اذعان زیباکلام، ۴۵ سال فقط شعار
صادق زیباکلام، اخیرا اعلام داشته است که حاکمیت ملایان ۴۵ سال فقط شعار داده بدون اینکه هیچ محتوایی داشته باشد.
صحبت و شعاردادن در دنیای دوقطبی آن روزگار کار چندان سختی نبود. جهان به دو قطب شرق و غرب تبدیل شده بود. جامعهی آن روز ایران متاثر از هر دوی آنها بود. شاه سابق ایران دستنشانده و حامی سیستم غربی و لیبرالیسم بود. جامعه روشنفکری آن زمان ایران طرفدار سیستم شرقی و کمونیسم و سایر ملحقات تابعه.
در این بین پدیده انقلاب ۵۷ رخ داد. انقلابی که توسط آخوندها دزدیده شد. آخوندها وقتی به قدرت رسیدند سرمست قدرت بودند. خمینی در صدر آنان بود. اظهارات عجیب و غریب و بوالعجبی را هر روز از خود ایراد میکرد. یکی از این اظهاراتی که از اولین روزها ورد زبان ملایان شد، شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود.
شعاری که آن روزهای نمیشد حدس زد در دنیای واقعیت و عمل به چه فرجامی دچار خواهد شد. کشور تازه از یک انقلاب بیرون آمده بود و امواج انقلاب و انقلابیگری و تبعات آن در جامعه در همه اقشار موج میزد. اما اکنون دیگر دوران شعارها به پایان رسیده است. «جمهوری اسلامی» ملایان آزمونی ۴۵ ساله را پس داده است.
پس میتوان فارغ از شعارها، واقعیات موجود جامعه را نیز بررسی کرد. در گام بعد نیز میتوان واقعیات ملموس و کنونی جامعه ایران را با شعارهای پرطمطراق آن روزها مقایسه کرد. نتیجه البته بر همگان مشخص است و هیچ کس ابهامی درباره آن ندارد. بدیع آنکه این روزها، بسیاری در درون حاکمیت ملایان، از قیاس شعار آن زمان و عمل ۴۵ ساله نتیجه میگیرند. نتیجه چیزی به غیر از «بازگشت به گذشته» نبوده است. صحبت از اظهارت صادق زیباکلام است. اظهاراتی که با همین تیتر در روزنامه «هممیهن» به چاپ رسیده است.
نگاهی به گذشته از جانب زیباکلام
وی با اشاره به شعارهای آن زمان سران نظام، سوالاتی را پیشاروی امروز آنان قرار داده است. ابتدا اعلام میدارد که سران ملایان در آن زمان شعار «جمهوری اسلامی» را در مقابل «نه شرقی و نه غربی» سر دادند. میخواستند در دنیای دوقطبی آن زمان، الگوی جدیدی به جهانیان ارائه دهند.
وی اظهار میدارد که سران نظام میخواستند سیستم و نظامی ارائه دهند که نه بر اساس لیبرالیسم غربی باشد نه بر اساس کمونیسم شرقی. سپس به بررسی وضعیت مادی این شعار پسا۴۵ سال پرداخته است. وی اظهار داشته که در ابتدای استقرار ملایان «صحبت از اقتصاد اسلامی و توحیدی» میشد. سپس میافزاید پس از ۴۵ سال «بهره ۲۵ درصد بانکی» چه نوع بهرهیی است؟!
وی سپس انگشت سوال بر روی شکاف و فاصله طبقاتی، دزدیها، اختلاسها، مفاسد اقتصادی میگذارد. زیباکلام میپرسد این معضلات بر اساس کدام الگو میباشد؟ آیا این سیستم، مصداق و تجسد همان «نه شرقی و نه غربی» مطرح در آن روزهاست؟ سپس وی به موضوع انتخابات ورود میکند، البته اگر بتوان چنین نامی بر آن نهاد! وی این سوال را بر روی میز میگذارد که در کدام کشور جهان، نهادی شبیه «شورای نگهبان» وجود دارد؟ که هر کس را نمیخواهد رد کند و بعد بگوید مردم به این افراد که من مشخص کردم رأی بدهید؟! [زیبا کلام؛ با جرثقیل هم نمیشود مردم را پای صندوق آورد]
زیبلاکلام سپس دامنه سوالات را به عرصه دانشگاه میکشاند. وی صحبت از «اسلامیسازی» در دانشگاه به میان میآورد. او به پیشینه این امر یعنی «انقلاب فرهنگی» ملایان اشاره میکند. سپس در پایان این بخش نتیجهیی میگیرد که قابل توجه است. دانشگاهی که به وجود آوردهاید «حتی یک برگ تجزیه و تحلیل صحیح» نمیتواند ارائه دهد! حتی در مسائل اولیه و ابتدایی جامعه ایران.
فقط شعار و شعار، بدون هیچ محتوایی
سپس زیباکلام موضوع را به محیطزیست بسط میدهد. ابتدا این گزاره را بر روی میز میگذارد. اگر در سطح جهانی در موضوع مذکور ردهبندی شود، ایران ملایان قطعا یکی از آخرین رتبهها را کسب خواهد کرد. وی چند نمونه را در این زمینه برمیشمارد که یا کاملا نابود شدهاند یا در آستانه نابودی قرار دارند. جنگلهای ایران، رودخانهها، دریاچهها، تالابها و… سپس نتیجه میگیرد محیطزیستی که قرار بود با «غرب و شرق» متفاوت باشد، چقدر فاجعهآفرین بوده است!
زیباکلام سپس را به موضوع احزاب و تشکلهای سیاسی در حاکمیت ملایان میکشاند. وی به اظهارات احمد وحیدی، وزیر کشور رئیسی که اخیرا ایراد شده اشاره میکند. وحیدی پیش از این گفته بود که «باید الگوی متناسب با جمهوری اسلامی در بحث احزاب ترسیم شود». زیباکلام این سخن را نیز زیر علامت سوال برده است.
وی مطرح ساخته این اظهارات، بازتولید همان ادبیات ۴۵ سال پیش ملایان است. بعد این سوال را طرح ساخته که چرا در این ۴۵ سال چنین کاری را نکردهاید؟! سپس زیباکلام به نتیجهگیری پیرامون اظهاراتش پرداخته که بسیار قابل توجه است. هر چند این اظهارات از سوی کسی ایراد میشود که سالیان خود نقشی در این بازی شوم داشته است.
وی در پایان اظهار میدارد این اظهارات «به غیر از کلیگویی و شعار هیچ محتوایی ندارد». «تمام چیزهایی که به اسم اسلامی عرضه شده، کلمات و عبارات زیبایی هست، اما هیچ محتوایی ندارد». «اینها فقط یک کلیشه و یک نوع بادکردن بادکنکها با پسوند اسلامی است». «فقط و فقط شعار داده میشود، بدون اینکه محتوایی داشته باشد». «اینها بازی با لغات است. ما میدانیم که بعد از ۴۵ سال دیگر معنا و مفهومی ندارد»!!!
«جمهوری اسلامی» پس از ۴۵ سال عملکرد، بینیاز از هر توضیح اضافی.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.