مازوتسوزانی و سوزاندن زندگی شهروندان
مازوتسوزانی در هفتههای اخیر مانند سالهای گذشته بلای جان شهروندان ایرانی شده است.
دیرگاهی است که بحران با بحران پاسخ داده میشود. هر بحرانی که پیش میآید به جای حل آن، مسکنی موقتی به آن تزریق میشود. صحبت از مازوتسوزانی است.
سالیانی است که حکومت ایران به دلیل کمبودها و فقدان سرمایهگذاری در صنایع مختلف انرژی روی به آن آورده است.
اکنون دیگر مسئله بغرنج شده و ابعاد پیچیدهتری به خود گرفته است.
در آستانه فصل سرما در سال جاری، اظهار نظر مقامات حکومت آمیخته با یاس و امیدواری بود. مهدی چمران در آذر ماه صحبت از آن به میان آورد که «امیدواریم در تهران مازوت استفاده نشود».
بلافاصله اعلام شد که وضعیت قرمز آلودگی هوا در تهران به دلیل مازوتسوزانی در کلانشهر پایتخت است. سوده نجفی، رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران، استفاده از مازوت را دلیل اصلی آلودگی هوای تهران عنوان ساخت. نجفی افزوده بود مردم به جای اکسیژن مازوت تنفس میکنند.
خبر بعدی تکاندهنده بود؛ از جانب مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران. تنها در سال ۱۴۰۰ در تهران ۶۳۹۸ نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند. همچنین وی عنوان کرد در سال ۱۴۰۱، تهران تنها ۳ روز هوای سالم را تجربه کرده است.
یک گزارش محرمانه وزارت نفت نشان میدهد در سال ۱۴۰۱، روزانه ۲۵ میلیون لیتر مازوت در کشور مصرف شده است. این رقم متوسط مصرف روزانه بوده و در زمستان اوج گرفته است. رقم بیسابقه ۴۳ میلیون لیتر مازوتسوزانی در روز!
این میزان با ترکیب گوگرد بسیار غلیظ ۳.۵ درصدی همراه با ۱۱۰ میلیون لیتر گازوئیل مصرف شده است. در زمستان نیز میزان مصرف گازوئیل به ۱۲۸ لیتر در روز اوج گرفته است.
اعلامها و انکارها در مورد مازوتسوزانی در نیروگاهها
با این وجود یک انکار رسمی همیشگی، توام با برخی اعلامها در مورد مازوتسوزی در بین سران حکومت وجود دارد. هر از گاهی نیز اظهار نظرات غیررسمی آماری تکاندهنده را نشان میدهد.
علیرضا عباسی، عضو کمیسیون کشاورزی مجلس در آذرماه یک نمونه از این اظهارات را رسانهیی کرد. وی در ۱۳ آذر گفت: «گازوئیل استفادهشده در نیروگاهها استاندارد نبوده و معادل مازوت است». وی افزود گوگرد این گازوئیل چند ده برابر حد استاندارد است. یعنی گازوئیلی که الان استفاده میشود تقریبا همان کار مازوت را میکند.
اما همزمان سیاست انکار نیز به موازات پیش گرفته میشد. علیرضا فخاری استاندار تهران در ۱۴ آذر اعلام کرد «تاکنون خبر موثقی مبنی بر استفاده از مازوت در نیروگاهها نداشتهایم»!
اما ۱۵ آذر مرتضی خاتمی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس مازوتسوزی در نیروگاهها را تایید کرد. وی گفت «به نظر میرسد مازوت در برخی از نیروگاهها همچنان مورد استفاده است». وی همچنین افزایش آمار فوتیهای ناشی از آلودگی هوا را مورد تایید قرار داد.
۱۶ آذر لطفالله سیاهکلی دیگر عضو مجلس، مازوتسوزانی در نیروگاهها را تایید کرد. وی اعلام داشت که در نیروگاه رجایی قزوین مازوت میسوزانند.
در روز ۲۰ آذر شرکت تولید نیروی برق حرارتی شازند اراک نیز تایید کرد که در این نیروگاه مازوت میسوزانند. این شرکت به همراه شرکت گاز استان مرکزی، طی اطلاعیهیی از تصمیم برای مازوتسوزانی در روزهای آتی خبر داد! ایسنا همزمان گزارش داد این نیروگاه ۲۰ آبان تا ۱۵ اسفند ۱۴۰۱، روزانه ۷.۵ میلیون لیتر مازوت سوزانده است.
همزمان اعلام شد که وزارت بهداشت ملایان افزایش مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا را تایید کرده است. آمار این وزارتخانه حاکیست در ۱۴۰۱، حداقل ۲۶ هزار ایرانی جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست دادهاند! [مازوت؛ زهر حکومت در حلقوم مردم]
چرا مازوتسوزانی؟
۲۲ آذر انکار دیگری صورت گرفت. علی سلاجقه، رئیس سازمان محیط زیست ملایان اعلام داشت «مازوتسوزی دور از کلانشهرها انجام میشود.»
۲۵ آذر یوسف یوسفی، مدیرکل محیطزیست استان مرکزی از روزانه ۴ میلیون لیتر مازوتسوزی در این نیروگاه شازند خبر داد. یوسفی علت این امر را «ناترازی» گاز در کشور دانست. بدین معنا که کمبود گاز در زمستان باعث مازوتسوزانی در این نیروگاه شده است. این در حالی که ایران در حال حاضر سومین تولیدکننده گاز در میان کشورهای جهان میباشد.
اما در ۲۸ آذر، تقوی مدیر عامل شرکت تولید برق منطقه مرکزی رقم ۵.۱ میلیون لیتر در روز اعلام کرد.
همچنین برخلاف اظهار نظر سلاجقه، در ۲۹ آذر مشخص شد که نیروگاه فردیس کلانشهر کرج نیز در حال مازوتسوزی است.
در حال حاضر ایران جزء ۸ کشور اصلی آلودهکننده هوای جهان است. کسری گاز یکی از دلایل مازوتسوزی است اما در سومین کشور تولیدکننده گاز جهان جای بسی تعجب دارد. دلیلی اصلی اما جای دیگری است. در فقدان توسعه زیرساختهای تولید انرژیهای پاک.
بر اساس گزارش سازمان ملل ایران، سومین کشور با دریافتی بالاترین میزان دریافت انرژی خورشیدی در جهان میباشد!
طبق مستندات، از برنامه پنجساله چهارم، دولت موظف بوده ۵ هزار مگاوات برق از طریق انرژیهای نو تامین کند.
اما به رغم وجود منابع خورشیدی عالی در ایران، هیچ گاه چنین اتفاقی است. در زمینه صنعت گاز نیز هیچگاه بهینهسازی اصولی صورت نگرفته است. نتیجه کمبود گاز در و لاجرم مازوتسوزانی و مرگ دیگر نه در خاموشی شهروندان ایرانی.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.