درنگ و بیدرنگیهای تاریخی، بلای خانمانسوز پان…ایسم چهار ساله سه گروه قومی-زبانی هندواروپایی و سامی و آلتائیک و جنگافروزیهای زورمندان ای تیرهها بر بشریت تا امروز آورده اند // این مطلب کوتاه در پاسخ چرایی این همه بلا و مصائبی که بشریت میکشد، این گروه قبایلی بدوی بیابانگرد و کوچنده و دامپرور نیمه وحشی به مدت چهارهزارسال است جهانیان را گرفتار جنگ و آشوب و کشتار و بیعدالتی کرده اند، هر سه گروه، که اجداد بدویشان چندان بهره ای فرهنگ و تمدن (به معنای مثبت و گرنه تمدن امروزی مملو مزایا و معایب است و یکی نتایجش نابودی هزاران گونه زیستی جانوری و گیاهی و… است.
و نابودی بخش مهمی قابلیت زیستی کره زمین است ناشی همین تمدن بشری / ارتّه به معنی زمین مرتفع و اشاره به توفان بزرگ و آبرفتی زمینهای کم ارتفاع دادر که بعدها به صورت داستانهای حماسی اسطورهای وارد ادبیات دینی و حماسی سه گروه قبایل کوچنده رمه دار هندواروپایی و سامی و آلتائیک شد)، اما به روی تمدنهای اولیه که بنظر نخستین آنها بومیان موسوم به سیاهپوستان دراویدی (ارتّه/ایرئیه تریه به معنای سیاه چردگان) بودند که احتمالا تمام نواحی حاصلخیز قابل کشاورزی دشتها و کوهپایهها و درّههای از سواحل شرق مدیرترانه و بین النهرین (میانرودان) و فلات ایران پارس و هندوستان در برمیگرفت تمدنهایشان، مردمان احتمالا بخشی از هموساپینها مهاجرت کرده از شرق افریقا در ۱۵۰ هزار سال پیش بودند، که بعد آخرین اثر بخبندان بزرگ (۱۲-۱۸ هزار پیش)، موفق به اختراع کشاورزی و کشت غلات و تمدن اولیه یکجانشینی شدند.
اسطوره آدم و حوا در ادبیات دینی ابراهیمی-توراتی و گیومرتا ایرانی پارسی (به معنی موجودی گیاه مانند از رویش گیاه و تبدیل به انسان/مرتا شده است) نیز به همین اشاره دارد، تا هزاره دوم پیش میلاد، هنوز دشتهای شبه جزیره عربستان و آسیای مرکزی از بارشها آسمانی سرشار و دشتها پوشیده ساوانا و چمنزار بود رمههای گوسفند و بز و گاو اسب و شتر و سایر ستورانشان جای چریدن داشتند، این قبایل تقریبا همزیستی با تمدنهای سیهچردگان ارتّه ای داشتند، تا اینکه در موقع خسکسالیهای طولانی که حدود دو هزار سال به طول انجامید، آبگاههای عظیمی که به صورت رودهای پهناور (در ادبیات فارسی به دریا تشبیه شده که حتی هم اکنون امودریا سیردریا در لهجه فارسی افغانستان رایج است) و دریاچههای آب شیرین و شوری و کوهستانهای مرتفع که پوشش متراکم جنگلی داشت، که به صورت سد طبیعی میان این قبایل سهگانه با تمدنهای کشاورزی دراویدیها بود از میان رفت، خوی مسالمتجو دولتشهرهای ارئیه ترییه/ارتّه ای ها و پراکندکی و عدم انسجام حکومتی آنها از یک طرف و از طرفی اتحاد قبایلی و خوی جنگاوری و آشنایی با اسب سواری و تیراندازی از روی اسب و استفاده از سوارهنظام، موجب شد، تمدنهای پرجمعیت دراویدی سیه چردگان (ایئریه تریه/ارتّه ای) یک به یک سقوط کنند، سومر توسط قبایل سامی آموری /اکدی، و اشغال و تصرف تدریجی ایلام (هلمتّه) و دولتشهرهای شهر سوخته سیستان و تمدنهای سیلک و کاسی و لولوبی و گوتی و غیره در فلا ایران پارس و مناطق هندوستان توسط هندواروپاییان از سمت آسیای مرکزی (فرضیه قوی) مانند سومر سقوط کنند.
اما از آنجا بدویان سه گانه از سطح فرهنگ و تکنولوژی پایینتر بودند، ضمن تعرض و تجاوز جنسی (کنیزی گرفتن زنان و کشتار مردان که رایجترین شیوههای نمیه وحشیهای باستانی بود) و غارت اموال، آن بومیا سیهچرده به بردگی گرفتند، مجبور شدند برای اداره کشوردرای زبان و خطهای بومیان دراویدی استفده کنند و به شدت تحت تاثیر تمدن فرهنگشان قرار رفتند، ب طوری به نظر امثالهم، زبان فارسی در واقع ادامه زبان بومیان سیهچرده ایلامی و بومان فلات ایران پارس است، و پل انتقال به لغات و فرهنگ به زبانهای هندواروپایی و در و واقع زبان پارسی یا فارسی والد مدرنیزه شدن و امروزی شدن هر سه گروه زبانی هندواروپایی و آلتائیک و سامی است، علت این همه اختلافات و اینکه دعوا میکنند پان…ایسمها و جعل و درغ میگویند بخاطر همین وامواژهها بخصوص از نوع تمدنی و کشاورزی است، چرا این قبایل فاقد تمدن و کشاورزی بودن و تمام ابزار و وسایل و دیگر کلمات و اصطلاحات تمدنیشان از راه زبان فارسی ایلامی وارد این زبانها شد، سپس بخشی از قبایل هندواروایی (از مسیرهای شمال آسیای مرکزی و یا پس عبور و زد و خوردهای ویرانگر با بومیان از راه حاشیه غربی دریاچه کاسپین و غیره) به اروپا مهاجرت کردند و بخشی فرهنک و زبان فارسی ایلامی با خود بردند و با زبان تیره و ژنتیک قبایل بدوی اروپا ترکیب شدند و اروپاییان امروز بوجود آمدند.
احتمالا بجای ویل دورانت بودم، بهجای نوشتن تاریخ تمدن، بایست تاریخ توحش بشریت مینوشتم!
درباره زبان فارسی، جفاهای زیای شده است، به قول استاد فقید خسرو فرشیدورد، بجز فرهنگستان اول، که بزرگان زبان و ادب فارسی همچون بهار و غیره بودند، بقیه فرهنگستانها مضر برای این زبان بودند، ه چند اساسا فرهنگسنان و معادلسازی حکوتی برای یک بان ارگانیک چند هزارساله شبه اسپرانتویی همچون فارسی، بلاهت است، این زبان طبیعی بئجود آمده برای ارتباط بین میلیون تن انسان در طول چند هزار سال با زبان و گویش و لهجههای مختلف، که طبیعتا بایست ساختار شبه اسپرانتویی و شناوری و انعطافی ساختار دسوری داشته و برای همین در شعر پارسی، با وجودی فعل و فاعل و مفعول و صفت و موصوف و اسم وغیره دائما جابجا میشود و اما میگویند نظم! در حالی در ظاهر بینظمی است، این بیظمی زبان ساختاری فارسی، عین نظم است، چون مفهومگرا است، برای همین ابر زبان است و بقیه زبانها هیچکدمشان همانند زبان فارسی نیستند و تازه برخی در صد سال اخیر خواسته اند از روی زبان فارسی (دانسته یا نداسته) کپیبردری کنند شبیهش بسازند و زبان جهانی مانند اسپرانتو منتشر کنند، از بد حادثه و انحطاط اجتماعی و وجود حکومتهای قومی و مذهبی، اجازه ندادند زبان فارسی به گسترش جهانشمولی ادامه دهد وگرنه زبان فارسی بهترن وراحت زبان برای میانجی میان تمام بشریت است، راحتی زبان فارسی به قدری است، که آنهایی که فارسی همچون زبان مادریشان است، برای یادگیری زبان غیر فارسی به مشکل میخورند، این هم طبیعی است، چون مغز آنها عادت کرده با سخن گفتن به راحتترین زبان جهان، در حالی سایر گویشوران غیر فارسی، زبان فارسی سریع یاد میگیزند، چون مغزشان به زبانهای مادری غیر فارسی که دشوارتر اس از فارسی، امادگی بیشتری دارد برای یادگیری زبان فارسی، اگر دشمنی حکومتهای ابرقدرت نباشد با ای زبان فارسی، زبان فارسی به سرعت زبان اول جهان میشود بگمانم دشمنی استعمارگران گذشته انگلیسی و روسی و عثمانی و اعراب در برانداختن زبان فارسی از مین قابلیت جهانشمولی شدنش است. و هنوز این حسادت و دشمنی در نقاب طالبانیسم و به صورت پشتونیسم در افغانستان در حال نابودی جایگاه زبان فارسی هستند.
یک زبان میانجی و جهانشمول، بایست بسیار منعطف باشد در برابر اشتباهات تلفظی و صرفی و دستوری در عین حال بالاترن توان انتقال پیام داشته و دارای لحن و آهنگ زیبا و گوشنواز باشد، و همه این ویژگیها در زبان فارسی (پارسی دری/تاجیکی) جمع است و هیچ زبانی بنظر در تاریخ چون توانی ندارد و این یکی از میراث تمدنهای اولیه جهان یعنی سیهچردگان دراویدی (ارتّه/ایئریه تریا/ایریته ای) است. تمام مطالب این نوشتار در اصل فرضیاتی است بر اساس مطالعات و آثار دیگران، قطعا ممکن ات دچار اشباهاتی شده باشم، اینها اشاراتی است برای اهل تحقیق و منتقدان مستقل و بی غرض و بدون تعصب کار علمی و انتقادی و تحلیلی میکنند.
بدرود
نقشه جغرافیای مردم شناسی احتمالی ۸۰۰۰ سال پیش
این نوشتار در پاسخ این مطالب فلانیها بود
آنانی-که،-جنگ-اباطیل،-رازگشایی،-صلح
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.