سیاست جوانی جمعیت ملایان و افزایش مجردها
به رغم تبلیغات گسترده حاکمیت ملایان پیرامون ازدواج و فرزندآوری، آمارها نشان میدهد ۱۲ میلیون جوان مجرد در ایران وجود دارد.
قطعا دلایل اقتصادی پشت این موضع خوابیده است. شاید نیز برخی دلایل فرهنگی. اما شواهد زیر پوست شهر نشان میدهد اقتصاد در این مقوله حرف اول را میزند. صحبت از آمار ازدواج در ایران تحت حاکمیت ملایان است. فارغ از آنهایی که ممکن است به طلاق بیانجامد، اما میزان آمار ازدواج به شکل حیرتانگیزی، کاهش را نشان میدهد. سالهای اخیر از این حیث سرآمدند. [افزایش طلاق و کاهش فرزندآوری در ایران]
به دنبال افزایش سطح بهداشت خانواده در سالهای منتهی به انقلاب ۵۷، جامعه ایران شاهد انفجار جمعیتی بود. سالهای آغازین پس از انقلاب ۵۷ یادآور خانوارهایی پرجمعیت است. جامعه ایران این رویداد را به خوبی به یاد میآورد. کثرت فرزندآوری به اندازهیی شایع شد و رواج پیدا کرد که تبلیغات رسمی، برخلاف آن شد.
شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» آن سالها نیز در حافظه آن روزیها مانده است. شاید بتوان گفت ۲ نسل گذشت تا رویه برگردد. میتوان گفت در وهله اول نیز این برگشت حاصل وضعیت اقتصادی بود. خانوارهایی کنونی که آن زمان در خانوادهی پرجمعیت رشد یافته بودند حال به کمجمعیتی روی آوردند.
برخی نیز به دلایل اقتصادی توان و بنیه تشکیل خانواده و فرزندآوری را نداشتند و از ازدواج سر باز میزنند. فارغ از جنبههای روانشناسانهی سبک زندگی، ازدواج و تشکیل خانواده، وجود آمارهای بالای مجردها، خود گویاست.
۱۲ میلیون مجرد در ایران وجود دارد
اخیرا وزارت ورزش و جوانان ملایان اعلام کرده است جمعیت مجردهایی که ازدواج نکردهاند ۱۲ میلیون نفر است. قطعا این آمار مربوط به جوانان در سن ازدواج و یا در شرف آن است. یا آنهایی که اصطلاحا از سن ازدواجشان گذشته است.
مهدی متقی، معاون این وزارتخانه اعلام داشته است که بسیاری از مشکلات ازدواج جوانان برطرف نشده است. وی افزود سیاستهای حاکمیت در این زمینه کاملا شکست خوردهاند. اقدامات کمیتههای چون «ازدواج آسان» و افزایش وام ازدواج نیز بینتیجه بوده است.
روزنامههای حکومتی نیز این وضعیت را حاصل تورم مسکن و خوراکیها میدانند. بخوانید همان وضعیت وخیم اقتصادی و معیشتی که اولین تبعهی آن در سنین پساجوانی در ازدواج خود را بروز میدهد.
با این وجود بدون توجه به عوامل پایه اقتصادی، حاکمیت به دنبال اقدامات مذبوحانه است. از این خیل میتوان به وضع قوانین جدید برای ازدواج و زاد و ولد اشاره کرد. اخیرا «شورای عالی انقلاب فرهنگی» تلاشی اینچنینی انجام داد. تاهل و داشتن فرزند امتیازی برای عضویت در هیئت علمی دانشگاهها محسوب میشود!!!
از سوی دیگر بانک مرکزی حاکمیت اقدام مشابهی انجام داد. به مردانی که سربازی نرفتهاند نیز وام ازدواج و فرزندآوری تعلق خواهد گرفت. اصل موضوع یعنی ازدواج و فرزندآوری زیر علامت سوال است. اما حاکمیت به دنبال تزریق مسکن برای عوارض درد است و نه درمان خود درد. به بیان دیگر از درد نالان هستند و همزمان از درمان گریزان. البته نه از درمان درد خویش که از درمان در دهکهای پایین.
فقر، عامل اصلی مجرد ماندن جوانان
به عبارت دیگر کودکانی که چند دهه قبل در خانوارهای پرجمعیت رشد کردهاند حال گرفتار معضل دیگری هستند. یا توان ازدواج ندارند یا در صورت ازدواج و بچهدارشدن تامین هزینههای زندگی متاهلی برای آنان مشکل مضاعفی شده است. امری که میتوان گفت عامل اصلی آن، یقینا سیاستهای حاکمیتی است.
در ایرانی که بر روی دریایی از ثروتهای طبیعی و انسانی استوار است، ازدواج و فرزندآوری نیز آماج مدیریت غلط قرار گرفته است. این در حالی است که جامعه کنونی ایران نیز در این مقوله هنوز سنتی به شمار میرود. یعنی باورهای سنتی در تشکیل خانواده و فرزندآوری بر آن حاکم است. اما ضیق شرایط و اوضاع اقتصادی، باورهای سنتی را نیز مورد حمله قرار داده است.
دامنه بحران جدی است. از مدتها پیش جدی بوده است. از این رو علی خامنهای از یک دهه پیش، از ضرورت افزایش جمعیت سخن به میان آورد. در طول یک دهه این سیاست حاکمیتی هر چقدر بیشتر پیگیری شد، نتیجه کمتری حاصل شد. چون عامل تاثیرگذار در جای دیگری بود. نتیجه افزایش عجیب و غریب مجردها در ایران است. رقم بارونکردنی ۱۲ میلیون جوان مجرد در شرف ازدواج و یا گذشته از سن ازدواج.
نتیجه آن که با وضعیت فعلی حاکمیتی، در باز هم بر همین پاشنه خواهد چرخید. امیدی به اصلاح اساسی امور در این زمینه نیست. دگرگونییی اساسی میبایست تا نه شرایط به دهههای پیشین بازگردد، که جوانان حداقلهای یک زندگی مشترک و فرزندآوری و تامینش را داشته باشند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.