درد تحریم انتخابات و چارهجویی رئیسی ـ اصلاحطلبان
با نزدیکشدن به موسم نمایش انتخابات مجلس ملایان، جناحین حاکمیت گرد هم آمدند تا چارهی برای تحریم گستردهی انتخابات پیشرویشان بیندیشند.
نمایش انتخابات مجلس ملایان در پیش است. معادله دارای مجهولی نیست. بهتر است بگوییم هیچ مجهولی در این معادله وجود ندارد. تمامی دادهها معلوم هستند. محاسبات آن نیز از پیش انجام شده است. اکنون فقط مراحل اجرای محاسبات و معلومات است.
در این هیچ شکی نیست که بزرگترین تحریم نمایش انتخاباتی، در اسفند رقم خواهد خورد. این را مجلس ۹۸ و ریاستجمهوری ۴۰۰ از پیش تضمین کرده است. یعنی آن چه به جبهه مردم ایران برمیگردد، پاسخ، تحریم گسترده نمایش انتخابات ملایان با هر اسم و عنوان است.
۴.۵ دهه فرصت کافی به مردم ایران داده است تا ایمان بیاورند که انتخاباتی در حاکمیت ملایان در کار نیست. هر چه هست نمایشی برای تزئین ویترین ملایان و خرید مشروعیت سیاسی برای آنان است. [مهدی نصیری: انتخابات ویترین آرایی برای نظام استبدادی است!]
پس در جبهه مردم ایران، همه مولفهها معلوم هستند. در آن سوی جبهه نیز وضعیت به همین منوال است. گر چه در ظاهر امر، تظاهر به چیز دیگری کنند. صحبت از جبهه ملایان است. با تمام دستهبندیهای درونی آن و در مقیاس کلی جناحین حاکمیت. البت هر دو در یک اردو به سر میبرند. اصلاحطلبان قلابی و اصولگرایان ارتجاعی.
خالصسازی و پایان دوران اصلاحطلبان
در جبهه آنان نیز معادله معلوم است و مجهولی در کار نیست. دوران سوپاپ اطمینانی قلابیون به سر آمد. مجلس سال ۹۸ شروع بود و ریاست جمهوری ۴۰۰ میخ پایانی بر تابوت کوبیده شد.
در نمایش ۴۰۲ مجلس، از ابتدا معلوم بود که «خالصسازی» در دستور کار است. هیچ مهرهیی از جناح مغلوب این توهم را نداشت و ندارد که پایش به مجلس میرسد. در بین جناح غالب نیز بسیاری از نهخودیها به تیغ جراحی هیئتهای اجرایی وزارت کشور سپرده شدند. پیش از آنکه کارشان با تابه سرخ شورای نگهبان خامنهای برسد.
پس تاکیدا در این بین مجهولی وجود ندارد. اما در بین همه معلوم، یکی از جنس دردی بزرگ است. حال که خامنهای اهرم نمایش مشروعیت، یعنی شرکت مردم در نمایش را از دست داده، چاره چیست؟ ملایان باید به این بیچارهگی پاسخ دهند.
با وجود اینکه اکثریت اصلاحطلبان قلابی پیشتر تاکید کردهاند مردم از هر دو جناح عبور کردهاند. اما فقدان نمایش مشروعیت، خطر بالاتر براندازی را در چشمانداز قرار میدهد. پس باید چارهیی جست. همه حربهها به کار گرفته میشود.
خامنهای به میدان میآید. وی اعلام میدارد که مخالفت با شرکت در انتخابات، مخالفت با «جمهوری اسلامی» است. این سخن بیراهه نیست. کاملا درست است؛ مخالفت مردم ایران با جمهوری اسلامی ملایان. وی اما پا فراتر مینهد و اعلام میدارد مخالفت با انتخابات، مخالفت با «اسلام» نیز هست!
حنای اصلاحطلبان دیگر رنگی ندارد
اما جوهر این حنا از پیشها تمام شده است. دیگر رنگی ندارد. حربه دین دیریست که در ایران زنگار بسته است. حربه دیگر، چشمک و چراغ به جناح مغلوب حاکمیت است؛ البته مذبوح. چرا که اولا مردم از سالیان پیش معلوم ساختهاند که «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا». ثانیا اصلاحطلبان قلابی در عمل نیز کاملا جراحی شدهاند.
یعنی هیچ منفذی برای ورود اصلاحطلبان قلابی به مجلس نیست که عدهیی با این چشمانداز تطمیع شوند. پس تلاش خامنهای و دارودسته دارالحکومه برای استفاده از برگ آنان مذبوح است.
اما ساکتنشستن به منزله تایید نامشروعیت حاکمیت و مهر تایید بر تحریم گسترده انتخابات است. پس باز هم باید تلاش هر چند مذبوح را به کار بست تا اصلاحطلبان قلابی را به صحنه آورد. تا شاید در اوهام و گمان ملایان، اندکی فریفته این صحنهآوری شوند. شاید نمایش انتخابات مجلس، کمی، فقط کمی فراتر از صحنهی صرفا حضور و غیاب مساجد محل برای نماز رود!
از این روست که متعاقب دعوت خامنهای از مداحانش به تشویق مردم و پرهیزاندان از تحریم نمایش، با برگ «ضداسلامی» رئیسی نیز پیدایش میشود.
دیدار سران اصلاحطلبان با ابراهیم رئیسی با هدف «پیشنهاد افزایش راهکارهای مشارکت مردم در انتخابات»! دیداری که در آخرین هفتهها، به منظور دانه پاشیدن صورت گرفته است.
اما در این جا نیز همه چیز معلوم است. حاکمیت ولایت فقیه در کلیت آزمون خود را داده است. نتیجه نیز جز مردودی چیز دیگری نیست. مهر آن نیز در اسفند ماه بر کارنامه ملایان خواهد خورد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.