چرا در تمثیل، میگوییم انگاری اکثریت مردمان ایران شبیه زامبی و آدمخوارها شده اند؟! // هر کسی چندان با مردمان ایران وضع موجود آشنا نباشید و فی المثل بعنوان یک توریست (گردشگر) به کشور کنونی ایران سفر کند، با هدایت راهنماهای گردشگری- که طیعتا سعی میکنند قسمتهای جذاب و زیبا کشور نشان دهند- متوجه حقایق و واقعیتهای پشت پرده زندهمانی فلاکتبار مردمان ایران نمیشود، در عمل خواهد دید اکثریت قریب به اتفاق مردمان ایران در ظاهر شیک و مُدرن لباس میپوشند، در مناطق به اصلاح قومی برود، مردم محلی از باب پاسداشت فرهن’ گذشته، لباسهای محلی را میپوشند و از گردشگران با لبخند و خوشرویی با غذاهای محلی و برخی آداب و رسوم و موسیقی و جشنهای محلی پذیرایی میکنند ( تا این جای کار و تا حد نمایش برای توریستها نمایش دهند اشکالی ندارد و این را جوامع تمدن جهانی ا جمله غربی هم انجام میدهند، اما ای لباس و رسوم گذشته تبدیل به رایج روز و دت امل قومیتگرایی کنند و به درغ از لباس محلی مردمی از دوشه ای ا یاارن به لابس فُرم پانگرایی و ملیشای و تررویستی و …. کنند غیر قبل قبول اس و عملی ضد متمدنانه و متحجرانه و اترجاعی اس کاری متاسفانه سوءاستفادهگران پان…ایسم میکنند)، این یک چهره روتوشی و شیک و به ظاهر مُدرن است، اما این بخش کوچکی از حقایق و واقعیت آشکار است، وقتی در تمثیل میگوییم اکثریت مردمان ایران انگاری شبیه زامبی و ادمخوارا شده اند، بایست به عمق پشت پرده این ظاهرنماییها نگریست، مردمان ایران را فقط با همین مثال ذیل میتواند تشخیص داد در وضعیت بحرانی زندهماندنی در میان وحش هستند، با تاکید بر اینکه نگارنده معتقد است این وضعیت نه از روی دلخواه و خواست باطنی و فطری آنهاست و بلکه به اجبار و تحت چند دهه حاکمیت دیکتاتوری ج.ا که میتوان آن را یک سوپرحماس نامید، از این بابت که امروزه دنیا تمدن جهانی و از جمله کشورهی موسوم به غربی بهت و ملموستر درک میکنند، آن ضربات مهلکی غربیان از تروریسم خورده اند، ناشی عوامل متعدد است و بخشی اش برمیگرد به قصورات و اشتباهات عمدی و هوی خود کشورهای تمدن جهانی و از جمله غربیان در برخورد با این جریانهای تروریستی و عدم حمایت از مردمان عادی کشورهای تحت ستم تروریستهای پاناسلامی و سایر پانها از جمله پانقومیها:
– مثال نخست و بسیار ملموس این روزهای ایران، مثال وضعیت اقتصادی و گرانیهای عجیب است، منطق اقتصادی و روال کاری کسب و تجار میگوید، ارزش کالا رابطه مستقیمی به تبادلات نرخ ارزهای رایج بین المللی و پول واحد داخلی (ملی) دارد، اتفقا عجیب در یان چند ماهه افتاده، حکومت ج.ا نزدیک به یکسال است نرخ ارز ثبات نگه داشته، یعن حتی با تما دسایس محرز (برای اینجانب و دیگرانی شاید) به نظر میرسد بخشی مخالفان (و اپوزیسیون احتمالی؟) و مخالفان موجودیت کشور کنونی ایران و دشمنان احتمالی مردمان ایران بهوِیژه مردمی که در هسته مرکزی هستند گمان پانقومی عامل بدبختی شدن برگمانی و تخیلی آنهاست هستند (این هم از بدبختیهای مردمان ایران است همان مردم موسومبه فارس بیش از ۱۴۰۰ سال است عملا کاره ای در حکومتهای سراسری نبوده و بارها قبلا توضیح دادها و داده اند که داستان این رسمیت و کرابرد سراسری زبان فراسی چه بوده، اما همچنان مردمان اکثرا فقیر و نگونبخت موسوم به فارس تهمت ستم ملی را هم به دوش بکشند!)، به هر حال، در وضعیت ثبات نسبی ارز، در کنال تعجب مشاهده میشود نرخ کالاها، بهویژه کالهای موسوم به انساندوستانه و سایر کالاها و خدمات ضرویات اولیه مردمان عادی ایران که اکثرا فرودست و فقیر (از لحاظ اقتصادی) هستند، دائما و هر ماه چندبار افزایش مییابد!، بر امثالهم شک جدّی در واقعی بودن این دو مقوله داد، یا بازارهای ارز دروغ میگویند یا بازارهای کالاها(؟!)، تمامی بررسیهای کارشناسان و اشخاص مستقل آمار و ارقامی که منشر میکنند از گرانی متوسط به بلای ۱۰۰% کالاهای ضروی و بشردوستانه دارد، و میدانیم بخش عمده و شاید اکثر این کالاهای تولید داخلی و با استافده از انرژی و کارگر رزان ایران تهیه میشود، در حالی قیمت انرژی و کارگر در طول سال ثابت است و نرخ ارز ثابت بوده، پرسش بزرگ و مهم این است چرا ین نامعقول به ظاهر قیمت کالاها افزایش یافته است، این نوسانات شدید از برای چیست؟!
– در ظاهر منطق اقتصادی که قفل است در این ماجرا!، آیا فقط دلایل دسایس اجنبی و مخالفان ج.ا و باندهای مافیایی درون حکومت نقش دارند در این وضعیت عجیب و ضد انسانی؟! و یا نقش عمومی مردم هم مؤثر بوده است، این انحطاطهای همهجانبه و فروپاشی اخلاقیات و ترویج رذائل ضد بشردوستانه آیا مؤثر نبوده است؟، انحطط عمومی را سالهاست داریم میگویم و دیگرای گفت اند، طبق معلمو امثالهم که بنا بر علایق شخصی رویکرد مطالعهگر و جوینده حقایق داریم، اکتفا به دادههای حکومتی و مخالفان حکومتی نمیکنیم، در نگاه امثالهم این اتفاقات در پس چهر به ظاهر شیک و مُدرن مردمان ایران، یک چهره کریه زامبیگونه و آدمخواری و حتی با الفاظ و اصطلاح شاید بدتر لایقش باشند نهفته است!
– مردمان ایران عادت کرده اند به شنیدن تعریف و تمجدیدهای اهل سیاستبازی و اینکه حاکمان و پان…ایسمها از وجود ملتی باشکوه و عظمت و تاریخ سرشار از افتخار و تمدنی عالی و فرهنگ متعالی برخوردار بوده اند وبقیه مردمان جهان عمدتا ازآنها تقلید کرده و هنوز به سطح شعور و فرهنگ متعالی ایرانیان نرسیده اند! عجب!، و این عادت به تفاخر کذایی، موجب رخوت و سستی در تلاش در حفظ تعالیات و تلاش در توسعه بالندگی میود، وقتی دائما در گوش مردمان (ملت) بخوانند شما از قدیم تمدن بشکوه و فرهنگ عالی داشته اید و هماکنون مردمان (ملت) همان هستید، وج تنبیل آنها میشود، خودحقپنداری مطلقگرایی و اینکه عیبی مهم و خاصی ندارد و این دیگران هستند دارای عیب هستند، درنهیت همین میشود. حال از بد روزگار چند نسل (۴۵ سال) حاکمیتی سوپرحماسی پاناسلامیستی و به شدت پانعربپرست و دشمنی سیستماتیک با تنوع زیستی همنوعان بشری باشد که به طور سیستماتیک در حال ستیز با تنوع همنوعان بشری باشد، دائما در حال سرکوب بدیهات حقوق بشری و تبدیل این بدیهیات ب مطالبه حقوق بشری!، نهیت تبدیل شبهزامبی و شبهادمخوار شدن اکثریت شاید منجر گرددف گمانی نزدیک به درست بودن است. بحران اقتصادی زبان قابل فهم و ملموس است هنگامی مغزاستخوان زیستی عموم مردمان ضربات مهلک بر پیکر نحیف اکثریت رنجور فلاکتزده اقتصدی میزند، سقوط بشردوستی و همزیستی همنوعان.
وقتی که حاکمیت مدعی خدایی و دینی که قرنها القاء شده به مردمانش که خدایی مهربان و دینی کامل و بشردوستانه صلح استف چنین توحشی از نقض حققو بشر ز خود نشان میدهد و آن احکام راسئل آخوندها مراجع را نه بعنوان انتخاب (لااکره فی الدین؟!)، بلک احکام حکومتی اند که به اسم قانون باید مردمان اجرا کنند، حاکمان و شارعان حتی میتوان تا درون خانه و زندگی خصوصی و زیر لحاف روابط جنسی و تا درون مسترح و ماتحت مدمان سرک کشیده و برای انجام این امور حکم و قانون وضع کنند، چرا که در نظر و فکر آخوند مرتجع و مفتخور بایس دین کامل باشد آن کتابی که منسوب اس به پیامبرشان را شاید بیش از هزار برابر حجیمتر کنند و چنان از دین یک پیکره ستبر و ولناک بسانزد که برای فراگرفتن آنها سخن و هم چرند و خرافات بایست کراناس تشخیص حدیث و روایت جعلی از حقیقی داشته باشد! و انتظار دارند مردمان عادی ک حال و حوصله و زمان کافی رسیدن به امورات شخصیه نداند برای تشخیص حقانیت مدعیان این دین کاملف آن انبوه کتاب و راسئل دیین بخوانند، که اگر چنیدن قرن عمر داشته باشند بعی است موفق با خوانش و درک وقبل این حجم عظیم از سخنان اندک درست و احتمالا بیشتر چرند و خیالبافی و موهومات و خرافات نباشند!
-پس این همه حرص و آز، طمع و اشتهای سیریناپذیر برای ثروتاندوزی از راه حرام حلال و کثافتکاریهای کاسبی و تجارت و تا پلشتی در تولید در چیست؟
آیا وجود این همه کالاهای تقلبی و بنجل، کمکیفیت (به نوعی کمفروشی است) اینها همه حاصل دسایس حکومت و ضد حکومتیها است؟، به نظر نه!، انحطاط (تباهی) هنگامی تبدیل به جریانی عمومی شود، سقوط احتمال قری به یقین اکثر مردمان منجر خواهد شد. و این چیز جدیدی نیست، وقع بحران اقتصادی مشهور به بیری هلندی در همان غرب شاهد این مدعا است، انحطاط(از تباهی تا فروپاشی) همهجانبه وقتی در میان مردمان (ملت) یک کشور رایج شود، چنین میشود.
– امثالهم هیچ تعصبی بر روی هیچ فرم و محتوا (اسم و رسم) فرمانرَوایی ندارم، هماطور که از اسم “فرمانرَوایی” بر اسا نص صریح و قابل فهم زبان فارسی است، ساختارش (فرمان+رَوایی) یعنی رواداری است، فرمان حاکم وقتی رَوا است که از نظر منزق و عقل جمعی قابل قبول باشد، این همان چیزی است- که اکنون و فعلا و تا ظهور جایگزین و آلترناتیو بهتر- بدان “سکولاردموکراسی” میگویم. دلیل اصلی اینکه ترجیح میدهم بجای معادل فارسی (با وجودی امکان پیشنهاد معادل است) کاربر خود کلمه و اصطلاح سکولاردموکراسی (دموکراسی سکولار)، اقدامت مخرب و تباه کننده ضد مفاهیم عامدانه و سیستماتیک رزیم ج.ا است، این رژیم که منبع مشورعیتش از دین گرفته، اکنون ردوس و عواملش بر حاکیمت قدرت وثرت و منافع موقعیتی اش تکیه زده و اشمک حرص و طمعشان بر آن گشترانیده اند تماس سعیشان کرده اند در این چند نسل سوزانده (۴۵ سال) این مفاهیم از معنا حقیقی و واقعیشان تهی کنند، دیگر شک نباید دشات که عامدا در جهت دروغپراکنی واژگان چون لیبرال و سکولار را خواسته اند تبدیل به فحش و ناسزا و یک تابو و یک جرم به انگارند!
حال که کار حکومت به انحطاط کامل رسیده و سراشیب سقوط است و دشمنان ودساخته اش بر اثر ظلم و جنای و فسادش دور تا دورش گفته اند، در اندک فصت باز اصررا و لجاجت بر بر این اریمن و ضد بشری بودنش دارد، چراه چیست؟، پیشنهاد خوداصلاحی و یک اقنال از بالا (بههر بهانه و شوآفی حتی با نمایش یک کودتا یاشبه انقلاب) خودش از شر این ایدئلوژی شکسته خورده به معنای مطلق کلم (الامگرای و حکومت اسلانی) رها کند و تا اندک فرصت اس بجای تکرار نمایش و شوآفها بیهوده و تداوم این فزاینده انحطاط، مانند برگزاری انتخبات مجلس و خبرگان و غیره، یا نمادها و هنجارهای دیکتاتوری خود برکشد پایین و یا اگر هنوز در مغزهای پیران و شبه فسیلان اندک عقلی باقیمانده، خود دست به کار شوند و با کناره گیری و دادن حاکمیت به چند معتمد اجازه دهند کشو ربه سمت گذار به سکولار دموکراسی برود، این گذار وقتی واقعی است که عملا اجازه به مشارکت اپوزیسیون واقعی و مخالفان داده شود. بجای خرابکاری بیشتر مانند تشدید اختلافات نژادپرستانه و قومگراینه و دشمنی بین عقاید، اجازه برقراری سریع گذار به حاکمیت فرمانروایی دموکراسی سکولار دهد، ای کار لاقل احتمال قریب به یقین، میتوان ضمن جلوگیری از کشتار خود و دیگران، جلوی خسارت به زیرساخت داغون و به شدت تبعیضمیز بیگرد، اجازه دهد منابع عادلانه بین همه مردم توزیع شود. ان هم مال مصادیقی که ظلم و جنایت وفساد برشماردیم در مطلبالب قبل، زُدایش شود از جسم ورح این مردمان نگونبخت.
اما این پیشنهاد احتمالش کم است توسط ای سفاکان و حرامیمغزان تنِ لَش آلوده به پرواری از تغذیه از راه حرام و ظلم و جنایت وفساد خودخواسته انجام شود، پس برساختن آلترناتیو قدرتمند از مخالف ضرروی است، این امر حتمی و باید منقطی است اگر مخالفان اعم داخلی و خارجی و حتی همان پان…ایسمها (که کارسان اشتبه است) چر ندارد از اتحاد و همبستگی کامل.
پیشنهاد ب دو جریان مهم و احتمالا عمده ب توان عملیاتی یعنی جریان سازمان مجادین خلق و جناح پهلویگریان، که آنها دعوت به سکولاردموگراسی کرده و خوداصلاحی فوری کنند. هم اسم و در رسم خود. فرصت اندک است، این فرصت گشوده شده بر اثر ضربات مهلک تروریسم آوندی در تهران و نیابتیها و هممسلکشان تا ابد گشوده نیست، بایست به سرعت ائتلاف بزرگ تشکیل شود. منطق تاریخ میگوید تکرر لوییجرگه شبیه کاری افغانستانی کرده اند الزامی است، هر چند اشتاهات افغانسانی تکرار نکنند در فردای بعد ز پیروزی، اشتابات افغانستانی بسیار بوده است، تعصبات قومی و جداییطلبی و از یک سو اصرا بر اسلامگرایی و تقلید اشتباهات آنها از نام و رسم جمهوری اسلامی در ایران! افغانستانی همان روز اولی که نام حکومتشان جمهوری اسلامی گذاشند، امثالهم گفتم آی!، که چه اشتابهی کردن در انتخاب راه! آی!، که چه فرصتی سوزاندند، بیست سال فرصتی حضور حمایتی غربیان دو هزار مسیارد هزینه چگونه بر باد دادند و دوباره طالبان با پول و یا خاست خانخانی قومی و اسلامی پذیرا شدند، همان خطری در ایران است و خانخانی و قبیلهگرایی عقبماند ای در زیر پوست به ظاهر شیک و مُدرن امروز مردمان ایران وحود داردو چون بیای مسری ممکن است تسری یابد! پانقومی و پان دینی و این اصلطحاتی ذیل پان..ایسم گفته میشود هکان بلایی است که در افغانستان در فردای سقوط نجیب و برامدن مجاهدین ضد شوروی رخ داد. این اتابهات تکرار نبایست بشود و به چرخه باطل جهل و ظلم و جنایت و فساد پایان دهند.
بدرود
!
دستهبندیها: اجتماعی, اقتصادی, اقلیتها, اندیشه, ایران, ایران و جوانانش, جامعه مدنی, حقوق بشر, سیاسی, علمی, فرهنگ, فنآوری و اینترنت, محیط زیست, میراث فرهنگی, کارگری
برچسبها: آنگاه، اباطیل، ازدواج، اهریمنی، بهترین، تبعیض، جنگ، جنگ اباطیل، حقوقی عقیدتی، خَرامیده، داناترین، دشمن، دنیا دار مکافات، دوستانش، راه، شاه لُخت، صلح حقیان، عذاب، فقه پویای شیعه، ناآگاه، نابودی | ادامه عمردهی به رژیم ج.ا در ایران | جنایات تروریستی | جنگ اباطیل | خطر و هشدار | رژیم ج.ا و شرکایش | سوءاستفاده از اماکن آیینی بعنوان محل نظامیگری
بدرود
چه کسانی از فروپاشی و تجزیههراسی ایران بیشترین سود برده اند؟ طرفداران دیکتاتوری رژیم ج.ا؟و یا مدعیان استقرار حاکمیت سراسری سکولاردموکراسی؟ و یا جداییطلبان حقیقی؟ https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat آرزو دارم این آخرین مطلبم باشد!، یعنی دیگر نه حالی خوشی دارم و نه حوصله، در این چند ساله امثالهم، تلاش کردیم ضمن ارتقای آگاهی و دانش خود، در جهت معنویات و اخلاق هم تعالی یابیم، اما فضای دنیای واقعی زندگی و فضای مجازی، متأسفانه در یک رقابت شدید مسابقهوار در جهت انحطاط میروند، انحطاط(تباهی)های همهجانبه! یعنی انحطاط تباهی در زمینههای زندگی شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، و حتی برخلاف انتظار همگان، در جهت انحطاط دانشآموزی!، مدتی است دارم از احتمال قریب به یقین بودن خطر سیستماتیک شدن(یا بودن) این انحطاطها میگویم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.