بوم شناسی فرهنگی به بررسی روابط میان محیط زیست، فرهنگها و یا جوامع می پردازد. در یک تقسیم بندی و به لحاظ محیط شناختی ما با دو گروه از انسانها روبرو هستیم. ۱) انسانهایی که وابسته به محیط پیرامونشان هستند و به آنها مردمان بومی یا

ecosystem people  گفته می شود. ۲) انسانهایی که از چندین محیط استفاده می کنند و مردمان زیست کره ای یا biosphere people نامیده می شوند. دسته ی نخست، صرفاً با بهره مندی از یک یا حداکثر دو تا سه محیط، تامین معاش می کنند. نمونه ی آن مردمی هستند که در نزدیکی ساحل دریا زندگی می کنند و از منابع زمینی و دریایی پیرامون خویش استفاده می کنند. می توان جوامع غیر صنعتی و مردمان رانده شده از جوامع توسعه یافته را نیز جزء همین دسته دانست. اما دسته ی دوم مردمی هستند که زندگی شان با نظامهای فن آورانه ی جهانی گره خورده است. آنها نه تنها از محیط پیرامون خود بلکه از منابع کل زیست جهان استفاده می کنند. برای نمونه شهروندانی که وسایل برقی شان را از ژاپن، پوشاک از ترکیه و چین، شکلات از آلمان، قهوه از آفریقا، ماشین از آمریکا و لوازم آرایشی را از فرانسه تهیه می کنند. نتیجه آنکه، تقابل میان این دو دسته، مسئولیتهای ویژه ای را در رابطه با محیط زیست ایجاب می کند. انسانهای تک محیطی برای بقای خویش نیازمند فضایی هستند که همیشه در دسترس باشد تا بتوانند از منابع آن به سهولت و به سرعت استفاده نمایند. به همین جهت اگر آنها متوجه شوند که عملکردهایشان به طبیعت آسیب وارد می کند از ادامه ی آن خودداری می کنند. چرا که طبیعت برای این گروه از مردم سرچشمه ی نیازهای اساسی شان به شمار می رود.

به بیان دیگر مردمان تک محیطی احساس مسئولیت شدیدی در قبال محیط زیست خود دارند. در دو کشور اندونزی و فیلیپین می توان نمونه های چنین جوامعی را  مشاهده کرد. آنچه که در مناطق روستایی نگران کننده است صید بی رویه ی آن دسته از حیوانات یا قطع بیش از اندازه ی آن گروه از گیاهانی ست که تنها منبع درآمد روستاییان می باشد. این امر از آن جهت نگران کننده است که در مواردی یک گونه ی جانوری تنها منبع درآمد ساکنین منطقه است، به همین جهت از یک سو بومیان منطقه بسیار به آن وابسته می باشند و از سوی دیگر شکار زیاد آن موجب آسیب به اکوسیستم و یا انقراض گونه می گردد. از این رو، کشورهای توسعه یافته و ثروتمند باید با همکاری بومیان منطقه و با روشهایی که در فرهنگ آن جامعه پذیرفتنی ست برای حفاظت پایدار از محیط زیست بکوشند. چراکه افزون بر دلایل ذکر شده، تخریب خواسته یا ناخواسته ی بخشی از طبیعت موجب ایجاد خلل – هر چند کوچک- در کل زیست بوم می گردد. حمایت کشورهای توسعه یافته از بومیان مناطق فقیر به آنها کمک می کند تا بتوانند بهای حفاظت از جنگل ها و حیات وحش را پرداخت نمایند.این هدف دقیقا در گوشه ی دورافتاده ای از اندونزی در ناحیه ی غربی گینه ی نو و درکوههای آرفک (Arfek mountains) محقق شده است .

در این منطقه، گونه ای از پروانه به نام پروانه ی بال پرنده ای ((birdwing butterfly زندگی می کند  که از جمله بزرگترین پروانه های جهان است. فاصله ی بین دو سر بالهای آن از یکدیگر نزدیک به ۴۰ سانتی متر است که به دلیل بزرگی و رنگارنگی بالهایش از دیر باز مورد علاقه ی اروپاییان بوده است. اما از سوی دیگر جنگل های کوه آرفک نه تنها زیستگاه این گونه از پروانه و دیگر جانداران است، بلکه محل زندگی مردم مویلی  (Moili) یعنی بومیان ساکن منطقه نیز هست. بومیانی که تنها راه تامین معیشتشان شکار و فروش پروانه های بال پرنده ای ست که  پربها هم می باشند. در نتیجه ی شکار زیاد پروانه ها جمعیتشان به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. از این رو با همیاری سازمان حفظ محیط زیست، بومیان مویلی پروانه ها را به شکلی دیگر شکار می کنند. مویلی ها درخت موی ویژه ای به نام اریستولوکیا را در باغها می کارند زیرا به تجربه پی برده اند که این پروانه ها بر روی این گونه از درخت می نشیند.

بعد از آنکه پروانه های وحشی بر روی آریستولوکیا تخم گذاشتند، از آنجا می روند. لاروها از تخم بیرون می آیند، از برگ درخت تغذیه می کنند و پس از مدتی به دور خود پیله می تنند. اما پیش از آنکه پروانه ها از پیله بیرون بیایند بومیان آنها را از شاخه ها جد ا کرده و برای فروش به شهر می برند. در شهر مراکزی برای خرید پروانه ها وجود دارد که آنها را با بالاترین نرخ در بازار جهانی، از روستاییان خریداری می کنند. بهایی تقریبا برابر یک دلار برای هر پروانه. سپس مسئولین، پیله ها را در اتاقهایی با دمایی مناسب نگه می دارند تا پروانه های بالغ از پیله ها بیرون بیایند. سپس آنها را می کشند، بسته بندی می کنند و به سرتا سر دنیا می فرستند. برای بومیان این منطقه محیط زیست و پروانه های بال پرنده اهمیت ویژه ای دارند زیرا درآمد حاصل از آن تنها منبع تامین معیشت بومیان می باشد.

از این رو آنها برای بقا و تولید مثل این گونه، تمام پیله ها را از روی شاخه و برگ آریستولوکیا جمع آوری نمی کنند. به این ترتیب پروانه ها و بومیان منطقه ازآینده ای ایمن برخوردار خواهند بود.نمونه ی دوم اسب دریایی ست. امروزه دست کم ۵۰ کشور در جهان هستند که به خرید و فروش اسب دریایی می پردازند. اسب دریایی به شکل زنده در آکواریومها و به صورت خشک شده در طب سنتی استفاده می شود. هر ساله نزدیک به ۲۰ میلیون اسب دریایی صید می گردد که البته این تقاضا پایانی هم ندارد. نتیجه ی چنین شکار بی رویه ای کاهش چشمگیر جمعیت محلی آنهاست چرا که اسب دریایی مانند دیگر ماهیان چندین هزارتخم نمی ریزد بلکه تنها چند صد اسب دریایی کوچک می زاید و شگفت انگیز اینکه عمل زایش توسط جنس نر انجام می گیرد. در برخی از نقاط فیلیپین معیشت مردم بومی وابسته به صید اسب دریایی ست. از این رو در این منطقه نیز برنامه ی حفاظت پایدار از محیط زیست آغاز شده است و هدف آن در نظر گرفتن نیازهای انسان و اسب دریایی ست.

هدف از پروژه ی اسب دریایی- که پروژه ای طولا نی مدت می باشد- حفظ جمعیتهای سالم گونه و خویشاوندانش و نیز تامین زیستگاهی مناسب برای آنهاست. پس از فروش اسبان دریایی صید شده، تعداد و ویژگی های آنها توسط مسئولین ثبت می شود تا عوامل موثر بر جمعیت آنها بررسی گردد. سپس اسب دریایی  خشک، و به کشورهای خارجی فرستاده می شود. در این روش، مانند دیگر نمونه های حفاظت پایدار، به نیازهای انسانی نیز توجه می شود. به دانش آموزان محلی که در ثبت داده ها همکاری کنند، کمک هزینه های تحصیلی داده می شود. با اطلاعات داده شده توسط بومیان و ارزیابی های متخصصان، میزان شکار اسب دریایی به طور دقیق ثبت، از صید بی رویه ی آن جلوگیری و از جمعیتهای سالم و توانا در تولید مثل محافظت می شود. با کمک این پروژه، روستاییان علاوه بر صید به مقدار مناسب، از درآمد حاصل از صنایع دستی و توریسم مرتبط با اسب دریایی نیز بهره مند خواهند شد. این دو نمونه، مثال هایی بودند از شرایط زندگی و شکار مردمان تک محیطی که عمده و یا تنها راه گذران زندگی شان محیط زیست پیرامون آنهاست. تفاوت میان این دو دسته- مردمان بومی و زیست کره ای-  در احساس مسئولیتی ست که در قبال محیط زیست دارند. اگر دسته ی نخست به اهمیت موضوع پی ببرند احتمالا نه تنها طبیعت را ویران نمی کنند بلکه در نگهداری از آن نیز خواهند کوشید. بنابراین اقتصاد مبتنی بر اکوسیستم احساس مسئولیت نسبت به محیط زیست را افزایش می دهد. حال آنکه وضعیت مردمان زیست کره ای که از منابع بیشماری در جهان بهره می برند به کلی متفاوت می شود.

اگر بخشی از زیست جهان قادر به برآوردن نیازهای آنها نباشد، بی درنگ به سراغ منابع دیگر خواهند شتافت. بنابراین طبیعی ست که آنها تمایل کمتری به حفاظت از بوم نشان دهند. در نتیجه ی بی توجهی این دسته از مردم در استفاده از منابع طبیعی، کل زیست جهان در معرض خطر جدی قرار می گیرد. به همین جهت حامیان محیط زیست برآنند تا چرخشی در نظام بهره برداری از محیط زیست صورت دهند. بدین ترتیب که مردمان زیست کره ای نیز به گروه مردمان بومی بپیوندند. با این روش آنها به میزان قابل توجهی به خودکفایی خواهند رسید. در این صورت آنها منابع مورد نیاز خود را نه از محیط های دیگر بلکه از بوم خود فراهم خواهند کرد و در این صورت برای حفظ و بقای آن نیز  خواهند کوشید.
منابع:
۱.    Encyclopedia of Anthropology, H.James Birx. editor
۲.    Environmentalism and Cultural Theory, Exploring the role of anthropology in environmental discourse, Kay Milton
۳.    State of the Planet, the 3ed section, David Attenborough, BBC

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)