• پروژه های انحراف آب کارون طبق قوانین بین المللی در راستای ژنوساید قومی تعریف می شود و قبل پیگرد در سازمان های بین المللی است. استمرار جریان آب در کارون و سایر رودخانه های اقلیم اهواز به مثابه سند زندگی و حق حیات است. هر حادثه ای که باعث توقف جریان آب رودخانه های کارون، کرخه، دز و جراحی شود مساوی با سلب حق حیات از ساکنان اصلی است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۷ آبان ۱٣۹۲ –  ۲۹ اکتبر ۲۰۱٣

استمرار اجرای طرح های انحراف آب در بالادست کارون، کرخه، دز و جراحی و اجرای طرح هایی دیگر که در برگیرنده گسیل جمعیت غیر بومی به مناطق عرب نشین است، گویای این واقعیت است که دولت جمهوری اسلامی همسان رژیم های سابق برنامه تغییر بافت جمعیتی در مناطق غیر فارس را با دقت ادامه می دهد.
در ادامه همین نوشته به طرح های مختلف جمهوری اسلامی که ساکنان اصلی اقلیم اهواز را هدف قرار داده و به ورطه نابودی اجتماعی سوق می دهد، اشاره خواهم کرد، و پس از آن به موضوع انحراف آب کارون خواهم پرداخت.
تراکم بسیار محسوس توسعه آموزشی، صنعتی، خدماتی، رفاهی و… در مناطق مرکزی ایران ومحرومیت مناطق پیرامونی، این فرضیه را ثابت می کند که جمهوری اسلامی، مناطق پیرامونی را به عنوان یک تهدید قلمداد کرده و در بسیاری از برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی آنها را کنار نهاده است.
برای مثال در این زمینه جمهوری اسلامی یک مصوبه امنیتی دارد که طبق آن مصوبه سرمایه گذاری اقتصادی در مناطق عرب نشین ممنوع است. هر چند محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین ایران در سخنانی در شهر حویزه گفت که دولت متبوعش آن مصوبه را لغو کرد، اما سخن ایشان زمانی بوده که از عمر مصوبه یاد شده بیش از بیست سال گذشته بود. همچنین با قبول ادعای احمدی نژاد مبنی بر لغو مصوبه یاد شده، اما هنوز هیچ نشانه ای از تغییر در روند سرمایه گذاری در مناطق عرب نشین دیده نمی شود.
از جمله بازتاب های آن مصوبه و مصوبه های مشابه زمین گیر شدن مناطق عرب نشین در سایر ابعاد اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی و… است.
در ادامه طرح های تغییر بافت جمعیتی بایستی به سلب زمین های کشاورزی ساکنان اصلی و اجرای طرح های غیر اقتصادی توسعه نیشکر اشاره کرد.
برای اثبات غیر اقتصادی و سیاسی بودن طرح های توسعه نیشکر کافی است به تحقیقی که شرکت نیشکر هفت تپه انجام داده نگاهی بیندازیم؛
بنا بر تحقیقات شرکت کشت وصنعت نیشکرهفت تپه، تولید هر یک کیلوگرم شکر، به بیش از ۲۴۲۰ لیتر آب نیاز دارد. این امر نشان می دهد که بهای آب پرداختی برای تولید یک کیلوگرم شکر جای هیچگونه سود آوری برای طرح های توسعه نیشکر نمی گذارد.
این تحقیق به خوبی نشان می دهد که موضوع اصلی و فلسلفه اجرای طرح یاد شده تامین شکر و یا ایجاد شغل برای ساکنان اصلی که زمین های آنها مصادره شد نبوده و نیست.
فلسفه اصلی طرح های توسعه نیشکر؛ سلب زمین های کشاورزی ساکنان اصلی منطقه، ایجاد شغل و اسکان نیروهای غیر بومی در مناطق عرب نشین در راستای طرح تغییر بافت جمعیتی است.
در ادامه طرح تغییر بافت جممعیتی، ناظران به یاد دارند که محمد علی ابطحی [رئیس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری] نیز با ارسال نامه ای به سازمان مدیریت و برنامه ریزی از مسئولان مربوطه [طبق هماهنگی های قبلی] خواسته بود که نسبت به تغییر بافت جمعیتی مناطق عرب نشین در یک بازه زمانی مشخص اقدام شود.
محمد علی ابطحی پس از آغاز تظاهرات مردم عرب موسوم به انتفاضه ۱۵ آوریل ۲۰۰۵، درباره نامه یاد شده، همه چیز گفت، اما به هیچ وجه نامه یاد شده را تکذیب نکرد. اکنون نیز سیاست های تغییر بافت جمعیتی مناطق عرب نشین با سرعت و شدت ادامه دارد.
چنین نیز در پیشبرد سیاست های آسیمیلاسیون و پاکسازی نژادی، غلامعلی رشید رئیس کنونی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در سال های گذشته طی نامه ای به عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت های رفسنجانی و خاتمی از او خوسته بود؛ زمین های کشاورزی کشاورزان عرب را از آنان سلب و بنا به گفته ایشان آن زمین ها را به مردم و شرق استان واگذار نمایند.
در این میان اوامر غلامعلی رشید اجرا شد و وزارت کشاورزی با همکاری سازمان منابع طبیعی و دیگر ارگانها شرکت هایی تحت عنوان” تعاونی ایثارگران” تشکیل دادند و صدها هزار هکتار از زمین های زراعی کشاورزان عرب را سلب کردند.
در ادامه طرح های یاد شده، اکنون نیز دولت جمهوری اسلامی با خشکاندن مناطق هور العظیم در غرب خفاجیه، بسیتین و حویزه (دشت میسان) اقدام به حفاری و کاوش نفت کرده است. در عملیات خشکاندن هور العظیم دهها روستای مناطق هور زندگی خود را از دست داده و راهی حاشیه شهرها شدند. در این میان جمع بزرگی از کارگران غیر بومی به منطقه اعزام شده و جای ساکنان اصلی در منطقه را پر کردند.
دهها طرح کوچک و بزرگ که در برگیرنده ژنوساید قومی است در زمان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب اجرا شده و هنوز جنین برنامه هایی با هزینه های هنگفت ادامه دارند.
پس از بر شمردن طرح های یاد شده و عزم دولت ایران برای اجرای چندین طرح دیگر در راستای تحقق اهداف خود در مورد تغییر بافت جمعیتی، به عملیات انحراف آب کارون به سوی مناطق مرکزی ایران می رسیم.
ادعاهای واهی و تهی از هرگونه پایه های علمی درباره دبی آب کارون نشان می دهد که دولت ایران فقط به موضوع انتقال سایر ثروت ها و مهمتر از همه انحراف آب کارون به مناطق مرکزی می اندیشد. از سوی دیگر تحقیقات سازمان ها و شرکت های تابعه بخش کشاورزی رژیم ادعاهای یاد شده مبنی بر اضافه بودن آب کارون را به کلی رد می کند.
هفت طرح توسعه کشت نیشکر در شمال و جنوب اهواز با کاشت قلمه های نیشکر در دهها هزار هکتار زمین کشاورزی، سالانه درحدود سه میلیارد مترمکعب آب مصرف می کنند. این میزان آب در حدود ۳۵ درصد آورد سالانه رودخانه کارون است.
درپژوهشی که توسط شرکت کشت وصنعت نیشکر میرزا کوچک خان صورت گرفته، گزارش شده است که به طور متوسط سالانه در هرهکتار درحدود ۳۸ هزار مترمکعب آب برای نیشکر مصرف می شود. ازطرف دیگر عباس بذرافکن مدیرعامل توسعه نیشکر وصنایع جانبی می گوید: سطح زیر کشت نیشکر با افتتاح طرح های فارابی و دهخدا به ۷۰ هزار هکتار رسیده است. برخی دیگر از مسئولان استانی سطح زیر کشت را تا ۹۰ هزار هکتار نیز اعلام کرده اند.
یک محاسبه ساده نشان می دهد که سالانه رقمی معادل دومیلیارد و هفتصد میلیون تا سه میلیارد و چهارصد میلیون متر مکعب آب صرف طرح های توسعه نیشکر می شود.
براساس همین پژوهش راندمان استفاده ازآب درمزارع نیشکر کمتر از ۶۰ درصد رقم یاده شده بالا است ومابقی آب یعنی سالانه درحدود یک میلیارد مترمکعب آب در سیستم آبیاری مزارع نیشکر پس از آمیزش با انواع سم و مواد شیمیایی هدر می رود.
ده مجموعه توسعه نیشکر درقالب هفت واحد با نام های کشت وصنعت صنعت فارابی، دعبل خزاعی، سلمان فارسی ، امیرکبیر و میرزاکوچک خان در جنوب اهواز، کشت و صنعت های دهخدا و خمینی در شمال اهواز و کشت و صنعت های میان آب، هفت تپه و کارون واقع شده بین شهرهای شوشتر و شوش دانیال با کشت هزاران هکتار نیشکر ضربه های جبران ناپذیری به محیط زیست منطقه وارد کردند.
طرح های کشت نیشکر سالانه میلیونها مترمکعب پساب های سمی و در عین حال بسیار شور وارد رودخانه های دز و کارون می کنند. حجم کل سالانه پساب‌های کشاورزی دومیلیارد و صد و بیست میلیون متر مکعب است که بیشترین بخش آن مربوط به مزارع نیشکر می شود.
این پساب ها به تنهایی حدود ۸۴ درصد حجم پساب‌های ورودی به کارون را شامل می‌شود. به علاوه این پساب ها با تخلیه روزانه ۸۵۴۱ تن نمک و املاح معدنی بیشترین سهم و نقش را در افزایش شوری منابع آب کارون به عهده دارند.
به عبارتی دیگر حدود ۷۸ درصد نمک و املاح معدنی از کل بار آلودگی معدنی که به رودخانه وارد می گردد توسط زهکش‌های شبکه‌های آبیاری و زهکشی است.
شایان ذکر است که کشت قلمه های نیشکر ازسوی سازمان های طرفدار محیط زیست بعنوان یکی از عوامل اساسی خشک شدن زمین معرفی شده است.
پس از عبور از عدم توجه به توسعه، ضربه کمر شکن طرح توسعه نیشکر به اکولوژی و محیط زیست و استمرار طرح های مهندسی شده برای تغییر بافت جمیعتی در مناطق عرب نشین به بحران کنونی رودخانه کارون می رسیم.
گفته می شود که از زمان استقلال دولت مشعشعیان به پایتختی حویزه یعنی معاصر با دوره صفویان، دولت صفویه که پایتخت آن اصفهان بوده، سعی داشته، آب کارون را از سرشاخه های آن در کوهستان زاگرس به سوی اصفهان منحرف سازد. در همین راستا از آن زمان تاکنون طرح های مختلفی بر بالا دست رودخانه و سر شاخه های کارون ایجاد شد. از جمله آن طرح ها گسترش مرز استان اصفهان به سوی کوهستان زاگرس و نزدیک شدن به منابع اصلی آب برای تحت کنترل گرفتن آن منابع است.
برای تبیین موضوع بحران رودخانه کارون به صورت آماری نیز باید گفت؛ بنا به آمار شرکت مدیریت منابع آب ایران تاکنون بیش از چهل سد و تونل برای انحراف آب برروی سرچمشه رودخانه های کارون، کرخه، جراحی و دز تاسیس شده اند.
همچنین براین حوزه های آبریز بیش از ۳۶ سد دردست ساخت است. ۱۴۰ سد نیز دردست مطالعه هستند. شمار زیادی از آن سدها مراحل پایانی مطالعه و بررسی را سپری می کنند.
مهمترین آن سدها و تونل ها آن دسته هستند که سالانه بیش از یک میلیارد ونیم مترمکعب آب را به فلات مرکزی ایران منتقل می کنند.
شرکت مدیریت منابع آب ایران وضعیت و تعداد سدهای حوزه آبریز جلگه اهواز را چنین اعلام کرده است؛
حوزه کارون بزرگ ۲۵ سد، حوزه کرخه ۷ سد و حوزه جراحی ۸ سد.
شمار سدهای دردست ساخت:
حوزه کارون بزرگ ۱۹ سد، حوزه کرخه ۱۲ سد و حوزه جراحی ۵ سد.
شمار سدهای دردست مطالعه:
حوزه کارون بزرگ ۶۷ سد، حوزه کرخه ۴۴ سد و حوزه جراحی ۲۹ سد.
هر چند برخی از سدهای یاد شده به عنوان سد تنظیمی قلمداد می شوند، اما به عقیده کارشناسان تراکم بیش از اندازه سدها در تمام طول رودخانه های یاد شده باعث ایجاد مشکلات عمده در اکولوژی و محیط زیست منطقه خواهد شد.
اکنون نیز طرح بهشت‌آباد برای انتقال آب از چهار محال و بختیاری به اصفهان شامل یک طرح بزرگ احداث تونل ۶۵ کیلومتری است. این تونل با ظرفیت سالانه یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون مترمکعب، آب را به فلات مرکزی ایران منتقل می‌کند.
با اجرای طرح بهشت ‌آباد، آب صنعتی و کشاورزی اصفهان، یزد و کرمان تا دهه ها سال آینده تامین می‌شود این در حالی است که بسیاری از مناطق جنوب غرب از بی آبی یا کم آبی رنج می‌برند و مردم جنوب حتی با کمبود آب شرب مواجه هستند.
تنها کار کارشناسی انجام شده روی طرح بهشت آباد، برشمردن منافع طرح مورد نظر برای استان اصفهان و دیگر مناطق مرکزی است و به سایر نیازهای حوزه‌های پایین دست توجهی نشده ‌است. معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست در این مورد به غیر کارشناسی بودن بسیاری از طرح های سد سازی و انحراف آب اذعان کرد.
از سوی دیگر جمهوری اسلامی با گماردن نیروهای نژادگرا و غیر بومی در مسئولیت های استانی و شهرستانی مناطق عرب نشین، سعی دارد با سرعت بیشتری پروژهای یاد شده را تکمیل کند.
عملکرد های مهندسی شده دولت ایران امروزه در منطقه باعث نابودی محیط زیست شده است. شاید با اندکی تسامح بتوان گفت که اقلیم اهواز به مثابه یک “کارگاه اقتصادی” برای دولت ایران است و نمی توان شمه ای از زندگی را در آنجا جستجو کرد.
پروژه های انحراف آب کارون طبق قوانین بین المللی در راستای ژنوساید قومی تعریف می شود و قبل پیگرد در سازمان های بین المللی است.
استمرار جریان آب در کارون و سایر رودخانه های اقلیم اهواز به مثابه سند زندگی و حق حیات است. هر حادثه ای که باعث توقف جریان آب رودخانه های کارون، کرخه، دز و جراحی شود مساوی با سلب حق حیات از ساکنان اصلی است.

* نـوری حـمــزه – روزنامه نگار و فعال حقوق بشر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)