سپاه ج.ا ضعیف، و سپاه ارتش ایران تا حد زیادی قوی و قطعی، و اما ابرقدرت جهانی(؟!)، مرزها کاملا مصنوعی و کاملا واقعی اند، تکرارهای ملال‌آور نکات گفته از سالیان گذشته // برای همه کسانی خودشان میهن‌دوست بخردانه تا وطن‌پرست افراطی می‌دانند، خودتحقیری ج.ا برای امنیت مرزی و داخلی مردمان ایران به حد انحطط رسانده، که روزی بیاند مدعیان ایران‌گرایی تأسف بخورند برای عمل‌کرد، این‌که طرح زدن زدن سر افعی در تهران می‌شود و مواضع امثالهم (یعنی اشخاص شناس و ناشناس مختلف) برای حفظ جان و زیرساخت و کلا امنیت مردمان شد که کسانی فرصت‌طلب خواستند امیال ناگفته و ناخواسته‌شان در حمله نظامی به خاک ایران به گردن امثالهم به اندازد، این‌ها نتایج همان حکومت ۴۵ ساله فزایند رو به انحططا رژیم ج.ا است یعنی کسی خواهان حکومت است و درصدد جلب نظر مردم یا اجنبی برای برگیری قوه قهریه حتی شجاعت گردن‌گیری تصمیماتشان نیستند!، این همان درد همیشگی کشورهای مانند ایران است، مسئولیت‌گریزی حاکمان و کسانی می‌خواهند به حکومت برسند، امثالهم نه قصد حکومت داریم و نه علاقه و نه توان بخصوص از لحاظ شایستگی و روحیات و… و امثالهم فقط دنبال یک زندگی عای هستیم بر رعایت حقوق بشر در هر جای دنیا که باشیم، بسیاری دلایل مختلف مطرح می‌کنند، اینکه‌ بخشی بزرگی از قوای امنیتی و انتظامی و حتی بقی میلیتاریستی ج.ا مصروف اهداف نامعقول ایدئولوژیک شده است، برخی دارند بیشتر تمرکز می‌کنند به وقایع پارسال(۱۴۰۱) و قضیه حجاب و امر به معروف، اما چند دهه است بخصوص بعد از جنگ ۸ ساله، منتقدانی آن زمان معتقد به ج.ا بودند حتی داشتند می‌گفتند این تبدیل قوای مسلح به ابزار جناحی و سیاسی و دخالت در قوای مسلح اقتصاد، تبدیل بسیج و سپا به حزب پادگانی، دخالت نظامیان در امور بدون اصالت واقعی!، عرض خواهم دخالت نظامیان ایران در سیاست فاقد اصالت است یعنی چه(؟)، آن نتقدهاهای دل‌سوزانه تا آنهایی دغدغه میهنی و حتی ناسیونالیستی افراطی داشتند حمل بر دشمنی با نظام صرفا می‌کردند، نظام و رژیمی که همه چیز در خودش و حفظ خودش خلاصه کرده، مردمان و کشور ایران معادل بود و نبود خودش کرده است، و گویا دچار کوری ایدئولوژیک شده است(؟!)، که نمی‌خواهد قبول کند بخش اعظم انتقادها مردمان عادی تا من منتقد از مردم عادی، همگی از جنس بشردوستانه است، و دشمنی شخصی یا برای منافع شخصی و مزدوری بری فلان گروه سیاسی یا اجنبی نیست. مطالب نقل به این مضمون گفته:

  • وای بر آن کشور و مردمان و حکومتی که بجای اینکه حاکمان از مردم بترسند، مردم از حکومت بترسند!، یعنی چه؟، یعنی اینکه بجای اینکه مردم امنیت از بات حکومت احساس کنند، این حکومت است درصدد امنیت از سوی مردم برای خودش است، کارش انحطاط حکومت وقتی به نهیت قهرایی می‌کشد که بگیر و به بند و سرکوبش به منتقدان عادی و مردم عاد معرض کشانده و اما در برابر قلدرها از مفسدان دانه درشت داخلی یا متخاصمان اجنبی ضعف نشان می‌دهد!، حکومتی از مردم عادی و منتقد بترسد و زندان‌هایش پر کند و دار و شلاق و حبس بی‎پروا و بی‌حد و نامعقول به کسی از مردمان کشور بگستراند، عاقبت همین می‌شود، وقتی تحت تأثیر و شعار و هویت‌گرایی موهوماتی قرار بگیرد و با چشانی مهلک و مسموم فکری دیکتاتوری، عاقبت همین می‌شود.

اما دخالت نظامیان در امور سیاسی در ایران فاقد اصالت است، فعلا از باب مثبت یا منفی این دخالت بحث نمی‌کنم، بلکه اصالت دخالت نظامیان در سیاست می‌پردازم، دخالت نظامیان در امور سیاسی ایران فاقد اصالت است چون، توان تأثیر در رأس هرم قدرت ندار، نظامی مداخله با اصالت توان کودتای واقعی دارد مانند سایر کشورهایی گرفتار مداخله‌گری سیاسی هستند، اما مداخله سیاسی در واقع مزاحمت سیاسی است، سخن گفتن ریر و درشت نظامیان در امور سیاسی داخلی و خارجی، نتیجه تصمیم نظام ج.ا برای تبدیل کشور به پادگان سیاسی به سبک حزب کمونیستی بلوک شرق سابق است، در واقع سال‌هاست می‌گویند دخالت سیاسی امنیتی و نظامیان به سبک در واقع ب نفع حتی خود نظامیان نیتس، امنیتی و نظامی که نتواند کودتا کند و رزیم چنج کند و واضح یک رژیم دینی به رژیم سکولار تبدیل کند فاقد اصالت سیاسی است، پس همان بهتر فقط و فقط متمرکز شود بر کار نظامی‌گری که شغل اصلی اش است. هر چند شواهدی می‌گویند از بلوف بسیج چند میلیونی .. و اا در واقع حتی هند و روسیه و حتی چین هم نیازمند این شمار بیست میلیونی نیس و نه در توان لجستیکش، مگر همان گه گفته شدف نیت وقصد سیاسی کار و برساختن حزب پادگانی به سبک بسیا مبتذل و بیهوده بلوک شرقی، خوب فروپاشی بلوک شر  یکی  بسیار دلایل باطل بودن ای نوع تفکر پادگانی است!

  • این بساط آبروریزی و خودتحقیر ج.ا در قضیای سرکوب گروه‌های متهم به پان..ایسم و متهم به تروریستی، یک افتضاح است، میزان شوآف و نمایش‌گری امنیتی‌ها و نظامیان به مرحله خطرناکی رسیده که ممکن از کلا حتی قبل سقوط رژیم ج.ا، خود بساط امنتی و نظامیان فروپاشد!، چیزی هر کشور در هنگامه سقوط احتمالی (انقلاب از پایین) یا یک انقلاب از بالا در رژیم نیازمند آن است، امنیت و حفظ مرزها، از وظایف اصلی و اورجینال امنیتیان و نظامیان است، پس پول حرامشان می‌شود، اما افسوسا که این امنیتیان و نظامیان در فردای فروپاشی پهلوی (هنوز دارند از کالبد فروپاشیده پهلی به خیالشان لولو می‌سازند و گمان می‌کنند کلیت مردمان به اند و مانند فوبیای مصنوعی نسبی غلوشده جدایی‌طلبی) شده اند ملعمه دست سیاست‌بازان، نه شخصیت مناسب مانیتی و میلیتایستی دارند نه به شخصیت سیاسی رسیدند!، هر روز آبروریزی می‌کنند، وگرنه ضعف نظامی و امنیتی نیروهای مسلح و امینتی ایران این قدر هم برخی می‌گویند نیست، در واقع به ادازه ای بلوف می‌زند قوی نیست، این ضعف تا حد زیادی به دلایل گفته شده است. هدر دادن بودجه‌ها در امور غیر ضروری و در جهت امور سیاسی و مداخله‌گری در خارج، این تراژدی کل منطقه و نه فقط اسرائیل و غزه یکی از بدترین‌هایش است و برخی می‌گویند ته داستان تراژیک هفتم اکتبر و غزه، سقوط ج.ا است، اما ج.ا همچنان دار شوآف و بلوف می‌کند. واقعا درمغز این اقلیت کوچک چیست که گمان می‌کنند خدای آسمانی که گمان می‌کنند هست این‌ها هدیه تافته جدابافته از بقیه مردمان ایران و جهان دانسته و انگاری باورشان شده ژن برتر و نوری خدایی در کالبدشان دمیده و فاقد هیچ کمبود و اشتباهی اند!، و آنچه بعنوان اسم و رسم حکومت (ج.ا و ولایت فقیه و…) نظام ج.ا نامیده و حفظش اوجب واجبات گفته اند و هر چیز محترم (به تعبیر خودشان مقدس) به پای قربانی می‌کنند و برعکس چیزهایی دارای نسبی احترام هستند تبدیل به مقدس کرده اند (مانند هیمن قضای پارسال و حجب و تا حاکیت احکام مهلک و ناقض حقوق بشری و…)، ارز جمله اسم و رسم نظام (رژیم)، نظام فراتر ا اسم ورسم است، نظام یا رژیم واقعی یعنی پاسداری از مردمان و موجودیت یک کشور، تعریفی واقعی منطبق برحقیقت حقوقی و متعارف تاریخی، رژیم‌ها تا وقتی به حاکمیت و نظامندی هستند حتی به قیمت تغییر رئوس و بسیاری عوامل و تغییر اسم رسم (چه به صورت دموکراتیک و چه به صورت کودتا) باید حاکمیت میهنی مردمی (ملی) بر سراسر کشور و امینت و آزادی و حقوق بشر آن کشور حفظ کند. وقتی موجودیت مردمان و کشور نباشد و در آستانه سقوط مردمان کشور برای حفظ رژیم حاکم فدا شود، برخلاف اذهان کور ایدئولوژیک حاکمانش، خود رژیم اعم از رئوس و عواملش سقوط و فرومی‌پاشند.

هر چند دیگر امیدی چندان نیست اینها بفهمند چه می‌گویم، متأسفانه روزی می‌فمهند کار دیر شده و راه برگشت و جبران اشتباهات نیست. اگر امنیتان و نظامیان در ایران مداخله‌گر با اصالت بودنف حتی امروز می‌دانستند یا بیست کمک جدی کنند به تغیر اسم و رسم (رژیم چنج به قلی بعضی) از راه دموکراسی و رفراندوم- که بعید است فرصت داشته باشند- در بازه کم و این حجم گسترده آلودگی به ایدئولوژی آخودیسم و ایدئولوژی پان…ایسم از اسلامیسم تا قومیسم و غیره، و نه چندان امیدی به عرضه داشتنشان در یک شبه انقلابی و کودتای میهنی مردمی برای مهیا کردن شرایط استقرار سکولار دموکراسی.

  • پیش‌گویی کار چندان آسانی نیست و شاید اصلا درست نباشد، برخی تحلیل و برخی اصلاحات دیگر می‌گویند، با تمام طرح نظریات تئوری توطئه و اینکه برامدن حکومت‌های اسلامیستی در منطقه از برای هم‌زمان نفوذ بلوک شرق و کمونیزم و بوده بعلاوه عقب نگه داشتن کشوهای از توسعه و پیش‎‌رفت همه‌جانبه مادّی و معنوی و انسانی. دیر یا زود قریب به یقین این حکومت‌های الامی می‌روند، اما اثری می‌گذار در سرنوشت تمدن جهانی و بقیه نفوس (خطر نسل‌کشی و عقیم‌سازی) تا حذف کامل اسلام در نزد نسل‌های آینده، سخن صد سال دیگر است. دوصد سال دیگر شاید کار اسلام در خود زادگاهش تمام شود با ادامه این وضع اسلام‌گرایی سیاسی، مشکل از یک روی این است، آیا توهم اینان تا کجا یافته و صبر متخاصمان ضربه خورده از این رژیم‌ها اسلامی تا کجا است.

برخلاف ادعاهای مغرضان، نظر منتقدان از مردم معادی مانن من نوعیف تأثیر چندانی در تصمی به حمله نظامی یا ریم چنج از سوی اجانب ندارد، بلکه نتایج گسست کامل بین حکومت با اکثریت مردم نقش دارد و کارنامه اش در مزاحمت‌های بسیار برای کشورهای عمدتا سکولار جهان که دست بر قضا عمده قدر اقتصادی سیاسی و غیره دارند. کاری منتقدان می‌کنند بیان حقایق و توضیح این حقایق برای درک کسانی است که دچرا کوری ایدئولوژیک شده اند و نمی‌دانند دور و برشان چه خبر است. منتقد کارش بیان این حقایق است هر گاه حاکمان و از جمله نظامیان خودشان به نفهمی زده یا بر اثر کوری ایدئولوژیک دچار نفهمی مصنوعی شده اند، مقصر منتقد می‌دانند و نه خود و کارنامه چند دهه حکومتشان! اشتباهی دائما در حال تکرار در کشورهای عقب‌مانده!

هر چند رزو داشت این روزها مورد نقد و شماتت است، اما با آرزوی بخرد از سوی حاکمان و مردمان کشورهای ایران و همسایگانش برای صلح واقعی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر.

بدرود


 

چه کسانی از فروپاشی و تجزیه‌هراسی ایران بیشترین سود برده اند؟ طرف‌داران دیکتاتوری رژیم ج.ا؟و یا مدعیان استقرار حاکمیت سراسری سکولاردموکراسی؟ و یا جدایی‌طلبان حقیقی؟ https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat آرزو دارم این آخرین مطلبم باشد!، یعنی دیگر نه حالی خوشی دارم و نه حوصله، در این چند ساله امثالهم، تلاش کردیم ضمن ارتقای آگاهی و دانش خود، در جهت معنویات و اخلاق هم تعالی یابیم، اما فضای دنیای واقعی زندگی و فضای مجازی، متأسفانه در یک رقابت شدید مسابقه‌وار در جهت انحطاط می‌روند، انحطاط‌(تباهی)های همه‌جانبه! یعنی انحطاط تباهی در زمینه‌های زندگی شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، و حتی برخلاف انتظار همگان، در جهت انحطاط دانش‌آموزی!، مدتی است دارم از احتمال قریب به یقین بودن خطر سیستماتیک شدن(یا بودن) این انحطاط‌ها می‌گویم.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)