بیدرنگی توهمزُدایی، نقش فعال و مؤثر نژادپرستان آریاییگرا (مدعی ایرانگرایی/ملیگرایی) و دینسالاران (از جمله اسلامگرایان) در تقویت جداییطلبی قومی // طی دهههای اخیر اشخاص بسیاری از میان مردمان تُرکزبان و کُردپنداران در ساحت شاهنامهپژوه و کرسیدار استاد زبان فارسی پررش و معرفی شده اند، آیا اینان دایه بهتر از مادر برای شبه جامعه فارسیزبانهای ایران هستند؟!، میزان ادعاهای دایههای بهتر از مادر برای فارسها از دو رگه و چند رگههای گلیکی-تُرک و کلا تُرکها در به تظاهر به ایرانگرایی و پشا نقاب اسلامگرایی شیهی ولایی یا ایرانگرایی طی دوران پهلوی و ج.ا نشان پروژههای نفذ پشت قوط ظاهری حاکمیت تقریبا هزارساله غیر فارسها بر محدوده جغرافیایی که از دهه ۱۹۳۰ میلادی به لطف نفوذ این جریانهای غیر فارس کشور ایران-پرشیا (فارس-ایران) به ایرانشد، حذف نام فارس/پرشیا، در راستای پروژه تئوری کشورسازی یا کشورفروپاشی عناصر غیر فارس بود، امروزه برخی از عوامل لمپن مذهبیو ایرانگرایی در ظاهر کت و شلواری و کرواتی، عملا هر آن کس که سخنی درباره تاریخچه جنایتامیز مدعیان ایرانگرایی و ملیگرایی آریایی بگوید تهدید به خیانت و قتل (اعدام و ترور) میکنند، تروریسم ملیگرایی، مانند تررویسم اسلامگرایی و قومگرایی در گناهگاه غربیان و متفقانشان، در شهها و جزایر خوش و آب هوای غربی و پشت تریبونهای آزادشان، هر گونه فحاشی دریغ نمیکنند به مردمان داخل ایران، توهم وجود اقوام و ژزادی موهوم که بومی ایران بودهبه نام آریایی، که بومی ایرن و تشکیل شده در ایران بوده اند، سپس از ایران به خارج طی هزارههای گذشته بوده اند، از نجا دیرینهترین اثر نوشتاری زبانی هندواروپایی سنگنبشتههای داریوش و خشارشاه هخامنشی است، نهایت ۲۶۰۰ سال سابقه آنهاست، در حالی در همین سنگنبشهها، کلا دایره واژگانی چند صدتا است، در حالی همین هخمانشی ادعایی آریایی، مجبور بوده از زبان عیلامی (ایلامی) که به خانواده زبانهای قدیمیتر بومیتر فلات ایران (پرشیا) تعلق دارد و جزء هیچکدام گروههای اوقام سه گانه مهاجم کوچنده (هندواروپایی، سامی، آلتائیک) به تمدنهای یکجانشین سیاهپوستان بومی فلات مرکزی ایران هستند، و آکدی (بابلی) سامی استفاده کند.
جالب است طی چندین هزاره اخیر، عمده صحنهگردان جنگها و تجاوزان و کشتار ویرانگری توسط سه گروه قومی-زبانی هندواروپایی و سامی و آلتائیک در سراسر جهان بوده اس و طی این چند هزار سال میلیونها تن کشته و آوراه و بیخنمان و تغییر بافت جمعیتی بومیها انجام شده و در اثر جنگافروزی این سه گروه، فرهنگ و زبان و دینهای بومیان نابود و یا تغییر کرده است، آیین مهرپستی و پرستش ایزد خورشید که از آیینهای دینی گسنرده د سراسر مناطق آسیا و افریقا و حتی اروپا بوده، توسط این سه گروه قومیت زبانی منهدم شد و ادیان جدیدتر حکومتی زرتشتی (بِهدینی) و ابراهیمی عمدتا جایگزین شده است.
در مطالعه تاریخ ادیان بهویژه ادیان اوقام مهاجم کوچنده سهگانه، متوجه میشویم این ادیان اساسا ایدئولوژی حکومتی بوده و توجیهگرا حکومت پادشاهان (شاهِ خدایی و یا خداشاهی) بوده است، به اسم خدا، یک سری برساختهها (احکام) دینی و بعضا خرافتی و ضد عقلانی ترویج داده اند. حاکمیت کاستی و طبقاتی در دوران حکومت زتتشتی (بهِدینی) ساسانی، نشانه یک حاکمیت باستانی کاستی بود که بعدها حکومتهای آپارتاید نازیستی و غیره در قرن بیستم میلادی در صدد ایجاد دوباره اش بودند، در حقیقت در تفکرات ایدئولوژی نژادپستی آریاییگرایتن، چندان نامی ا دموکراسی و حقوق بشر نمیبرند و مگر برای عوامفریبی، آنها خودشان به خوبی میدانند اکثر مردم ترکبان ایان خودشان تِرک خطاب میکنند و اغلب در شرایط آزادی اگر بدانها بگوی آذری، آنها میگویند ما تُرک هستیم، این واقعیت میدانی ایران است.
دهها سال مدعیان آریاییگرایی فارسزبانهای ایران تشویق کردند و در واقع شتسویی مغزی نمودند که خودشان از قومیت فارس نداند، اساس منکر وجود قومیت فارس هستند در برابر قومگرایی تُرک و کُرد و غیره، در این وانفسای نغه هویتی فارس، زبانشناسی غربی و شرقی اجانب به کمک ضد فارسی در ایران آمد و تا توانست زیرگروههای فارسی را جدا کرد، تا قبل از دهه ۱۹۳۰ میلادی و اقدام عجیب حکومت پهلوی در حذف پرشیا از نام دوگانه ایران، تمام زبانهای هندواروپایی در ایران را زبانهای پرشین میگفتند از جمله کُردی، اما به لطف ایرانگرایان، این زبانها از پرشیایی (فارسی) به ایرانی منتقل شد، یک زخم و تیر کرای دیگر بر هویت یکپارچهساز مفهوم ایران زدند به اسم ایرانگرایی!
سپس ضد فارسهای به کمک هژمونی دانشگاهی غربیان وشرقیان (بهویژه روسی) شروع کردند به جدایی افکندن میان گروههای گوشی و زبانهای پرشیایی/فارسیانی، نخست پشتو و تاجیک و هزاره و غیره شاخه شرقی را اختراع کردند و بعد شاخه غربی و شمال غرب یو جنوب شرقی، در پیاش زبان لُری از دل فارسی بیرون کشیدند، اما پروژه جداییطلبی بایست کنترل میکردند و این حق برساختگی زبانسازی و سپس قومیت و ملیتسازی محدود به جدا کردن گروهها از فراسی محدود باید میبود و ای حق شامل جدایی از گروههای کُردی و لُری و گیلکی نمیشد، یعنی زبان بخیتاری و زبان لکی و زبان فِیلی نبایست از کُردی و لُری جد میشد، چون هدف که علم زبانشناسی نبود!، بلکه هدف جدا کردن زبانها از زبان فارسی و تبدیل گروه زبانی به قومیت و سپس ملیت و مقدمهچیی برای تشکیل کشورهای قومی بود، در راستا نبایست گروه زبان تُرکی دستخوش جدایی شود و در نتیجه هرگز اجازه ندادند از میات تُرکزبان ایان زبان تُرکیگرا و در پی اش قومیت و ملیت تُرکی بیرون بزند!، قومیت و ملیت کرمانجی و سورانی و کرماشانی نبایست بیرون میزند!
اما زبان و قومیت و ملیت راجی این حق داشت بیرون بزند از دل فارسی مناطق مرکزی ایران!، چون راجیهای یکیا ز تیرهای خلاص ضد فارسی بود که میتوانست پروژه قومیتسازی و ملیتسازی ضد فارسی تکمیل کند، در همین راستا، زبان و قومیت و ملیت بلوج نبایست تجزیه و جدای بیفتد و مثلا زبان و قومیت و ملیتهای خاشی و بمپوری و میرجاوی بیرون بزند! و اما بلوچی حق دارد سیستانی زیرشاخه ملیت بلوج کند!، از طرفی سیستانی اگر نتوانستند زیرشاخه بلوچ کنند، تا جایی میتوانند آنها از منطقه سیستانی فراری و مهاجرت بدهند وباقی مانده به زبان سیستانی و سپس قومیت و ملیت سیستانی تغییر دهد، در این راستا زبان قومیت و ملیت قهستانی بری جدایی فارسی خراسانی حق جدایی دارد!
در منطقه فارس شیراز، زبان قومیت و ملیت لارستانی حق جدایی از فارس دارد!، در شمال مازنی حق جدایی از فارس دارد، به همین منوال ناگاه متوجه میشویم، هویت فارس (پرشین) از زبان فروپاشی ساسانی که احتمالا بیش از ۷۰ جمعیت ایران (در محدوده ایران فعلی) زمان سلطه عرب، بالغ بر دهها میلون تن خود را پراسی (فارس) میدانستند و احتمالا بیش از ۵۰ میلیون تن، امروزه به ۴۵% و کمتر از ۴۰ میلیون تن برسند، در حالی آن اتفاقا ۱۴۰۰ ساله اخیر روی نمی داد از جنگ و قحطی تا تغییر بافت جمعیتی، احتمالا جمعیت فارسی ایران میبایست بالغ بر ۲۰۰ میلون تن و بیش از ۸۰% جمعیت ایران امروز میبود! حتی از لحاظ درصد و تعداد نفوس کمتر از دوره ساسانی!
این ابرپروزههای تغییر بافت جمعیت چهقدر دموکراتیک بوده!، کوچاندن کرامانجها و قبایل تُرکزبان از اناتولی و آذربایجان به نواحی فارسنشین خراسان و کرمان و فارس و چند شقه کردن پیوستار ژئوپولتیک زبانی فارس، با استانسازی های پهلوی و ج.ا تکمیلتر شد، ابتدا استان کرمان وفارس از هم جدا کردند، بعد بختیاری از اصفهان جدا کردند، سپس جدایی بوشهر و گمبرون (بندر عباس) از فارس و کرمان جدا کردن تا منطقه کرمان فارس دیگر به سواحل خلیج فارس و مکران (خلیج عمان) دسترسی ژئوپلتیک نداشته باشد!
وای وای! به بینید چقدر این حکومتهای پهلوی و ج.ا پانفارس بودند!، به بیند چقدر این حکومتهای ج.ا و پهلوی در راستای ستم ملی فارس نسبت به سایر قومیتها و ملیتهای غیر فارس بودند که کار هزار و چهار صدساله اعراب و ترکمان در عرض یک سال به سرانجام رساندند و کاملا فارس از اکثریت جمعیت و درصدی و پیوستاری ژئوپلتیک انداختند و مناطق آذرباجیان ترقی صنعتی و علمی دادند و قزوین و کرج و تهران با اکثریت غیر فارس و عمدتا تُرک زبان کردندً!، واقعا این پهلوی و ج.ا چقدر ضد ملیتهای غیر فارس و در خدمت فارس بودند! نواحی فارسینشین خراسان فقیر و دختر و زنان فارسی را متنفر از پارتنری با مردان فارسی کرده و دختران فارسی گله ای در حرمسراهای غیر فارسند! وای وای که این ج.ا و پهلوی چقدر ستم ملی کردند! از اینکه سواحل و جزایر شمال و جنوب ایران عرضه نداشتن فارسی زبان فارسینشین کنند و جولانگاه ملیتهای غیر فارس شده است! وای وای! به بین بی عرضگی پهلوی و ج.ا که بعد دهها سال نتواتند سواحل خیلج فارس و مکران و جزایر فارسینشین کنند!
آخر این دو حکومت خیلی پانفارس تشریف داسته اند و نمیخواستند بدنامی برای فارسها بماند ازبس دموکراتیک بودند هوای غیر فارسها داشتند و نخواستند فارسها ستم ملی کنند به غیرفارسها باری همین بزرگترن سرمایه داران آخوندی عرب پرست و عرب مآب و سپاهی غیر فارس و واقعا ضد ایرانی هستند، چرا که آنها پاسدارن انقلاب اسلامی هستند و نه پاسدارن ایران یا فارس، هر چند همیشه نام رسانههایشان فارس میگذارند و اما بزرگترین ظلم و جنایت و فساد در حق فارسی کردند به طوریکه نسلشلن تا حدی عقیم کردند چند میلیون دهه ۵۰ و ۶۰ به تجرد قطعی رسیدن بخاطر فقر و آپارتاید عقیدی شیعی و اسلامی و عملا دگراندیش و مردتها حق زندگی ندارند چه برسد به زدواج و حتی داشتن یک پارتنر!، حقیقتا! واقعا چقدر این حکومتهای پهلوی و جا ضد فارس بوده اند، میزان ضد فارس بودن این دو حکومت پهلوی و ج.ا در حق فارسی کردند عر و ترکمان با تمام قدرتهای کشتار جمعی و کوچندگیشان نتوانستند بکنند!
بیدرنگی انتقادپذیری(۳)، در بازشناسی آنهایی که نیکویانند و آنهایی که بدخویانند…

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.