بیدرنگی شبه انقلاب، پس از تکرار تهدید تمامیت ارضی ایران توسط روسیه و چین و اعراب، ای فرماندهان و سربازان نیروهای مسلح، کودتا براندازی کنید علیه رژیم ج.ا آخوندیستی و حاکمیت سکولار برقرار کنید، وگرنه شما بیغیرتها، باید زنانتان شما از خانه بیرون کنند و بگویند بیغیرتها به جای اینکه مردم عادی ایران برای آزادیهای حقوق بشری سرکوب کنید، بروید رژیم میهنی مردمی ایرانی واقعی ایجاد کنید و خانه وطن آزاد کنید از دیکتاتوری ضد میهنی و بعد به خانه شخصیتان برگردی، شما پول میهن گرفتید و اکنون میهن نیازمند اقدام شبه انقلابی براندازی شما است. بروید شبه انقلاب کنید و پرچم شیر و خورشید بجی پرچم رزیم اشغالگر ج.ا برافراشید بر سراسر ایران و سرود ملی ای ایران از همه رسانههای حاکمیت پخش کنند و مردم ایران هم قطعا استقبال و حمایت میکنند از این اقدام میهنی شما.
این تیتر کامل و واضح و تکلیف را مشخص میکند، بیخودی وقت تلف نکنید، یا شما ایرانی و سر سفره حالال پدر و مادر ایرانی بزرگ شده اید و یا مشتی حراملقمه اِشغالگر ایران هستید و خائن، از امروز تا روزی در خدمت حکومت رژیم ج.ا ضد بشری و ضد ایرانی باشید، خائن و حراملقمه هستید. تنها شرط و معیار اثبات ایرانی بودن شما، براندازی ج.ا و اسقرار حاکمیت سکولاری رژیم میهنی مردمی ایرانی پارسی است.
امروز ثابت شد، مدعیان احتمالا اغلب اپوزیسیون چپ و جمهوریخواه و پادشاهیخواه (پهلویدوستان) از جمله اشخاص مریم رجوی، رضا پهلوی و بقیه مدعیان ایرانگرایی سکوت کرده اند!، سکوت ثبت در تاریخ شد، نشان داد مردمان کشور ایران پارس، در مقابل دولتهای تازه تأسیس جنوب خلیج فارس، تنها هستند. از لحاظ تاریخی و حقوقی دولت نژادپرست پانعربی “امارات متحده عربی” حق ادعای حاکمیت بر جزایر سهگانه (بوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک) ندارد (در نژادپرستانه بودن این دولتها همین بس که نام عربی آورده اند بر اسم کشورشان! و این فرق میکند با نام کشور ایران پارس، در تحولات تاریخی این نام برگرفته بر سرزمینش و پارسی ایرانی شامل همه اتباع است، این حماقت نظام آموزشی و نخبگان و دسایس زبانشناسی اجنبی بود که پارسی دری به فارسی تقلیل دادند و شاخه زبانهای پراسی/پرشین که صدها سال در دانشگاهها و مجامع علمی دنیا بود را به زبانهای ایرانی تغییر نام دادند! و دو سر سوخته شد، چرا نام دوگانه ایران پارس- شبیه بوسنی هرزه گوین- میتوانست هرهمه گروههای زبانی در کشور ایران بومی بنماید و مثلا میتوانستند بگوید تُرکی ایرانی و کُردی پارسی و اینگونه درکنار پارسی دری، همگی احساس چسبندگی جغرافیایی تاریخی به این کشور میداشتند و اکنون دیر نشده و میتوان نام دوگانه ایران پارس احیا کرد)، این جزایر از چند هزار سال پیش همواره در تملک و حاکمیت دولتهای ایرانی بوده و هست. بجز در مواقعی که در اثر ضعف دولتهای ایرانی، اجنبیان استعمارگر این جزایر تصرف کرده بر اساس سیاست تفرقهافکنی بین مردمان منطقه، این اختلافافکنی ایجاد کرده است.
آگاهان میدانند، شرایط طوری نیست در وضعیت فعلی با هیچ کشوری سرشاخ شود ایران، تنها راه این است نیروهای مسلح با حمایت مردمان (که امروزه بالاترین حد خواهان براندازی رژیم خائن و ایرانفروش ج.ا است)، شبه انقلاب کنند و این رژیم آخوندیستی ایدئولوژیک پاناسلامیستی (در پشت صحنه در خدمت پانعربیسم) براندازی کند. در این دنیای پلشت هیچ دوستی و دشمنی بین کشورها نیست و حکومتها بر اساس منافع ملی عمل میکنند، حکومت رژیم ج.ا ۴۵ سال بر اسا منافع ایدئولوژیک پاناسلامیستی (پانعربی مخفی) عمل کرده و نه منافع ملی ایران پارس باستانی را!
این تنها راه نجات از فروپاشی و تجزیه ایران است.
اما بگذارید بگویم، روسیه و چین، با این کارهایشان، خودشان از نظر تاریخی و حقوقی خلع سلاح کردند در برابر تجزیهطلبی، چین و روسیه عملا و در آیده شاید نزدیک، به دیگران اجازه دادند که سرزمینهای ادعاییشان ر جدا کنند، ای چین و ای روسی، اگر چند سال دیگر، که شرایطی ایجاد شد و مثلا تبت و ایغورستان و مغولستان داخلی و منچوری و دهها جمهوری و منطقه خودمختار قومی-ملی روسیه از خاک اصلی این دو کشور شدند، یادتان باشد اول خودتان خیانت کردی به حقوق تمامیت راضی و معاهدات بین اللملی. شبیه همین موقعیت برای سایر کشورها از جمله امریکا و اروپا مصداق میکند، اگر بر فرض- به سوءاستفاده تنهایی مردمان ایران- این خیانت را بکنند، حتی ایران محو کنند از جغرافیایی سیاسی، این سیستم دار مکافاتی طبیعت، به شما بر میگردد. زمان بزودی این سخنان اثبات میکند.
در اینجا، مئسله، خودمختار یا خودمدیریتی و حتی فدرالیسم و جدایی مردمان داخل ایران، مسئله داخلی است، قبلا گفتم، برخلاف توهمات پانایرانیستها، دیگر چسبندگیهای مذهبی و فرهنگی و باستانگرایی به لطف حماقتها شاید خیانتهای مدعیان ایرانگرایی، فقط و فقط استقرار حاکمیت سولار دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر و عدالت و ایجاد منافع مشترک میان همه مردمان ایران و رفع تبعیض میان همه گروههای زبانی و عقیدتی است، منافع مشترک یعنی، پایان دادن رژیم سیستماتیک رانت و مافیایی و ظلم و جنایت و فساد، توزیع ثروت سهام مالیک همگانی ملی (از تمام داراییهای روی زمین وزیرزمینی و زیردریایی) میهنی میان همه فرودستان و به سرعت رفع فقر است، نه ۵ سال دیگر، بلکه همین امسال.
بدرود
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.