ابر و باد و مه و خورشید و «سپاه» و «ستاد» در کارند تا مقام معظم نانی به کف آرد و …

علی‌بابای قصه‌ی «۱۰۰۱ شب»، خوش‌نام بود. رمز غار دزدان را یافت…اما این «علی»بابا با دزدان هم‌دست است؛ رمز غارت اموال مردم را جمیعا می‌دانند و حکومت می‌کنند… ۱۰۰۱ شب از حصر مخالفانش گذشته اما…

می‌گویند علی‌بابای قصه ۱۰۰۱ شب، رمز غار دزدان را یافت و به ثروتی رسید. این بار اما، علی‌بابا و دزدان، شریک‌اند و کدام شهروندی جرات می‌کند رمز ثروتش را دو دستی تقدیم این ائتلاف نکند؟

۱۰۰۱ شب از حصر میرحسین و کروبی گذشته و کسی چیزی نمی‌گوید. کروبی اما چند سال پیش، به ستاد اشارتی کرده بود. ستادی که اینک به برکت گزارش‌های «رویترز» جهانی شده است.

گزارش رویترز و شواهد موجود از دخالت‌های نهادهای زیر نظر رهبری نظام در ساختار اقتصادی کشور، نشان از نبود نهادها و سازمان‌هایی برای پاسخ‌گو کردن قدرت در سطوح بالاتر از قوه مجریه می‌دهد. شهروندانی که برای کسب اخبار خود به رسانه‌های حکومتی وابسته نیستند، احتمالا از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای و یا شبکه‌های اجتماعی و اینترنت، خبر ثروت افسانه‌ای «ستاد اجرایی فرمان امام» را خوانده‌اند و شنیده‌اید.

خبر دردناک‌تر این‌که نهادی که تحت نظارت رهبری است، می‌تواند با «مصادره» اموال و یا دست گذاشتن روی بخش‌هایی که دولت آزاد کرده، عملا دست به «خصوصی‌سازی» از نوعی بزند که هیچ کس جرات رقابت هم نداشته باشد و هیچ رسانه‌ای جز رویترز توان اطلاع‌رسانی نداشته است…

بعید است دست‌اندرکاران رسانه‌های اصلاح‌طلب از ساختاری این‌چنین ناآگاه بوده باشند. حضور فردی چون محمد شریعتمداری که هم در کنار خاتمی بوده و هم در کنار روحانی، که مورد حمایت اصلاح‌طلبان نیز هست، علامت‌های سوال زیادی را به بحث می‌افزاید. عضو ارشد ستاد، از سوی خیلی‌ها، اصلاح‌طلب هم به حساب می‌آید.

امروز، گروهی از قدرتمندان کشور بر سر گردنه ایستاده‌اند و با استفاده از احکام قضایی و نیز رانت اطلاعاتی، هرآنچه می‌پسندند را جذب یکی از بزرگ‌ترین ساختارهای اقتصادی کشور می‌کنند، بی آنکه به احدی جز «مقام معظم رهبری» پاسخ‌گو باشند.

اما این تنها «ستاد» نیست که می‌تازد. محمود احمدی‌نژاد چند سال پیش گروهی از سپاهیان را «برادران قاچاقچی» خوانده بود. برادرانی که هر آنچه می‌خواهند به دست می‌آورند و یا می‌فروشند. بسیاری در تهران و کردستان می‌گویند که کار توزیع مشروبات الکلی زیر نظر گروهی از سپاهیان انجام می‌شود. در باره نقش سپاه در انتقال مواد مخدر هم بارها گفته شده…محموله‌های بزرگ به سلامت از این سوی مرز به آن سو منتقل می‌شود و قاچاق‌چیان خرده‌پا حکم اعدام می‌گیرند. بسیاری از کول‌برانی که از کردستان عراق، مشروبات الکلی به داخل کشور آورده‌اند، جان داده‌اند، اما آنچه آورده بودند به‌دست مصرف کنندگان رسیده است…در پناه قدرتمند کدام نهاد؟

قوه مقننه، عملا نظارت بر «ستاد» و «سپاه» را غیر ممکن کرده است و قوه قضاییه نیز با صدور احکامی، اموال بسیاری از شهروندان «غیرخودی» را به نفع آن مصادره کرده است و «ستاد» نیز، با فروش همان اموال، گاه به صاحبان اولیه، فربه‌تر می‌شود. قوه قضائیه، رقبای سپاه در قاچاق را نیز از سر راه بر می‌دارد.

ثروت افسانه‌ای ستاد اجرایی فرمان امام، قدرتی به رهبری بخشیده که طبیعتا با کمترین نگرانی به آینده می‌نگرد، اما این تنها منبع ثروت ساختار رهبری نظام نیست. وقتی سید حسن خامنه‌ای نقشی تعیین کننده در وزارت نفت داشته و آستان قدس رضوی هم نگاهش به مشهدی بزرگ ساکن بیت باشد، می‌توان انتظار ثروتی بسی بیشتر از ۹۵ میلیارد دلار «ستاد» برای معظم‌له باشیم.

گرچه به قول عطا‌الله مهاجرانی، هیچ نقطه تاریکی در زندگی اقتصادی آیت‌الله دیده نمی‌شود، اما وقتی مالک و ناظر ثروت‌های افسانه‌ای غیر دولتی، رهبری باشد، پاکی تبدیل به لکه‌ای کوچک می‌شود و ناپاکی اقتصادی همه جا را فرا می‌گیرد.

ستاد نیز در سایه سپاه می‌تواند هر کاری در کشور بکند و کسی هم جرات نکند حرفی بزند و برگی رو کند.

بررسی نهادهای زیر دست رهبری و عدم پاسخ‌گویی‌شان به مردم و نمایندگان مردم، برای بخش بزرگی از شهروندان که امیدی به پاسخ‌گو شدن قدرت ندارند، ممکن است امری بی‌فایده به نظر برسد، اما نسل‌های دیگر از نسل فعلی حتما طلب‌کار خواهند بود که چرا به راحتی هر آنچه تحمیل شده بود را پذیرفتند و دم بر نیاوردند.

از سوی دیگر، طرح مساله باعث خواهد شد بخشی از شهروندان جستجوگر، انتظارشان از منتخبان بالاتر رود و خواستار پاسخ‌گویی شوند. باید رهبران سیاسی در این میان چه نقشی ایفا می‌کنند؟ آیا رئیس دولت در مقابل کل ماجرا سکوت اختیار می‌کند؟ آیا حاضر خواهد بود به طور رسمی، خواستار بررسی ادعاهای خبرگزاری رویترز شود؟ آیا دکتر زیباکلام که به تازگی گفته حاضر است اسمش را به «پری‌چهر» تغییر دهد، جرات می‌کند در باره نهادهای ثروت‌اندوز زیر نظر رهبری کلامی بنویسد؟

حاکمیت هرگاه به رای و بیعت مردم نیاز داشته باشد، مهربان می‌شود. باید دید آیا شهروندان می‌توانند خواستگاران بیعت را به پاسخ‌گویی وا دارند؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)