بررسی برخی از دلایل ماندگاری موجودیت ضد بشری رژیم ج.ا و نقشی این بررسی در براندازی اش // بارها گفته شده، امثالهم منتقد و نهایت تحلیلگریم، اساسا کار انتقادی با عملیاتی فرق دارد، عموم نظریات جنبه انتقادی و پیشنهادی دارد، بارها حتی از نظریات انتقادی امثالهم طرفهای مختلف به نفع خودشان استفاده کرده اند، امثالهم طرفدار هیچ حاکم و ضد حاکمی نیستم، و فقط طرف حقوق بشر هستم، اینکه در شرایط فعلی دموکراسی سکولار راه حل موقت (ممکن است تا نسلها نیاز باشد) برای اداره امور کشورها از جمله ایران پیشنهاد میشود، هدف برای تحقق رعایت حقوق بشر در بالاترین سطح کمی و کیفی است، وگرنه دموکراسی هم یک چیزی شبیه ابزار است و نه هدف.
اما بنگریم به مواردی که بسیاری از دیگران هم گفته اند درباره ماندگاری رژیم دیکتاتوری ظالم و جنایتکار و فاسد ضد بشری ج.ا، این رژیم ج.ا، محصول چند وجهی از رویدادها و موقعیتهای عمدی و بَختی جنگ سرد دو بلوک سابق بوده است. همانطور ایران در برهه قرون نوزدهم، اساسا بختی نداشت برای ماندن، اما بر اساس موقعیت (بَدبختی اجبار مکانی در حالت ضعف مَردُمانی) ژئوپولتیکش، و اینکه سرپل هارتلند اوراسیا و هندوستان زمان در تسلط بریتانیا بود، و حائل بین این هندوستان تحت سلطه بریتانیا با امپراتوری تزاری و بعدها شوروی، در واقع قسر در رفتن از تجزیه کامل و به تاریخ پیوستن موجودیتش، عملا کشور کنونی ایران در قرون نودهم و تا همین حالا حتی، بیشتر از آنکه ناشی توان و اراده داخلی باشد در موجودیتش، ناشی اراده ابرقدرتها است، چیزی خوشایند مدعیان ملیگرایی و وحوش نژادپرست پانایرانیست و سایر پان…ایسمها نیست از پانعرب و تا پانترُک، این وحوش پان…ایسم، واقعیتها و حقایق را اغلب وارونهنمایی کرده و یا مخلوط با دروغ و راست کرده اند.
رژیم ایران کنونی بار دیگر در ضعف بزدلانه ترسیده از رویارویی از با اسرائیل و بزدلانه نیروهای نیابتی اش به جان مردمان اسرائیل و دیگران اندخته است و باندها مافیایی و پلشتهای فاسد انگلی چسبیده به رژیم ج.ا از سیگنالبازها و دلالها و تا صاحبان مؤسسات به اصطلاح آموزشی غیر انتفاعی ابتدایی و متوسطه و دانشگاهی خصوصی (مدرکفروشان و عاملان انحطاط فرهنگی مردمان ایران و همکاران جنایتکار ج.ا در فساد آموزشی و اقتصادی و…، از جمله همین مراکز فساد آموزشی عامل دادن مدارک تحصیلی و مهارتی و دانشگاهی بدون پشتوانه علمی به کارکنان و مزدوران و سرکردگان ج.ا در نهادای کشور و لشکری اند و عامل بدبختی اقتصادی و فرهنگی تا فجایع ایدئولوژیک سیاسی هستند، حراملقمگان صاحب مؤسسات آموزشی خصوصی، از عاملان اصلی تزریق این همه خائن و جنایتکار فاسد در نهادها هستند)، همگی عوامفریبی سعی میکنند در واقعیت ماجرا ماندگاری خود کشور کنونی ایران و از جمله رژیم ج.ا و تمام انگلهایش از مستقیم و یا غیر مستقیم (اپوزسیوننمایی به ظاهر ضد رژیم و حتی اسلامستیزان هتاک حراملقمه وحشی ضد بشری تروریست جنگ روانی و بقیه وحوش تروریست در پوشش ضد ج.ا)، چرندبافی میکنند از لافهای ماندگاری ایران بخاطر قدرت نظامی و غیریت مردمان ایران!، نه! میزان بالای بیاهمیّت بودن ایران برای مردمان ساکن ایران بسیار بالاست.
کسانی واقعا علاقه مند به ماندگاری کشور ایران هستند تعدا اقلیت هستند، اینان هم عموما نفعی در ماندگاری این کشور و از جمله رژیم ج.ا میبینند، اندکی مدعی دیوانه و روانپریش احتمالی هستند که مدعی اند خاک این کشور با بقیه کشورها فرق دارد و نظرکرده خدایی است، و حتی با ذکر اشعاری فردوسی (احتمال زیاد ابات است جعلی که شاهنامه چسباندن و ود این شاهنامه نیز کلی مورد ظن و گمان و حتی به ثابه آثار مذهبی، تصحیحنویسی شده و بین مدعیان شاهنامهپزوهی اختلاف است و گاه دواهای شدیدی بین اصلت نسخهها پیش میآید!، با این وجود اهمیی ندارد حتی واقعا فردوسی چنین گفتههای ضد قلانی و ضد بشری گفته، فردوسی هر چند کتاب منسوب به این شخصیت احتمالا واقعی، خود را همواره پیروی خرد و دانش معرفی میکند، پس از دو حال خارج نیست، اونیز مانند بقیه انسانها مرتکب خاطا شده و یا این ابایت جعلی است، نظر شخصی ام این اس ظن بر جعلی بودن بیشتر استف چون کلا شاهنامه به شدت بر خردگرایی و عقلانیت تاکید دادر و بعید است چنن سخن ضد عقلانی بزند که اگر ایارن نباشد، کل جهان نباشد و مردمان بقی جهان و حتی مردمان ایران ارزش زیست زندگی ندارند اگر ایارن از بین برود! البته ایران تا اکون در عمل از بی رفته است و آن ایران تصویری فرودسی عمدتا د افغانستان و پاکستان و کشورهای آسیا مرکزی است تا ایران، یعن حتی ایران امروز هم تمام جزئی ایران تصوری فردوسی بشماریم، حتی نیمه تا یک سوم آن ایران شاهنامه ای نمیشود!)، مدعی اند اگر ایران نباشد، هیچ کسی در ایران و جهان حق حیات ندارد! این وحوش اساسا دیگر آخر توهم هستند یا کاسبی دارند از باب تحمیر مردم عوام داستان دوست پای داستانسراییهایشان بنشنینند، ایران و از جمله حکومت ج.ا، بیش از آنکه ناشی اراده مردمان و قدرت حکومت بزدل و ضعیف لافزن آخوندی_سپاهی اش باشد، بیشتر ناشی عافیتطلبی و سیاستهای پلشت ابرقدرتها است.
این جرثومه رژیم ج.ا، تا اکنون با وحشیانهترین روشهای سرکوب و جنایت و ظلم و فساد توانسته خوشخدمتی کند برای باندها بین اللملی مافیای قدرت و ثروت حراملقمگی و لولوی سر خرمن برای سرکیسه کردن کشورهای همسایه بری خرید سلاح، تا کی بالاخره این غرب و شرق سکولار منافعشان اقتضاء کند این جرثومه ج.ا و حتی کشور کنونی ایران فروپاشند؟!
این فجایع انحطاطهای همهجانبه مردمان ایران، ناشی تحریم کالاهای بشردوستانه تا فساد آموزشی، همگی با هماهنگی سیستماتیک و سازمانیافته در رژیم و دولتهای اجنبی غربی و شرقی است. یکی مشکلات بزرگ مردمان دموکراسیخواه و حامی حقوق بشر در این کشور کنونی ایران، عمدتا احتمالا همین چیزهایی است که گفتم. این چیز عجیبی در سالهای نخست بود که چرا هر وقت منتقدی میاید از گرانی و کمبود فلان کالا مورد نیاز مردمان عادی میگوید در رسانههای داخلی یا اجنبی، اوضاع بدتر میشود؟!
این توحش تروریستی عمدی همکاری مجموعه ای پان…ایستها و ج.ا و اجنبی و کاسبان تحریم و برخی از مردم فاسد و حریص و دزد داخل، هر روز گرانی و کمبود مصنوعی کالاهای بشردوستانه! حدود ۹ ماه از سال قیمت ارز دولت تدارکچی تقریبا ثابت نگه داشته، اما قیمت کالاهای بشردوستانه بیش از ۱۰۰% متوسط گران شده است! این توحش تروریستی حاصل کار این جنایتکاران و با یاری دیگر عوامل، که از حوصله این مطلب خارج است.
چرا که نه حکومت ضد بشری ج.ا و نه جنایتکاران ضد بشری تحریمچی مثلا درباره کالاهای بشردوستانه تسهیلات نمیکنند؟!، کاملا واضح است، هم اجنبی تحریمکننده هم حاکمان و عاملان فاسد رژیم هممان مایلند در ایران نسلکشی و کاهش جمعیت و گسترش فقر باشد، وجود یک کشوری در موقعیت ژئوپلتیک فعلی با جمعیت سر حال و مرفه و با سواد و کارآفرین و مملو از نخبه مفید برای تعالی معنوی و مادی بشریت و با آی.کیو بالا نمیخواهند! متاسفانه شانس زیادی مردمان ایران ندارند در این زندهمانی در میان وحش ضد بشری از پان…ایسمها و رژیم ج.ا و اجنبیان تحریمچی.
حالا شاید درک کنید از موضع عجیب امثالهم درباره “ادعای طرح زدن سر افعی” از سوی برخی اپوزیسیون و اسرائیلیهای زخم کاری خورده از رژیم تروریستی ج.ا (همان طور بارها رئوس و عوامل ج.ا گفته اند برای نابوی اسرائیل از راه رعب و وحشت افکنی تروریستی در جهت مهاجرت معکوس و ویرانی اقتصادی اسرائیل)، بله، امثالهم عمق آچمزی و چند سر بدبختی بیچارگی مردمان ایران درک و مشاهده کرده، و اگر این مردمان شانس بیاورند و اسرائیلیان و غربیان بخاطر خطر تروریسم رژیم ج.ا بالاخره بخواهند کمک کنند به مردمان ایران تا از شر این هیولای ج.ا و مخلفات ضد بشری رها شوند، که نفع عظیمی به جهان بشریت خواهد رسید و چه از نابودی و جنگ جهانی و هسته ای آینده جلوگیری کند، این وحوش ج.ا اگر به بمب اتمی دست یابند با این سطح توحش و ترویستی که نشان دادند به نیروهای نیابتی خودشان عیله مردمان خود داخل ایران تا اسرائیل، هیچ بعید نیست با دستیابی به سلاح کشتار جمعی همچون بمب اتم، مرتکب جنایت عظیمتری بشوند!، هیچ بعید نیست همانطور که فناوری و ساخت ابزار و تجهیزات و پول برای ساخت موشک و پهپاد برای تروریستهای پاناسلامی فرستادند، درباره سلاح اتمی هم همینکار بکنند!
پ.ن:
این مطلب ویراش شد طبق معمول!، افسوس نمیشود بیش از این در مجال کوتاه و ناامنی زیستی ام، حقایق بگومی، البته گفتنش چندان هم مفید نیست، بعید میدانم این همه مدعی خردمندی و مطالعه ندانند این حقایق را(؟!)
در تکمیل، اساس منکر خدمات در زمان حکومتهای معاصر (۲۰۰ سالا اخیر) نیستمف قطعا از منظر شخصیتی احتمال باید داد بخش بزرگی اشخاص در درون همین حکومتها، و بهویزه دو پادشاه آخرین ایران یعنی رشاضاه ئ محمدرضاشاه، خدمات بسیاری شده است. اما کلیت قضیه ماندگاری خود کشور کنونی ایران و اینکه چرا با وجودی همان مدعیان ملیگر و پانایرانیست چنان مبالغه میکنند و پر حرارت از پهلوی دفاع میکنند، و داستان برنادهای تجزیهطلب مطرح میکنند، به این سؤال مهم جواب نمیدهند، در الیکه در ظاهر سخن پاایرانیستهاف منافع غربیان و آن صیهونیستها تجزیه ایران بوده و اساس شورویها نیز در دصدد تجزیه و جدایی کامل مناطق به اطلاح قوی و تکه تکه بودند و در عمل در تبریز و مهاباد حکومتهای وابسته به شووری ایجاد کردند، این امریکا و انگلیس (حامیان اسرائیل و یهودیان)، مانع شدند با حمایت واقعی و حتی علنی از تمامیت ارضی و مخالفت با تجزیه ایران؟!، حقیقت اظهر من المش است در این دویست ساله اخیر، نیروهای وحدتطلب چندان قدرتی نداشتند و حتی رضاشاه در آن ظهور اسطورهای و قهرمانی سرکوب جداییطلابان خوانین عرب و بخیتاری و قشقایی و ….و جنبشهای جمهوری جنگل و پسیان در خراسان و غیره (دقت نماید حتی نظر گذار به توان رزمی رضاشاه در اوایل حکومتش، بعید د مجموع از خوانی بخیتاری بوده باشد، خوانین بخیتاری در عمل بزرگترین نیوری نظامی ایارن تاز زمان رضاه داشتند از اواخر قر نوزده تا اوایل قر بیستم، رضاشاه بدون حمایت اطلعاتی و سیاسی انگلیس بعید بوده بتواند از پس خوانین تقزیبا استقلالطلب و جداییطلب بخیتای بربیاد) ، بدون حمایت و اشارت غربیان، داستان بزرگتر ایرانخواهی الگارش تُرکان اذربایجان بوده! الیگارش سرمایه داران ترکان اذربایجان همیشه در صدد توسعه ارضی و توزیع جمیعیت ترک زبانان در تمام ایارن و توسعه بافت جمعیتی از تبریز به سمت تهرن و حتی تا مشهد و اتصال خط تاریی جاده ابریشم جنوب البرز بود اند و از سوی دیگر خط اتصالی مرکزی از زنجان و همدان و غرب اصفهان و بخش چهار محال و سمیرم و لبه کوهستان غرب شیراز تا خلیج فارس و اتصال کلونی ترکزبان شهر بابک(عجیب چند شقی هدمندی بوده میان کرمان وشیراز، این شهر اصلی فارسی زبانان!)، آیا این بافت جمعیتی و منافع سرپلسازی شمال به جنوب برای روس چگونه میتوانسته خنثی کند بجز حمایت غربیان از حکومتهای دیکتاتوری مرکزی که همزمان بتوانند کشور ایران و مردمانش را از لحظات مثبات تمدنی و فرهنگی و رفاهی و اقتصادی عقب ماند نگه دارد و هم امکان جدایی بخشهای قومی که صدها سال انگیزش استقلال از مرکزیت ایرن پارس داشته اندف بخصوص استقلالطلبی عربها که کمترین سنخیت دارند با همزیستی با بقیه مردمان ایران، و به از سوی دولتهای عربی ضد ایرانی و ضد فارسی حمایت میشوند.
البته این نظریات شخصی ممکن اشتباه باشد، اما تواریخ را فاتحان معمولا مینویسندف منتقدان مستقل مانند امثالهم همیشه از منابع منتشره و دست دوم استفاده میکنمی و با تلاش آنالیز و تحلل، دسترسی به خوانش و مطلعه منابع دست اول نداریم.
متاسافنه این ترس از تجزیه و جدایی (غلو شده و تشددی شده توسط پانایرانیستها و قوای امنیی حکومتای پهلوی ج.ا)، ابزار بقای حکومت ج.ا بوده استف از ترساندن مرمان ایارن ز برای اتحاد و براندازی رزیم دیکتاتوری تررویستی و ضد بشری ج.ا! این خز و خیلهای داغون و داغون تر از یکدیگر پان…ایسمها و احزاب چپ و راست و سلطنتطلب و به همانند جناحین و جناح بازان ج.ا همگی مرتجع هستند و حتی در اروپا و غرب آزاد، باز به جان هم افتاده و عرضه تشکیل یک اتحاد اپوزیسیون واقعی برنداز ندارند!، ریشه ارجاعی آنها و خواسته ابرقدرتها بده یا نه؟!
اما بختی احتمالی، این باگ بزرگ توطئه براندازی پادشاهی مطلقه پهلوی نسبتا مدرن و ترقیخواه با حکومت مرتجع ضد بشری و تروریستی ج.ا چی بود؟!، این اگ توطئه برآمدن ج.ا، رکب خوردن غربیان (حامیان و تسهیل کننده برامدن ج.ا) از ای افعی است، ان غربیان دائما از عذاب و دار مکافاتی کائناتی طبیعت سیلی و ضربه حقیقت میحورند، با یان وجود اقتضئات برتریجویی و استکبرای محافل قدرت و ثوت رغبی و حقایق ژئوپلتیک تا امرز بده که کشورهی نظیر افغانستان (نقش آخوندیستهای و پان اسلامی در افغانستان مشابه در ایران است) و ایران بایست در این وضعیت اسفبار باشند، این نقش به صورت یک نوار کنرتلی از ترکیه تا تبت قرر بود در مقابل دسترسی روسیه به آبهای گرم اقیانو هند داشته بادشف تبت بعدا ضمیمیه چین کمونیست شد و اما چین کمونیست نتوانست هندوستان بشکافد و از مثلا از ناحیه آسام به اقیانوس هند دسترسی پیدا کند و همچنان اسیر تنگنای مالاکا است!، منظور ارتباط مستقبم است وگرنه چین- از راه حکومت کمونیستی میانمار- دسترسی مستقیم به اقیانوس هند دارد.
دانش ژئوپلتیک، دانش بزرگی است، امثالهم بنابرحسب اتفاق(!) و علاقه به مطالعات سیاسی و تاریخی و جغرافیایی از اوان نوجوانی، اندکی چیزهایی دریافتیم!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.