وضعیت وخیم اشتغال در دولت رئیسی

بر خلاف تبلیغات دولت رئیسی، گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان از وضعیت وخیم اشتغال در ایران دارد.

آمار و اعداد دروغ نمی‌گویند. در ورای شعارهای سیاسی و تبلیغاتی عمل می‌کنند. فراتر از آن زیر پوست شهر نمایانند. نیازی به بزرگنمایی ندارند. هرچند مورد دستکاری و مهندسی قرار گیرند. صحبت از وضعیت اشتغال در حاکمیت ملایان است. خشت از ابتدای روی کار آمدن دولت رئیسی، کج گذاشته شد. حال نیز قطعا تا ثریا نیز کج می‌رود.

ابراهیم رئیسی در تبلیغات خود وعده می‌داد که در ۴ سال،‌ ۴ میلیون شغل ایجاد خواهد کرد. حدود ۲.۵ سال از عمر دولت رئیسی می‌گذرد. اما ارقام، تبلیغات واهی رئیسی و شرکاء را نمایان ساخته است. البته رئیسی و کارگزارانش همچنین به تبلیغات خود ادامه می‌دهند.

اما فارغ از ماهیت امر، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی را منتشر کرده است که بنیان تبلیغات دولت را ویران می‌سازد. یعنی این گزارشات در بستر جنگ بین مجلس و دولت قابل تعبیر است. اما داده‌های آن را نمی‌توان به دیده‌ی انکار نگریست.

مرکز پژوهش‌‌های مجلس در گزارش خود اعلام داشته است که با رشد اقتصادی کنونی، نمی‌توان انتظار افزایش اشتغال را داشت. این گزارش ۳ مولفه‌ را مورد بررسی قرار داده است. «افزایش نسبت کارکنان مستقل شاغل»، «افزایش سهم اشتغال در بخش خدمات» و «رشد جابجایی شغلی میان بخش‌های اقتصادی». بر اساس این گزارش برای سال ۴۰۳، رشد اقتصادی ۳.۱ درصدی پیش‌بینی شده است.

وضعیت وخیم اشتغال و داعیه تک‌رقمی شدن نرخ تورم!

فارغ از این که این رشد قابل تحقق باشد یا نه، اما حاوی نکات قابل توجهی است. در همین حال، مرکز آمار ایران اخیرا، در اقدامی تعجب‌برانگیز، از تک‌رقمی‌شدن نرخ بیکاری در کشور سخن به میان رانده است. مرکز آمار اعلام داشته بازار کار در دوران پساکرونا تا حدودی احیاء شده و تعداد شاغلان افزایش داشته است. اما مرکز پژوهش‌های مجلس اعتقاد دارد که چنین شغل‌هایی بی‌کیفیت می‌باشد.

مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام می‌دارد که پساکرونا شغل‌های مربوط به بخش خدمات افزایش داشته است. در بخش رشد اقتصادی نیز استدلال شده که این رشد ناشی از استفاده از ظرفیت‌های خالی اقتصادی در بخش نفت و برخی صنایع می‌باشد. گزارش استدلال می‌کند با توجه به فقدان تشکیل سرمایه ثابت، نمی‌‌توان رشدهای اقتصادی بالا را انتظار داشت. [از یک میلیون شغل تا یک میلیون دروغ!]

یکی از استدلال‌ها، افزایش کارکنان مستقل است و شغل‌هایی که خارج از حیطه سرمایه‌گذاری دولت ایجاد شده است. دلیل آورده شده که این مشاغل ویژگی‌های شغل‌های پایدار را ندارد. درآمد ناکافی، ساعات کاری غیرمعمول از جمله این ویژگی‌ها می‌باشند.

از دیگر استدلال‌های مرکز پژوهش‌های مجلس، افول اشتغال در بخش صنعتی و گسترش مشاغل خدماتی می‌‌باشد. شغل‌هایی مانند مشغول‌بودن در خدمات تاکسیرانی یا اشتغال به صورت کارکنان مستقل. این شغل‌ها به نسبت شغل‌های پایدار، تولید ارزش افزوده کمتری می‌کند. در سال‌های اخیر میزان مشاغل خدماتی به نسبت بخش صنایع و کشاورزی به سرعت گسترش داشته است.

حیله حاکمیت با حذف بخشی از آمار اشتغال ناقص

امری که حکایت‌گر کاهش کیفیت شغلی می‌باشد. حال اگر افزایش شغل‌های خدماتی ناشی از بزرگتر‌شدن کیک اقتصاد باشد سخنی نیست. اما آمار و شواهد در حاکمیت ملایان در سال‌‌های اخیر هرگز موید چنین امری نیستند. دلیل بیشتر به سوی صنعتی‌زدایی در ایران در سال‌های اخیر برمی‌گردد. یعنی عدم سرمایه‌گذاری و ایجاد شغل پایدار در بخش صنعت و مولد‌ها.

به نحوی که این شغل‌ها که اشتغال ناقص نیز خوانده می‌شود در سالیان اخیر رشد چشمگیری در ایران داشته است. آمارها حاکی از رشد ۲تا ۲.۵ میلیون نفری در شغل‌های ناقص یا بی‌کیفیت حکایت می‌کند. این آمار مربوط به بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ می‌باشد. از سوی دیگر حاکمیت ملایان از سال ۱۳۹۸، حداقل سن کار را از ۱۰ به ۱۵ سال تغییر داد.

این امر به منزله‌ حذف بسیاری از کسانی شد که در سن پایین‌تر از ۱۵ مشغول به کار بودند. به عبارت دیگر با این تغییر عملا بخش عمده‌یی از کسانی که دارای شغل‌های ناقص بودند از رویه آمار و آمارگیری حذف شدند. حذف صورت مسئله به جای حل مسئله که به نظر می‌رسد شگرد خاص ملایان می‌باشد. یعنی کودکان و نوجوانان زیر ۱۵ سال شاغل، دیگر اصلا جزء آمار محسوب نمی‌شوند.

به بیان دیگر با این شگرد سهم اشتغال ناقص در حاکمیت روند کاهشی داشته است. این امر را دولت رئیسی، به حساب افزایش مشاغل مفید و مولد منظور می‌دارند و به بیانی اشتغال‌نمایی می‌کنند. در حالی که در اصل ماجرا نه تنها توفیری ایجاد نشده بلکه وضعیت مشاغل به مراتب بدتر نیز شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)