرده و رایگان و مساوری بین تمام اتبع کشور توزیع کند و درعوض مالیات منصفانه بگیرد مثلا ۲۰% نهایت.
باید سیستم بانکی چنان اصلاح شود امکان فساد ورانت و تولید نقدینگی و چاپ غیر ممکن شود و چاپ پول بدون پشتوانه و تولید نقدینگی بعنوان یک جرم سنگین باش و عاملشان به شدت مجازت شوند.
باید عفو عمومی اعلام و مصالحه عمومی اجرایی شود، تا همه اتباع مهاجرت کرده بتوانند آسوده به سرزمین مادریشان بیاند.
در قانون اساسی این نکات لحاظ شود:
– ممنوعیت تفتیش عقیده
– آزادی بیان
– هر گونه اعمال تفتیش عقیده و آپارتاید عقیدتی که مردم مجبور به ریاکاری کند مثلا در امور ازدواج یا ثبت نام مدارس و دانشگاه تا گذرنامه و غیره حق پرسیدن و تفیش عقیده ممنوع شود. دفاتر ازدواج فقط درخواست ثبت ازواج دارند و حق مراسم مذهبی و خطبه عقد ندارند، چرا عاملی برای سرکوب دگراندیشن و مرتدان از اسلام یا سایر ادیان اس، به وری که مرتدان و بی دینان و آتئیست ها بتوانند آزادانه ازدواج ثبت کرده و فزرندآوری کرده و از تمام حقوق مدنی مانند مسلمانان برخودار شوند.
– هیچ زبانی غیر زبان فارسی رسمی نباشدف حتی نامی از هیچ زبانی برده نشود، چرا بایست خواهد شد دهها زبان دیگر احسhس تبعیض کنند، آموزش بهز بن فارسی باشد و در همه امور اداری و کشور و لشکری و قضاییه و حقوق و ثبت اسناد باید زبان فارسی باشد. اما آموزش زبان مادری غیر فارسی به صورت واحد درسی اختیاری گنجانده شود. نشر ادبیات بهزبان مادری غیر فارسی در همه رسانه ها آزاد باشد. حتی باید اموزش زبان انگلیسی و عربی به صورت اختیاری درآمده و اجبری نباشد.
– هیچ دین رسمی نباید باشد، هیچ ایدئلوژی نباید رسمی باشد.
– سیاست یک دوره طولانی ۱۵ ساله جبرانی از راه دادن ترجیحات خاص اقتصادی برای رفع کاهش طبقاتی و فقرزدایی انجام شود.
بدرود
پ.ن: در بحث تشخیص نعیین خط فقر و خط فقر مطلق اختلاف است، با توجه به حقیقتی تلخی که دیگر امکان نرخگذاری بر اساس ریال (تومان) نیست، آمار و راقام دولتی قبل اطمینان نیست، قیمت اقلام اساسی نیاز عمومی بایست بر اساس نرخ متوسط کشورهای جهان و منطقه خلیج فارس و کشورهای نسبتا بهتر از وضع فعلی این تعیین شود مانند ترکیه، یکی مشلا این است اکنون برخی اقلام مصرفی مانند خودرو حتی از متوسط قیمت کشورهای خلیج فارس بالاتر است مانند برخی اقلام خودرو و مواد خوراکی و دارویی! این در تعیین خط فقر واقعی، نه آن قسمت مجمامع مشکوک به سرمایه سالاری مانند بانک جهانی و صندوق بین اللملی پول و سازمان جهانی کار که در واقع نرخ ها و قیمت و امار به شدت احمقانه میدهند، مثل تعریف کار دار این گونه تعریف کردند، کسی که در هفته دو سااعت کار کند!ف بدیی اس این تعریف اشتباه اس، کسی دو ساعت د هفته در ایران کار کند و بقیه اش بیکار باشد، با این دو ساعت حتی یک روز نمیتواند زنده بماند و چه برسد زندهمانی در طول سال کند!!، بنا براین عدد سه هزار دلار درآمد در سال، را فعلا به عنوان مرز بین فقر و فوردستان و طبفات بلایی ها در نظر گرفتم.
ردمان ایران و جهان و ادامه تمدن مثبته جهانی و صلح.
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.