کشتن و قتل نفس جنایت است. ما که امکان ساختن مصنوعی حتی یک مورچه و حیات و جان دادن بدان را نداریم، نمی توانیم و نباید به انسانی آسیبی بزنیم و موجب مرگ او شویم. با این بیان، کشتن هرانسان، در هرشرایط و به هر دلیل جنایت است. رژیمی که جان یک نفر ولو قاتل را می گیرد، خود قاتل و جنایتکار است. اگر رژیمی مردمی و با عقل و خرد و دارای منش و افکار انسانی باشد، همه عوامل بزهکاری و گناه را در اجتماع از میان بر میدارد.
در کشوری که آخوند قاچاقچی و دزد، پاسدار قاچاقچی و دزد، و بسیجی ضد مردمی و دزد است و همه هیکل باند مخوف رژیم اعم از آخوند، پاسدار، و بسیجی غرق در خون مردم ایران است، و مملکت را به تاراج برده اند، چه انتظاری را می توان داشت. رفتار و عملکرد این رژیم ما را به یاد چکامه زیر می اندازد:
“گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری”
این چکامه یادآور آنست که جرائم و جنایات کشور در دست و در اختیار و به دستور آخوند، بسیجی، و پاسدار است. در حالی یک   قاچاقچی یک کیلو گرم تریاک را اعدام می کنند و یا دست آفتابه دزد را قطع می کنند که خود رژیم کامیون کامیون مواد مخدر از افغانستان به ایران آورده در آنجا پخش می کند و یا به کشورهای دیگر صادر می نماید. هرکدام از افراد رژیم هم از حیث چپاولگری و دزدی با یکدیگر مسابقه گذاشته اند. نمونه بارز آن روضه خوان مشهدی است که با غارتگری ۹۵ میلیارد دلار حق پابرهنه ها و گرسنگان کشور گوی سبقت را از همگان ربوده است.
با این بیان، قتل و کشتار رژیم به هر شکل و به هربیان، جنایت دولتی و ترتیب داده شده به وسیله رژیم است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)